1. Inhalt
  2. Navigation
  3. Weitere Inhalte
  4. Metanavigation
  5. Suche
  6. Choose from 30 Languages

زنان

چهار هزار سال تحقیر و آزار زن در ایران

شکوفه تقی: «زن آزاری که به‌راستی تبدیل به یک بیماری فرهنگی شده... به قدری زیاد و همه‌گیر است که قبح خود را از دست داده است و حتی خود زن‌ها هم نسبت به آن واکنش سختی نشان نمی‌دهند.»

شکوفه تقی: «امروزه هم زنان اگر به اصطلاح بی‌موقع دهانشان را در برابر شوهرانشان باز کنند، به‌خصوص که شوهر سرحال نباشد، برای زن عواقب سنگنینی بدنبال دارد»

شکوفه تقی: «امروزه هم زنان اگر به اصطلاح بی‌موقع دهانشان را در برابر شوهرانشان باز کنند، به‌خصوص که شوهر "سرحال" نباشد، برای زن عواقب سنگنینی بدنبال دارد»

«همه‌ی مردان عالم، بسته‌ی مکر زنان‌اند.» این جمله‌ی قصار که تا امروز هم در اغلب مجالس مرد‌سالارانه در نکوهش از جنس مونث نقل می‌شود، از مغز "جوانمردی بزرگ به نام سمعک عیار" تراوش کرده و نمایانگر بخشی از فرهنگ ملی ـ مذهبی و حکمت عامیانه‌ی ما است. هنوز هم برخی از مردم عادی، سیاستمداران و روشنفکران با نام و بی‌نام خطه‌ی پر گهر ایران این گفته‌ی نغز سمک عیاررا تکرار می‌کنند وبرای خنثی‌کردن پی‌آمدهای "مکر زنانه" از اعمال تنبیه بدنی و وضع قوانین زن‌ستیزانه روی‌گردان نیستند. شاید همین امر نویسنده و پژوهشگر ایرانی مقیم سوئد، دکتر شکوفه تقی را بر آن داشته که در قصه‌ها، تاریخ، متون مذهبی، آداب و رسوم و... درباره‌ی تلقی نخبگان کهن ما در خصوص زن و سنت "زن‌آزاری" به کند و کاو بپردازد. حاصل این پژوهش کتاب "زن‌آزاری در قصه‌ها و تاریخ" است که چندی پیش در انتشارات باران، چاپ سوئد، منتشر شده است.

مکر مردان

کتاب "زن‌آزاری در قصه‌ها و تاریخ" دو بخش اصلی را دربرمی‌گیرد. در بخش اول که از هشت فصل تشکیل شده، تاریخچه‌ی زن‌آزاری و دلایل اجتماعی ـ سیاسی آن بررسی شده است. در این فصول می‌بینیم که مردان صاحب قدرت، چگونه به تسلط بر زن، جامه‌ی قانونی می‌پوشانند و تخطی از آن یا تجاوز به آن را به شدت قابل مجازات می‌خوانند. در کنار این قوانین زن‌ستیز، از متون مذهبی و فرهنگ شفاهی نیز که اعمال این مجازات‌ها را توجیه‌ می‌کنند، یاد شده است. یکی از مباحث جالبی که در این فصل به آن پرداخته می‌شود، بحث هشیاری جنسی زن و عواقب و مجازات‌های مربوط به آن است. این فصل به‌ویژه نشان بارز "مکر مردان" در مقابله با خواست طبیعی ارضای جنسی از سوی زنان است. چون، بیش از هر چیز نشان می‌دهد که مردان صاحب قدرت، به هر ترفندی متوسل شده‌اند تا این خواست‌ها را زیر کنترل خود بگیرند، یا آن‌ها را بنا به دلخواه خود، شکل بدهند.

توانایی‌های زنان

بخش دوم کتاب "زن‌آزاری در قصه‌ها و تاریخ" به هفت فصل تقسیم می‌شود و به مباحث توانایی‌های زنان می‌پردازد که در تاریخ و قصه‌ها و روایت‌های ملی ـ مذهبی بسیار بی‌اهمیت جلوه‌داده شده‌اند و گاه به‌طور کلی مورد انکار قرار گرفته‌اند.

شکوفه تقی برای نشان دادن این که «خشونت و حتی مجازات‌هایی که در قصه‌ها آمده‌اند، در واقع در جامعه به عنوان یک قانون مذهبی و اجتماعی اعمال می‌شده، همه‌ی متون مذهبی در این رابطه را که نقشی کلیدی در القای یک باور عمومی علیه زنان داشته‌اند،» مورد پژوهش قرار داده است؛ از جمله تورات، اوستا، بندهش، ارداویراف‌نامه، نامه‌تنسر و دینکرد...

حساسیت، دلیل منع چاپ

شاید همین بررسی عمیق سبب شده است که کتاب از سال ۲۰۰۴ تا ۲۰۰۷ در کشوی میز تحریر مسئولان نشر مرکز خاک بخورد. در این سال به شکوفه تقی خبر دادند که «به دلیل حساسیت موضوع، چاپ کتاب با مانع روبرو شده است.» این مانع با چاپ کتاب در خارج از کشور از میان برداشته شد. به هر حال تلاش‌های شکوفه تقی برای نوشتن و انتشار این کتاب پژوهشی بی نتیجه نمی‌ماند. چون خواننده، پس از خواندن آن دست‌کم به فکر می‌افتد که جمله‌ی قصار سمک عیار را به زبان واقعیت ترجمه کند: «همه‌ی زنان عالم، دربند مکر مردان‌‌اند.»

برای پی‌بردن به چند وچون کتاب "زن‌آزاری در قصه‌ها و تاریخ" با نویسنده‌ی آن، شکوفه تقی، به گفت‌وگو نشسته‌ایم:

دویچه وله: نوشتن و تحقیق در باره‌ی زن‌آزاری در قصه‌ها و تاریخ ایده‌ی جالبی است. چه انگیزه‌ای باعث نوشتن این کتاب شد؟

شکوفه تقی: این سوال بارها از من شده است. هر بار که این پرسش را می شنوم، دوباره به آن فکر می‌کنم. گاه روی کلمه‌ی آزار مکث می‌کنم و گاه به روی انگیزه. باز هم به همان جواب قبلی می‌رسم. شاید انگیزه‌ی اصلی من این بوده که از طریق یک تحقیق و بررسی نشان بدهم که نزدیک به چهار هزار سال است که زن مورد تحقیر و آزار بوده است. این آزار که به‌راستی تبدیل به یک بیماری فرهنگی شده در قصه‌ها، در تاریخ، در آداب ورسوم و متون مذهبی دیده می‌شود. این آزار به قدری زیاد و همه‌گیر است که قبح خود را از دست داده است و حتی خود زن‌ها هم نسبت به آن واکنش سختی نشان نمی‌دهند. حتی در بسیاری موارد برای همرنگ کردن خود با مردها و برخورداری از سرچشمه‌ی قدرت آن‌ها، با ایشان در تحقیر و آزار هم‌جنسان خود همداستان می‌شوند. برای من بسیار مهم است که حساسیت نسبت به این مسئله را بالا ببرم تا جایی که بتوان از شدت این آزار کاست.

اگر بخواهیم مثلاً بر حسب ضرب‌المثل‌هایی که به عنوان"حکمت عامیانه" در این کتاب آمده، قضاوت کنیم، می‌بینیم که زن واقعاً موجود "ابلیس" صفتی است! این ضرب‌المثل‌ها که ریشه در همین قصه‌ها و سنت‌ها دارند، اغلب به عنوان نمادی از "پختگی و خردمندی و ذکاوت" ملت تلقی می‌شوند. آیا این یک تضاد است یا باید در خردمندانه‌بودن این ضرب‌المثل‌ها شک کرد؟

- اول باید بگویم که کسی با خواندن کتاب "زن آزاری در قصه ها و تاریخ" محال است به این نتیجه برسد که زن واقعا موجودی ابلیس صفت است. البته بستگی دارد که چه برداشتی، فرد از کلمه‌ی ابلیس داشته باشد. اگر همان منظور مذاهب از ابلیس باشد که من ناچار از رد این برداشت هستم. چرا که هر که کتاب را خوانده، در واقع تازه چشمش به ستمی باز شده که جامعه در حق زن به ناحق روا داشته است. هدف کتاب هم همین است که نشان دهد زن‌ها چگونه و به چه دلیل مورد آسیب قرار گرفته‌اند و چگونه می‌توان این آزار را متوقف کرد.

مسلم است اگر ضرب المثلی در جهت تحقیر یا دیو‌انه‌انگاری گروهی از افراد جامعه باشد، از هر خردمندی به دور است. چرا که خرد از دید من‌، درک مرتبه‌ای از شعور است که با در اختیاز داشتن آن‌، فرد بتواند صلاح نه تنها خود که سایر انسان‌ها، حتی موجودات دیگر را ببیند. به عبارت دیگر خرد و زندگی ارتباطی تنگاتنگ دارند. به میزانی که خردمندی در یک فرد بیشتر باشد، اندازه‌ی درک او از زندگی و خدمت او به زندگان نیز بیشتر است. به این ترتیب نمی‌توان سخنی را که درش تحقیر و آزار برای گروهی از انسان ها حتی جانوران است، خردمندانه تلقی کرد، اگر چه اصطلاح مردم عامی یک کشور باشد.

در این کتاب به همه نوع مجازات برای زنان اشاره شده، از جمله "مجازات زبان‌درازی زنان"! این مجازات چگونه به‌وجود آمد و چه هدفی را دنبال می‌کرد؟

نمی‌دانیم این مجازات در کجا و کی و چگونه پدید آمده است. البته در متون فقهی زرتشتی، مانند ارداویراف نامه یا وندیداد اشاره به مجازات زنانی می‌شود که با مردانشان زبان درازی می کنند. در کتاب من به این نوع مجازات‌ها اشاره شده است. در قصه‌ها هم زنانی که زبان دراز هستند یا اصطلاحا قرقر می‌کنند یا به شوهرانشان نیش می‌زنند، فراوان اشاره شده است. یکی از مجازات‌ها انداختن این زنان به سیاهچال بوده است. هم در قصه‌ها به آن اشاره شده و هم در تاریخ اتفاق می‌افتاده است. مجازات دیگر بی طلاق بیرون کردن زن از خانه بوده است.

اما امروزه هم زنان اگر به اصطلاح بی‌موقع دهانشان را در برابر شوهرانشان باز کنند، به‌خصوص که شوهر "سرحال" نباشد، برای زن عواقب سنگنینی بدنبال دارد. اگر از کسانی که از شوهرانشان کتک‌های بی‌رحمانه خورده‌اند، بپرسید که چه وقت مرد اقدام به آزار واعمال خشونت کرده است‌، معمولا پاسخ این است که زن درصدد جواب‌گویی برآمده است. خیلی از مردها وقتی که دچار حالت عصبی می‌شوند‌، نمی‌توانند از زبان یا منطق استفاده کنند و این که زن را اصطلاحا "زبان دراز" می‌یابند، شدیدا در مقابل زن احساس عجز می‌کنند و این عجز را با استفاده از قوای بدنی سعی می‌‌‌کنند جبران کنند. هدف این مجازات‌ها البته این است که زنانی مطیع و فرمانبردار تربیت کنند تا زن بر اثر کتک خوردن شرطی بشود و یاد بگیرد که اگر در صدد دفاع از خود یا حقوقش برآید، مانند حیوانی تنبیه خواهد شد. پس از ترس جان هر چه می‌بیند، دم نزند. البته امروزه زنانی که به‌وسیله‌ی شوهرانشان به سختی در حد کشته شدن هم کتک می‌خوردند، از ترس "آبروریزی" به مراجع قانونی روی نمی‌آورند چرا که با تعریف زن خوب پارسا چه بسا دچار تضاد بشوند و جامعه هنوز با شدت بیشتری آن‌ها را تنبیه کند. چرا که زن خوب و خانم می‌بایست بسوزد و دم نزند.