1. Inhalt
  2. Navigation
  3. Weitere Inhalte
  4. Metanavigation
  5. Suche
  6. Choose from 30 Languages

جهان

چهل و سومين سالگرد ساخت ديوار برلين

ديوار برلين كه آلمان دموكراتيك آن را ديوار حفاظت در برابر فاشيسم مى ناميد، براى غربى ها تنها مايه آبروريزى بود. اگر ديوار هنوز بر جا بود، امروز سيزدهم اوت، ۴۳ سال از ساخت آن مى گذشت. اين ديوار كه در يك سويش رديفى از خانه هاى ساكنان برلين شرقى قرار داشت، شهر برلين و بويژه خيابان برناوئر را دوپاره كرده بود. به مناسيت سالگرد بناى ديوار برلين، پاى خاطرات يك پليس برلينى مى نشينيم.

فرو ريختن ديوار برلين در نوامبر ۱۹۸۹

فرو ريختن ديوار برلين در نوامبر ۱۹۸۹

به همراه آخيم لازايى درميانه برلين، در امتداد خيابان برناوئر هستيم. در مقابل ما بقاياى مصالح ساختمانى روى زمين ريخته كه جا بجا علف ميان آن سبز شده. ديوار از اينجا عبور مى كرد. خانه هاى خيابان برناوئر در سمت شرقى خيابان واقع بودند، پياده رو در سمت غرب. امروزه فقط يك جاى خالى از آن ها باقى مانده. براى آخيم لازايى خاطرات هنوز زنده اند. در زمانى كه در سال ۱۹۶۱ يعنى ۴۳ سال پيش ديوار ساخته شد، او جوان ۲۳ ساله اى بود و به عنوان پليسى جوان در غرب برلين در محله ودينگ مشغول به كار بود. او هنوز به ياد مى آورد كه چگونه زنان از پنجره ها فرار مى كردند و خود را به پايين مى انداختند. در آن موقع آخيم با نردبان متحرك به آنها كمك مى كرد. سپس در سال بعد اين پليس برلينى به عنوان اعتراض به ساختن ديوار با همكارى دو نفر از دوستانش شبانه سوراخى را براى جاسازى مواد منفجره در ديوار ايجاد كرد. او خاطره آن شب را چنين به ياد مى آورد:

«دو دقيقه گذشت و من فكر كردم جهنمى ايجاد شده. صداى انفجار اينقدر زياد بود. بعد صداى ريزش آوار را شنيديم. تكه هاى آجر تا ۲۵۰ مترى به اطراف پخش شده بودند. بعد من سريع به ايستگاه پليس تلفن كردم و گفتم كه از خيابان برناوئر صداى انفجار بزرگى را شنيده ام. هنوز مدت كوتاهى نگذشته بود كه از يك طرف ديوار نيروهاى فرانسوى و از طرف ديگر پليس آلمان شرقى به سمت ديوار آمدند. ديوار بين آن ها قرار داشت. منظره عجيبى بود. »

آخيم لازايى با اين ديوار بزرگ شده بود. و بدون هيچ تعجبى مى گفت كه كسى نمى دونه كه اگر او در آنطرف ديوار باقى مانده و رشد كرده بود، الان چطور عمل مى كرد.
آن ها با ايجاد انفجار در ديوار سه هدف را مى خواستند دنبال كنند: اول اينكه جهان را متوجه اين شرايط سياسى تازه كنند، دوم ناآرامى در برلين شرقى بوجود بياورند و سوم اينكه به اهالى برلين شرقى نشان دهند كه تنها نيستند. حالا بعد از ۴۳ سال او نمى خواهد از خودش به عنوان يك قهرمان نام ببرد.
«من بيشتر از اينها مى خواستم. يا بهتره بگم ما بيشتر از اينها مى خواستيم انجام بديم. اما بيش از اين ممكن نبود. اما وقتى به عقب نگاه مى كنم لااقل غمگين نيستم كه نشستم و همه چيز را فقط نظاره كردم.»

  • تاریخ 13.08.2004
  • چاپ چاپ مطلب
  • لینک کوتاه شده http://p.dw.com/p/A57x
  • تاریخ 13.08.2004
  • چاپ چاپ مطلب
  • لینک کوتاه شده http://p.dw.com/p/A57x