1. Inhalt
  2. Navigation
  3. Weitere Inhalte
  4. Metanavigation
  5. Suche
  6. Choose from 30 Languages

جامعه

چین و آزادی عقیده و بیان: دیدار با دگراندیشی چینی

سازمان گزارشگران بدون مرز نیز در سال ۲۰۰۴ از لیو شیائوبو به عنوان مدافع آزادی مطبوعات تمجید کرد. اما همزمان با آن ماموران امنیتی در چین زندگی را بر او دشوار کرده بودند. دیدار و گقت‌وگویی با از لیو شیائوبو

حقوق بشر در چین: جلوه‌ای از رفتار پلیس

حقوق بشر در چین: جلوه‌ای از رفتار پلیس

در روز چهارشنبه ۸ اوت دولت چین با زرق و برق تمام مراسم بزرگ جشنی را برگزار کرد و با آن آغاز شمارش معکوس تا گشایش بازیهای جهانی المپیک را اعلام نمود: یک سال دیگر به آغاز این بازیها باقی مانده است. مراسم جشن روز ۸ اوت تنها موقعیت خوبی نبود تا دولت چین خود را به نمایش بگذارد. بلکه این مراسم زمینه‌ای را به دست داد تا اعتراضهایی نیز به بیان درآیند. از جمله گروههای مختلف مدافع حقوق بشر چین مسائلی را در پهنه همگانی مطرح کردند. در آن میان نامه‌ای سرگشاده نیز منتشر شد که حدود ۴۰ تن از روشنفکران منتقد به رهبری حکومت چین نوشته بودند. امضاکنندگان این نامه سرگشاده با انتشار نظرات انتقادی‌شان دست به خطر زده‌اند. آنان این را می‌دانند و با وجود این از خطر نمی‌هراسند. ماتیاس فون هاین، رییس بخش چینی رادیو دویچه وله، با یکی از امضاکنندگان سرشناس این نامه گفتگو کرده است.

دیدار در پکن

عصر است و در پکن هوا بسیار گرم است. دماسنج ۴۰ درجه سانتیگراد را نشان می‌دهد. یک ساعت طول کشیده تا در خیابانهای پکن مسافت حدود ۱۰ کیلومتر را طی کنیم. ماشینها سپر به سپر در خیابانهای تنگ جلو می‌روند، در شهری که مدت زمانی است که به لحاظ اقتصادی شکوفا شده است، و قرار است که المپیک هم بر شکوفایی آن بیفزاید.

بالاخره به هتل محل قرارمان می‌رسیم، هتل در قسمت غرب شهر پکن واقع شده است. در راهروی آن هوا خنک است. لیو شیائوبو منتظر ماست. این مرد لاغراندام ۵۲ ساله با موهایی کوتاه رییس انجمن مستقل قلم چین است.

حقوق انسانی برای همه

شیائوبو یکی از مشهورترین روشنفکران منتقد به رژیم چین است. با شلوار کوتاه و تی‌شرت سفیدش جرعه‌ جرعه قهوه می‌نوشد و آرام و خونسرد به نظر می‌رسد. او یک هفته پیش همراه با دیگر روشنفکران منتقد چینی نامه‌ای سرگشاده را امضا کرده و در آن بار دیگر دولت چین را به چالش طلبیده است. زمان خوبی را برای انتشار این نامه انتخاب کرده بودند: یک روز پیش از جشن بزرگی که به مناسبت آغاز شمارش معکوس تا گشایش بازیهای جهانی المپیک سال ۲۰۰۸ برگزار شد. امضاکنندگان نامه با تکیه بر منشور المپیک خواهان تکمیل شعار المپیک پکن شدند، اینکه شعار “یک جهان - یک رؤیا“ تبدیل شود به “یک جهان – یک رؤیا و حقوق انسانی برای همه“. از جمله خواستهایی که روشنفکران در نامه خود خطاب به سران حکومت چین مطرح کردند عبارت بود از عفو همه زندانیان سیاسی، تشکلهای مستقل کارگری و مطبوعات آزاد. همان گونه که انتظار می‌رفت، دولت چین واکنشی به این نامه نشان نداد. اگر چه ماموران سازمان امنیت چین بی‌تفاوت نماندند.

شیائوبو در این باره می‌گوید: “پس از انتشار نامه سرگشاده سر و کله ماموران امنیتی پیدا شد. آمده بودند با من چای بخورند. اما این دفعه نسبتا مؤدب بودند. فقط اشاره کوتاهی به نامه کردند. چیز دیگری راجع به آن نگفتند. تا ده – پانزده سال پیش وضع طور دیگری بود. آن موقع بندرت کسی نامه سرگشاده می‌نوشت و وقتی چنین چیزی منتشر می‌شد امنیتی‌ها خیلی عصبانی می‌شدند. اما از موقعی که اینترنت وجود دارد و اطلاعات به سرعت و به مقدار زیاد رد و بدل می‌شود، چنین چیزهایی هم بیشتر شده است.“

دستگیری اول

رفتار مقامات چینی با لیو شیائوبو همیشه نرم و مؤدبانه نبوده است. او را بارها دستگیر و زندانی کرده‌اند، نخستین بار کمی پس از سرکوب خونین جنبش دمکراتیک در میدان صلح آسمانی در ژوییه ۱۹۸۹.

شیائوبو می‌گوید: “مرا در ششم ژوییه دستگیر کردند. از میدان صلح آسمانی برگشته بودم و پیش یکی از دوستانم کمی استراحت کرده بودم. داشتم با دوچرخه به طرف خانه می‌رفتم. کمی به نیمه شب مانده بود. ماشینی به دنبالم بود که بعد به من زد و به کناری پرتم کرد. بعد ریختند سرم و به من دستبند زدند، چشمهایم را بستند، در دهانم پارچه‌ای فرو کردند تا صدایم درنیاید. پرتم کردند توی ماشین. فضای هولناکی بود. مثل فیلمهایی که در بچگی دیده بودم: آنجا که مامورهای حزب کومین تانگ کمونیستها را دستگیر می‌کردند. واقعا ترسیده بودم. فکر می‌کردم، معلوم نیست مرا به کجا ببرند و سر به نیستم کنند.“

“بازآموزی از راه کار“

شیائوبو را، که در آن هنگام استاد دانشگاه بود، یک سال در زندان نگاه داشتند. با این همه او پس از آزادی سکوت اختیار نکرد. در ماه مه ۱۹۹۵ بار دیگر او را دستگیر کردند - بخاطر آنکه در نامه‌ای سرگشاده یاد قتل عام میدان صلح آسمانی را زنده کرده بود. این بار او را به مدت هشت ماه در حبس نگاه داشتند، آن هم در هتلی در حاشیه شهر پکن. آزادی پس از این دوره هم تنها چند ماهی طول کشید، یعنی تا هنگامی که شیائوبو در پاییز سال ۱۹۹۶ و دگراندیشی دیگر با هم خواستهایی را در پهنه همگانی مطرح کردند: این دو خواهان انجام اصلاحات سیاسی گسترده و برکناری جیانگ زمین، رییس وقت حزب و حکومت چین شدند. دولت به سرعت واکنش نشان داد. صبح زود ماموران پلیس بر در خانه شیائوبو کوبیدند و او را با خود به پاسگاه پلیس بردند. همه چیز به سرعت اتفاق افتاد.

شیائوبو خاطره خود را از این دستگیری و بازجویی پس از آن تعریف می‌کند: “به من گفتند که جلوی سه نفر بنشینم. یکی از آنها پرونده‌ای در دستش بود با عنوان “بازآموزی از راه کار“. به من گفتند که محکوم به سه سال بازآموزی در اردوگاه کار هستم. و همین. کل بازجویی ۱۵ دقیقه طول کشید. و آزادی من هم در همان چند دقیقه از کفم رفت.“

“بازآموزی از راه کار“ عنوانی است برای نوعی مجازات زندان در چین، که پلیس می‌تواند حکم آن را، بدون هر گونه محاکمه‌ای، برای حداکثر سه سال صادر کند. روشنفکران چینی در نامه سرگشاده هفته پیش خود خواستار ممنوعیت این نوع مجازات هم شده بودند.

سه سال تمام در اردوگاه کار

شیائوبو را به مدت سه سال تمام در اردوگاه کار نگاه داشتند. و او پشت خم نکرد. در سال ۲۰۰۱ با چند تن از همرزمانش انجمن مستقل قلم چین را بنیان نهاد. مهمترین هدف این انجمن دفاع از حق آزادی بیان است. با وجود آنکه این انجمن در سطح بین‌المللی معتبر است، در رسانه‌های چین هیچگاه نامی از آن و مؤسس آن شیائوبو برده نمی‌شود.

سازمان گزارشگران بدون مرز نیز در سال ۲۰۰۴ از لیو شیائوبو به عنوان مدافع آزادی مطبوعات تمجید کرد. اما همزمان با آن ماموران امنیتی در چین زندگی را بر او دشوار کرده بودند.

شیائوبو از آن دوره یاد می‌کند: “بخصوص در سالهای ۲۰۰۴، ۲۰۰۵ و ۲۰۰۶ به شدت زیر نظر بودم. ماموران امنیتی حتی اتاقکی نزدیک خانه من ساخته بودند تا از آنجا بتوانند مرا راحت‌تر زیر نظر داشته باشند. در چین برای آدمهایی مثل من آزادی وجود ندارد. حتی وقتی سلول زندان را با نرده‌هایش ترک کرده‌ای و بیرون از زندان هستی، به نظر می‌آید که آزادی، اما در واقع در زندان بزرگتری زندگی می‌کنی.“

حبس خانگی

این زندان بخصوص وقتی کسی از خارج به دیدار آن می‌آید تنگتر می‌شود. هنگامی که کاندولیزا رایس، وزیر امور خارجه امریکا، در ماه مارس ۲۰۰۵ از پکن دیدار کرد، شیائوبو را در حبس خانگی نگاه داشتند. در ماه اوت همان سال کمیسر حقوق بشر سازمان ملل متحد، لوییس آربور، به پکن آمد تا در باره وضعیت حقوق بشر در چین گزارشی تهیه کند. وی با شیائوبو قرار دیدار داشت. اما ماموران امنیتی مانع دیدار آن دو شدند.

“در آن روز پیش از انجام ملاقات به خانه‌ام آمدند. به هیچ وجه نمی‌خواستند بگذارند که من بروم. از آنها پرسیدم چرا نمی‌گذارید من بروم، این که خوب است که کمیسر حقوق بشر آمده است. مامورهای پلیس گفتند که نمی‌دانند چرا این کار را می‌کنند، وظیفه‌شان را باید انجام بدهند.“

کنترل رسانه‌ها

شیائوبو می‌گوید که دست کم در پایتخت چین، پکن، و در رابطه با خبرنگاران خارجی وضعیت کمی بهتر شده است. از چند ماه پیش دیگر مانعی برای کار خبرنگاران خارجی ایجاد نمی‌کنند. بسیاری از دگراندیشان چین توانسته‌اند در این چند ماه در مصاحبه با این خبرنگاران شرکت کنند. خود او نیز نمونه‌ای است از این دست. وی می‌گوید:

“مثلا من امروز اینجا آمده‌ام تا در مصاحبه با خبرنگاران آلمانی شرکت کنم. اگر جلوی مرا بگیرند، تصویری که با این کارشان ایجاد می‌کنند بدتر از مصاحبه‌ای است که من می‌کنم. در ضمن اگر نگذارند که من مستقیما در مصاحبه شرکت کنم، خوب تلفنی این کار را خواهم کرد.“

به نظر شیائوبو این تغییر در رابطه با خبرنگاران خارجی، هر چقدر هم که مثبت باشد، نشان می‌دهد که دولت باخبرنگاران خود چین با تبعیض رفتار می‌کند. هر چقدر که بازیهای المپیک نزدیکتر می‌شود، رسانه‌ها بیشتر زیر کنترل قرار می‌گیرند‌ به آنها گفته می‌شود که در باره چه چیز اجازه دارند گزارش بدهند و گزارش دادن در باره چه چیز ممنوع است.

در استانهای مختلف هم رفتار با خبرنگاران متفاوت است. در برخی استانها کادرهای حزب کمونیست چین قدرتی نامحدود دارند. کسی که مزاحم محافلشان شود، جانش به خطر می‌افتد. آخرین نمونه در این زمینه مورد دستگیری سون لین در استان نانجینگ است. شیائوبو این مورد را بخوبی می‌شناسد، می‌گوید:

“سون لین برای سایت اینترنتی خارجی بوکسون گزارش تهیه می‌کند. مقامات نانجینگ ناراضی بودند از اینکه خبرهای منفی در مورد ولایتشان منتشر می‌شد. برای همین سون لین را دستگیر کردند. اما این دفعه اتهامهای همیشگی را مثل اقدام علیه امنیت کشور به او نزده‌اند، نه. اتهام او اخاذی و پنهان کردن اسلحه است. یعنی اتهامهای غیرسیاسی را بکار گرفته‌اند. و چون سون لین زیاد شناخته شده نیست، دولت مرکزی هم دخالتی نمی‌کند. “

ماتیاس فون هاین / کیواندخت قهاری