1. Inhalt
  2. Navigation
  3. Weitere Inhalte
  4. Metanavigation
  5. Suche
  6. Choose from 30 Languages

فرهنگ و هنر

پيروزى فيلم‌هاى با مضمون سياسى در برليناله

جايزه خرس طلايى امسال فستيوال فيلم برلين به فيلمى از بوسنى تعلق گرفت، فيلم گرباويسا ساخته ياسميلا زبانيچ كه از درد زمان جنگ در بالكان و تجاوز به زنان سخن مى‌گويد. فيلم افسايد از ايران ساخته جعفر پناهى نيز يكى از برندگان جايزه خرس نقره‌اى برليناله بود.

ياسميلا زبانيچ برنده جايزه خرس طلايى برليناله

ياسميلا زبانيچ برنده جايزه خرس طلايى برليناله

فستيوال فيلم امسال برلين كه به برليناله موسوم است، بيشتر يك فستيوال سياسى بود. اين مسئله را خانم شارلوته رامپلينگ، رئيس هيئت ژورى، نيز به كرات مورد تأكيد قرار داد. به همين جهت جاى تعجب نيست كه جايزه اول فستيوال بين المللى فيلم برلين، يعنى خرس طلايى، به فيلم مستند و سياسى از بوسنى تعلق گرفت.

فيلم گروباويسا درباره زنى بنام اسما است كه در زمان بعد از جنگ در سارايوو زندگى مى‌كند. او دختر ۱۲ ساله‌اى به نام سارا دارد. اسما مى‌گويد كه پدر وى در جنگ مانند يك قهرمان كشته شده است. در اينجاست كه موضوع غم انگيز داستان آغاز مى‌گردد. سارا تحت تأثير سرنوشت پدر عصبى و ناآرام است. اسما خود حاضر به نزديك شدن به هيچ مردى نيست. در واقع فرزند او نتيجه تجاوزى است كه به وى در دوران جنگ شده است. ياسميلا زبانيچ كارگردان زن اين فيلم مى‌گويد كه اين سرنوشت زنان بسيارى در بوسنى بوده است:

”اين زنان در اردوگاه‌ها نگاهدارى مى‌شدند. تا زمانى كه امكان انداختن كودك ديگر ممكن نبود، يعنى تا حدود شش ماهگى. كودكان زيادى از اين تجاوزات بجاى مانده اند كه تعداد آن‌ها نا مشخص است.“

هنوز نيز تعداد زيادى از مردان مجرم و متجاوز آزادنه زندگى مى‌كنند. در اين فيلم نشان داده مى‌شود كه جنايات انجام شده در مورد زنان چه عواقبى را با خود ببار آورده است.

جايزه خرس نقره‌اى به كارگردان انگليسى فيلم جاده گوانتانامو داده شد. همينطور فيلم آفسايد از جعفر پناهى نيز جايزه خرس نقره‌اى را دريافت كرد.

فيلم «آفسايد» تصويرگر تلاش دختران جوانی است که عليرغم ممنوعيت ورود بانوان به ورزشگاه، به خاطر عشق به ورزش فوتبال و تيم ملی کشورشان، هر يک به نحوی با تغيير ظاهر خود، در پی ورود مخفيانه به ورزشگاه و ديدن مسابقه­ی ميان تيم­های ايران و بحرين در چارچوب بازی­های مقدماتی جام جهانی آلمان هستند. تلاش بسياری از آنان ناموفق می­ماند و توسط مأموران انتظامی بازداشت می­شوند. حکايت پس از آن، کوشش نوميدانه­ی آنان برای جلب رضايت مأموران جهت ديدن مسابقه پيش از گسيل آنان به «اداره­ی منکرات» است. سراسر فيلم در فضايی پرتپش و پرهياهو جريان می­يابد. ديالوگ­های فيلم اگر چه سرگرم کننده و با چاشنی مزاح و طنز همراه­اند، اما ذهن تماشاگر باريک­بين در پس­زمينه­ی گفتگوها، با واقعيت­های تلخ جامعه­ای درگير می­شود که در آن به دليل حاکم بودن ارزش­های سنتی و هنجارهای مذهبی و مردسالار، ابتدايی­ترين و طبيعی­ترين خواسته­ها و نيازهای زنان، آماج فشار و سرکوب قرار می­گيرد.

صحنه­ی زيبای پايانی فيلم، تصويرگر پيروزی تيم فوتبال ايران و کارناوال­های شادی و رقص در خيابان‌های تهران است. مأموران انتظامی که در حال انتقال دختران بازداشتی به «منکرات» هستند، به همراه آنان از اتومبيل خارج می­شوند و به صف سرور و شادی مردم در خيابان­ها می­پيوندند.

  • تاریخ 19.02.2006
  • چاپ چاپ مطلب
  • لینک کوتاه شده http://p.dw.com/p/A69c
  • تاریخ 19.02.2006
  • چاپ چاپ مطلب
  • لینک کوتاه شده http://p.dw.com/p/A69c