1. Inhalt
  2. Navigation
  3. Weitere Inhalte
  4. Metanavigation
  5. Suche
  6. Choose from 30 Languages

فرهنگ و هنر

پیوند دو شهر با دو فرهنگ

آثار سه هنرمند ایرانی در نمایشگاهی با عنوان "تهران ـ فرانکفورت/فرانکفورت ـ تهران" به‌نمایش گذاشته‌ شده‌اند. وجه مشترک این کارها در یک اصل خلاصه می‌شود: تسلط به تکنیکی قوی و مهارت در پرداخت زیبایی‌شناسانه مضامین مستقل.

آگهی گشایش نمایشگاه تهران ـ فرانکفورت/فرانکفورت ـ تهران در شهر فرانکفورت

آگهی گشایش نمایشگاه "تهران ـ فرانکفورت/فرانکفورت ـ تهران" در شهر فرانکفورت آلمان

"تهران ـ فرانکفورت/فرانکفورت ـ تهران"، عنوان نمایشگاه نقاشی سه هنرمند ایرانی و یک نقاش آلمانی است که روز سی‌‌ام اکتبر در گالری "اشتاسیون" مرکز فرهنگی مونزون در شهر فرانکفورت گشایش یافت. طراح این نمایشگاه، یورگ آرنت، که آثارش نیز در این گالری به نمایش گذاشته شده‌اند، خود چندی پیش در چارچوب یکی از برنامه‌‌های انستیتو گوته به ایران سفر کرده است و ضمن برپایی نمایشگاهی از تابلوهای خود در تهران، با این هنرمندان آشنا شده است. در نمایشگاه فرانکفورت آثاری از الهه حیدری، ایمان افسریان و وحید حکیم معرفی می‌شوند.

فرهنگ مسلط

در چند سال اخیر، اغلب طراحان و برپاکنندگان نمایشگاه‌های هنری که می‌کوشند آثار هنرمندان شرقی ـ اسلامی را در کشورهای غربی معرفی کنند، آن بخش از کارهای این هنرمندان را بر‌می‌گزینند که به‌طور آشکار، نشانی از عناصر ملی ـ فرهنگی ـ مذهبی (چون خط نستعلیق، چادر، نقش فرش، میل زورخانه، نقش ترمه...) در خود داشته باشند. از این‌رو هنردوست غربی، اغلب وتنها از این زاویه‌‌ی ویژه با هنر "مشرق‌زمین" آشنا می‌شود. گزینش تابلوهایی از این دست، به سیاست فرهنگی دست‌اندرکاران هنری این کشورها بر‌می‌گردد که به این وسیله و با پشتیبانی از "هنرهای ملی ـ مذهبی" ملت‌ها تلاش می‌ورزند، از "آمریکایی‌شدن یا غربی‌شدن همه‌ی فرهنگ‌های جهان" جلوگیری کنند.

وجه مشترک تکنیکی

در نگاه اول، به‌نظر می‌رسد که در کارهای الهه حیدری، ایمان افسریان و وحید حکیم، نشانه‌‌های ملی ـ فرهنگی دیده نمی‌شود: الهه‌ حیدری با چند خط‌ کوتاه، نازک و سیاه بر زمینه‌ای محو و قهوه‌ای می‌‌کوشد، سیمای زنی را با ریتمی تند و شتاب‌زده طراحی کند. ایمان افسریان، برعکس، با حوصله و دقتی پروسواس در تصویر جزئیات، قلم‌موی خود را در خدمت ایجاد فضایی نوستالژیک و القای جو زمانی که به‌سر آمده، می‌گیرد و وحید حکیم، با نقاشی نوارهای پهن، مضرس و تیره‌ی خود، در کنار تکرار بی‌پایان آن‌ها، موج‌هایی زیگزاگی را در مقابل چشم تماشاگر به حرکت در می‌آورد.

وجه مشترک همه‌ی این کارهای گوناگون، در یک اصل خلاصه می‌شود: تسلط به تکنیکی قوی و مهارت در پرداخت زیبایی‌شناسانه‌ی مضامین مستقل.

زنان بی‌دهان

ولی این تنها برداشتی گذراست. اگر کمی روی آثار این هنرمندان مکث کنیم، به کشف برخی از نشانه‌های ملی ـ فرهنگی پنهان در این تابلوها پی می‌بریم: این عناصر در کارهای الهه‌ حیدری که در سال ۱۹۶۸ در تهران به‌دنیا آمده و در همین شهر هم زندگی می‌کند، به ابزار کار او بر می‌گردد که مرکب و قلم است؛ ابزاری که بیشتر در خط ‌نگاری و نه نقاشی به‌کار می‌رود. حیدری برای تصویر سر زنان درتابلوهای خود، صورت آنان را جا‌به‌جا با مرکبی رقیق "رنگ زده" است.

تابلویی از ایمان افسریان

تابلویی از ایمان افسریان

او با این کار رنگ قهوه‌ای پس‌زمینه را برجسته می‌سازد که به تفاوت این دو سطح می‌انجامد. این تفاوت به‌ویژه، زمانی معنا می‌یابد که حیدری به نقش دهان زنان می‌پردازد و آن را به شکل حفره‌ای خالی و محو طرح می‌زند: جای خالی دهان زنان حیدری، در همه‌ی تابلوهایش تکرار می‌شود. این حفره‌ها در کنار خطوط سیاه و قوی‌ای که با "قلم درشت" کشیده شده‌اند، در تضاد قرار می‌گیرند و می‌توانند به عنوان اعتراضی هنری به وضعیت زنان در ایران تفسیر شود.

جهانی قدیمی در آرامش

جهان تابلوهای ایمان افسریان با اسباب و وسایل قدیمی آراسته شده است: لوسترهای کریستال، میز و صندلی‌های آنتیک، تابلوهای قدیمی اروپایی، قاب عکس‌هایی که با شیوه‌ای مینی‌مالیستی نقاشی شده‌اند. نور ضعیف، گرم و هاله‌واری که بر این جهان می‌تابد، فضای صمیمی و خالی از تنش و کشمکش آن را پررنگ‌تر جلوه می‌دهد. افسریان که ۳۳ سال دارد، طرح اولیه‌ی این اشیاء را با کمک کامپیوتر می‌ریزد و سپس آن‌ها را با رنگ و روغن و به شیوه‌ای کاملاً کلاسیک روی بوم نقاشی می‌کند. این تابلوها در نگاه بیننده‌ی غربی می‌توانند به عنوان بخشی از "فرهنگ زندگی در تهران قدیم" جلوه کنند. در بروشور نمایشگاه آمده که خود هنرمند، در محله‌ای قدیمی و در خانه‌ی مادربزرگش زندگی می‌کند.

حاشیه‌ی مواج گلیم‌های دست‌باف

وحید حکیم با آکریل نقاشی می‌کند و نوارهای مضرس تابلوهایش یا عمودی یا افقی تصویر شده‌اند. این نوارها از دور، به‌گونه‌ای یک‌دست، تیره و سیاه به‌نظر می‌رسند، ولی از نزدیک دنیایی از رنگ‌های هم‌خوان و متضاد را در خود پنهان دارند. حکیم با به‌کارگیری این شیوه، هم سطح و هم نور را می‌شکند و در نتیجه به نوارهایش، قدرت و پویایی می‌بخشد. تشابه‌ این نوارهای مضرس به نقش‌هایی که در حاشیه‌ی برخی از گلیم‌های دست‌باف ایرانی دیده می‌شوند، انکار ناپذیر است. همین تشابه، در واقع پیوند درونی عناصر تابلو‌های حکیم را به‌وجود آورده‌‌اند. هر چند که این نوارها در هیچ نقطه‌ای به هم نزدیک نمی‌شوند، یا یکدیگر را قطع نمی‌کنند.

شاید این پیوند، از جنس پیوندهایی است که نقاش آلمانی و طراح این نمایشگاه، یورگ آرنت، در بروشور معرفی آن مطرح کرده است: «دوری بین تهران و فرانکفورت، چیزی بیشتر از پشت‌سر‌گذاشتن یک فاصله است.» در کنار این شعار، نقشه‌ی بخشی از شهر تهران، با رنگ‌های تند و شاد به چاپ رسیده است. روشن است که برپایی این نمایشگاه، گامی در جهت کوتاه‌تر کردن این فاصله است.

نمایشگاه "تهران ـ فرانکفورت/فرانکفورت ـ تهران" تا ۲۳ نوامبر در گالری "اشتاسیون" مرکز فرهنگی مونزون در شهر فرانکفورت دایر است.

در همین زمینه:

مطالب مرتبط