1. Inhalt
  2. Navigation
  3. Weitere Inhalte
  4. Metanavigation
  5. Suche
  6. Choose from 30 Languages

جامعه

کاغذ و کاغذبازی

امسال برای سومین سال پیاپی کمبود کاغذ ناشران و مطبوعات را با بحران مواجه کرده است. بخش بزرگی از کاغذ مورد نیاز کشور با ارز دولتی وارد می‌شود. این کاغذ که نامنظم و گاهی ناکافی وارد می‌شود ناشران و مطبوعات را وادار به تهیه‌ی کاغذ از بازار آزاد و سپس فروش سهمیه‌ی خود در همان بازار می‌کنند. به این ترتیب بحران کاغذ، مصرف‌کنندگان را نیز به جرگه‌ی دلالان کاغذ وارد کرده است.

بخشی از کاغذی که با ارز دولتی وارد شده و در اختیار ناشران و نهادهای دولتی قرار می‌گیرد سر از بازار آزاد در می‌آورد.

بخشی از کاغذی که با ارز دولتی وارد شده و در اختیار ناشران و نهادهای دولتی قرار می‌گیرد سر از بازار آزاد در می‌آورد.

نشر و مطبوعات در ایران، به‌ویژه در چند سال اخیر، گرفتار بحران کاغذ‌اند و کاغذ گرفتار پیچ و خم‌های کاغذ‌بازی‌های اداری و بازیهای دلالان کاغذ.

بحران کاغذ، چون سالهای گذشته جدی است و کارشناسان بیم آن دارند که تاثیر سوء کمبود آن و افزایش قیمت‌ها نشر و مطبوعات کشور را بیش از پیش با خطر روبرو کند. در ماههای آخر سال و با نزدیک شدن نمایشگاه کتاب که مهمترین محل و موعد عرضه‌ی کتاب است نیاز ناشران بیشتر از هر زمان بوده و کمبود و نبود کاغذ آنان را با مشکلات بزرگی مواجه می‌کند. این بحران تازه نیست، چند سالی است که تکرار می‌شود و در دو سال گذشته وخیم‌تر شده است. سال گذشته در چنین روزهایی بود که روزنامه‌ی شرق مجبور شد صفحات زندگی روزنامه را حذف کند و کم مانده بود خود از صفحه‌ی زندگی مطبوعات حذف شود. شرق آن زمان نوشت «همان طور كه مى بینید صفحات زندگى فقط به دلیل نبود كاغذ از روزنامه امروز غایب است. روزنامه‌های غیردولتی و آنها که از کمک و حمایت دولت برخوردار نیستند مجبورند کاغذ خود را روزانه و از بازار آزاد تهیه کنند؛ بازاری که دست دلالان و محکتران را برای تعیین قیمت کاملا آزاد گذاشته است.»

تولید داخلی کاغذ گرچه هر سال افزایش یافته، و در فاصله‌ی سال ۸۲ تا ۸۳ از ۴۰ هزار تن به ۶۵ هزار تن رسیده، کفاف نیاز جامعه را نمی‌دهد. به این ترتیب بخش بزرگی از کاغذ مصرفی کشور از طریق واردات تامین می‌شود. از زمانی که کاغذ نیز به جرگه‌ی کالاهای اساسی وارد شد بخش اعظم واردات با کمک یارانه‌های دولتی انجام می‌شود. همین یارانه‌ها امروز به چنان معضلی بدل شده‌اند که برخی از ناشران چاره را حذف آنها می‌دانند.

بحران کاغذ ناشی از بروکراسی، سیاستهای نسنجیده و تشتت در تقسیم وظائف نهادهای دولتی و غیردولتی نیز هست. وزارت بازرگانی از واردکنندگان اصلی کاغذ است. در این میان برخی از تعاونی‌ها نیز مستقیما کاغذ وارد می‌کنند که تعاونی‌های تهران و قم و خراسان فعالترین آن‌ها هستند. به این ترتیب تعاونی‌های شهرستان‌های دیگر کاغذ مورد نیاز ناشران و مطبوعات شهرشان را از ارشاد تقاضا می‌کنند و آنها این درخواستها را به یکی از تعاونی‌های وارد کننده تحویل می‌دهند. در سالهای پیش که برخی از تعاونی‌های شهرستان مستقیم کاغذ وارد کردند، به دلیل نوسان بهای ارز متحمل ضررهای هنگفتی شدند. البته این ضرر را اداره‌ی حمایت از مصرف کننده تقبل می‌کند تا کاغذ در چرخه‌ی کاغذبازی بیشتر بگردد!

در بازار کاغذ قیمت‌ها اغلب کاذب است. بخشی از کاغذی که با ارز دولتی وارد شده و در اختیار ناشران و نهادهای دولتی قرار می‌گیرد سر از بازار آزاد در می‌آورد. این امر چنان ابعادی دارد که گاهی با تاخیر در دادن سهمیه کاغذی که در اصل قرار است صرف نشر شود قیمت کاغذ در بازار آزاد تغییر می‌کند. آخرین نمونه اواخر ماه ابان بود که قیمت کاغذ افزایشی شدید یافت. به گزارش میراث خبر [۲۲ آبان ۸۴] «به علت متوقف ماندن توزیع حواله‌های دولتی کاغذ، ظرف سه روز قیمت کاغذهای بندی، تا سی درصد افزایش یافته است. کاغذهای بندی کاغذهای سایز بزرگ هستند که اغلب توسط وزارت بازرگانی و برخی نهادهای وابسته به وزارت ارشاد وارد می شوند.» این حواله‌های دولتی به کاغذی مربوط می‌شود که باید راهی چاپ‌خانه شود اما سر از بازار درمی‌آورد.

منصور حاجی آخوندی، رئیس اتحادیه کاغذ فروشان با اشاره به نوسانهای قیمت کاغذ در واپسین روزهای ماه آبان گفته است «قیمت کاغذ کمی به قیمت واقعی خود نزدیک شده است.» و چه کسی بهتر از رئیس اتحادیه کاغذ فروشان خبر از واقعی و غیرواقعی بودن قیمت کاغذ دارد؟

ناروشنی‌ها در مورد کاغذ نه تنها در قیمت آن که حتا در مورد میزان کاغذ وارداتی نیز مشاهده می‌شود. به گزارش مهر اعضای شرکت تعاونی ناشران تهران اول امسال کاغذ مورد نیاز سال ۸۴ را ۵۰ هزار تن برآورد کرده بودند اما مدیریت شرکت تعاونی تنها با ورود ۳۵ هزار تن موافقت کرد. ظاهرا این کاغذ که ارز مورد نیاز آن اسفند سال ۸۳ تامین شده بود تا مرداد ماه سال جاری به کشور وارد نشد. این در حالی است که عضو هیئت مدیره‌ی تعاونی ناشران تهران محمد مهدی داوودی پور چند روز پیش [در گفتگو با خبرنگار کتاب مهر، ۵ آذر ماه] گفته است برای چهار ماه آخر سال «بر اساس پیش بینی ما باید حداقل۶۰ هزار تن کاغذ وارد ایران شود و اگر پیش بینی برای این مدت صورت نگیرد نشر کشور با بحران مواجه می شود.»

دیرکرد واردات و توزیع کاغذ ناشران و صاحبان مطبوعات را وادار می‌کند کاغذ مورد نیاز خود را از بازار آزاد تهیه کنند. آنها هنگام دریافت سهمیه‌ی خود آن را دوباره در بازار آزاد می‌فروشند. گذشته از این مسیر شناخته شده و علنی مسیرهای دیگری برای ورود کاغذ دولتی به بازار آزاد نیز وجود دارد. به گفته‌ی مدیر یکی از مطبوعات، یکی از راههای دست یافتن به کاغذ برای فروش در بازار آزاد اعلام تیراژ غیرواقعی است. او معتقد است «برخی از نشریات از این طریق کسری مخارج خود را جبران می‌کنند و برخی به سرمایه‌های عظیمی دست می‌یابند.»

به این ترتیب نه تنها در بازار کاغذ «دست دلالان و محکتران را برای تعیین قیمت کاملا آزاد گذاشته» شده که مصرف‌کنندگان نیز به جرگه‌ی دلالان کشیده می‌شوند تا بازار کاغذ سپید هر روز سیاه‌تر شود.

بهزاد کشمیری‌پور، گزارشگر صدای آلمان در تهران

  • تاریخ 29.11.2005
  • چاپ چاپ مطلب
  • لینک کوتاه شده http://p.dw.com/p/A7Qu
  • تاریخ 29.11.2005
  • چاپ چاپ مطلب
  • لینک کوتاه شده http://p.dw.com/p/A7Qu