1. Inhalt
  2. Navigation
  3. Weitere Inhalte
  4. Metanavigation
  5. Suche
  6. Choose from 30 Languages

جهان

کنفرانس آناپولیس و دورنمای صلح در خاورمیانه

یک سال پیش بوش، رئیس جمهور آمریکا، در کنفرانس آناپولیس طرح صلح در خاورمیانه تا پایان دوران ریاست جمهوری خود را مطرح ساخت. یک سال از آن زمان می‌گذرد و به پایان دوران هشت ساله‌ی ریاست جمهوری بوش تنها چند هفته باقی‌ست.

؟از طرح صلح در آناپلیس چه باقی مانده است

؟از طرح صلح در آناپلیس چه باقی مانده است

اهود اولمرت، نخست وزیر اسرائیل در آخرین سفرش به آمریکا در دوران ریاست جمهوری بوش، خاطر نشان کرد که در زمان نخست وزیری او قدم‌هایی جدی در راه برقراری صلح در خاورمیانه برداشته شده و اکنون محمود عباس، رئیس تشکیلات خودگردان فلسطینی، باید اقداماتی مشابه برای نزدیکی به اسرائیل و برقراری صلح انجام دهد. البته آقای اولمرت پذیرفت که برای برقراری صلح اقدامات مشخصی لازم است که باید پس از انتخابات ِ اسرائیل و تعیین نخست وزیر جدید کشور انجام شود. برای نمونه مسائلی مانند برقراری صلح و جواب به سوالاتی از این قبیل که چه وقت اسرائیل شهرک‌های یهودی‌نشین را تخلیه می‌کند یا این که چه وقت خشونت و ترور از طرف فلسطینیان پایان می‌گیرد.

روشن است که هم اولمرت و هم بوش می‌خواهند قبل از پایان دوران زمامداری خود به عنوان فعالان صلح معرفی شوند و پرونده‌ای همراه با صلح داشته باشند، اما روند سیاسی در دو کشور نشان می‌دهد که بخت تحقق چنین آرزویی ناممکن است. بوش می‌خواهد در چند هفته‌ای که از مدت ریاست جمهوری‌اش باقی مانده، کاری کند که در هشت سال دوران اقتدارش انجام نداده است.

بوش تازه در سال ۲۰۰۷ بود که به این نتیجه رسید که برقراری صلح در خاورمیانه می‌تواند تاثیری مثبت در حل مشکلات بزرگ آمریکا در منطقه داشته باشد.

کنفرانس آناپولیس تنها خواست دو طرف را در برقراری صلح نشان داد، اما در واقع نتیجه‌ای به بار نیاورد. در همین دوران یک ساله بود که اسرائیل شهرک‌سازی در کرانه غربی رود اردن را توسعه داد، پست‌های کنترل مرزی را ازمیان نبرد و تنها به آزادسازی ۱۰ هزار فلسطینی به عنوان نشانه‌ی صلح‌دوستی اسرائیل بسنده کرد.

فلسطینیان نیز در این دوران به درگیری با هم مشغول بودند. مبارزه میان جنبش فتح، به رهبری محمود عباس در کرانه غربی رود اردن، و سازمان حماس در نوار غزه همچنان ادامه یافت و هر دو طرف سعی در تضعیف طرف مقابل کردند. این در حالی بود که ایالات متحده‌ی آمریکا نیز مانند گذشته بخت میانجی‌گری واقعی را از دست داد، زیرا با تایید کامل اسرائیل دیگر به عنوان واسطه‌ای بی‌طرف مطرح نبود، بلکه ابرقدرتی بود که برای به کرسی نشاندن منظور خود به میدان وارد شده بود.

آیا باراک اوباما، رئیس جمهور آینده آمریکا نظرگاهی انتقادی‌تر نسبت به اسرائیل خواهد داشت؟ مشخص است که اوباما، که در جهان عرب مورد تایید بسیاری کشورهاست، نمی‌تواند سیاستی انتقادی را نسبت به اسرائیل پیش برد و همچون رئیس جمهورهای پیشین آمریکا یکی از مسئولیت‌های خود را تامین امنیت اسرائیل خواهد دانست. اوباما شاید تنها به این هدف دست یابد که سیاست اسرائیل را نسبت به ایران، حزب الله و حماس تغییر دهد.

در همین زمینه: