1. Inhalt
  2. Navigation
  3. Weitere Inhalte
  4. Metanavigation
  5. Suche
  6. Choose from 30 Languages

جهان

پوتین به گزینه‌های دیگری می‌اندیشد

خروج بخش بزرگی از نیروهای روسیه از سوریه نامنتظره بود. در بحث پیرامون چرایی این اقدام، از جمله به هزینه هنگفت این حضور، کاهش بودجه دفاعی روسیه و اهمیت ماموریت سربازان روس در مرز افغانستان اشاره می‌شود.

اهداف روسیه در سوریه برآورده شدند. این توضیحی بود که پوتین در زمان اعلام خروج نظامیان روسیه از سوریه بیان کرد. اما شواهد دیگری هم هستند که چرایی این تصمیم در چنین برهه‌ای را روشن می‌‌کنند.

به طور مشخص می‌توان از مخارج نوسازی ارتش روسیه یاد کرد و نیز هزینه‌هایی که استقرار ارتش روسیه در مرزهای طولانی کشورهای آسیای مرکزی با افغانستان به دوش وزارت دفاع مسکو می‌گذارد.

ارتش روسیه در ماموریت شش ماهه در سوریه، کارنامه به مراتب مثبت‌تری نسبت به جنگ گرجستان در سال ۲۰۰۸ از خود ارائه داد. در آن زمان، نیروی هوایی روسیه ظرف تنها چند روز، هفت جنگنده از دست داد ولی در سوریه تنها یک جت. روسلان پوشف، کارشناس نظامی این بیلان را نشانه نوسازی و مدرنیزه شدن ارتش روسیه از ۲۰۰۸ به این سو می‌داند.

او می‌گوید روسیه قصد ندارد در منازعه قدرت در خاورمیانه عقب بنشیند و در سوریه نیز عرصه را به نیروهای عربستان سعودی و ترکیه واگذار نخواهد کرد؛ اما نیرو و افزار لازم و کافی برای چنین منظوری به خاطر بحران نفت به سادگی دوران قبل مهیا نمی‌شوند. بودجه دفاعی روسیه به همین خاطر پنج درصد کاهش یافته است.

روسلان پوشف اضافه می‌کند که بر همین اساس، مدرنیزه کردن ساختارهای ارتش روسیه طبق برنامه‌های قبلی انجام نشده و مسکو هم‌زمان با زنجیره‌ای از مناطق تحت کشمکش، از شرق اوکراین گرفته تا قفقاز و آسیای مرکزی مواجه است.

وزن استراتژیک آسیای مرکزی

اهمیت سیاست نظامی روسیه در آسیای مرکزی را از اینجا می‌توان دریافت که نوسازی نیروهای مسلح این کشور ابتدا برای این منطقه طرح‌ریزی شد.

بیشتر بخوانید: چرا روسیه از سوریه خارج می‌شود؟

بخش بزرگی از نیروهای نظامی روسیه، در تاجیکستان و مرزهای جنوبی آسیای مرکزی با افغانستان به طول ۱۳۰۰ کیلومتر حضور دارند. در دو بخش این نوار مرزی، بیش از ۶۰۰۰ سرباز مستقرند که قرار است تعدادشان تا سال ۲۰۲۰ به ۹۰۰۰ نفر افزایش یابد. برای جابه‌جایی این واحدها در ماه‌های گذشته بودجه زیادی صرف شده است.

درحال حاضر ۲۰۰۰ سرباز روس و ۵۰هزار سرباز تاجیک سرگرم انجام یک مانور عظیم نظامی هستند. دو بمب افکن استراتژیک و چند جنگنده دیگر روسی نیز در پایگاهی نظامی در قرقیزستان حضور دارند تا در هنگام حمله احتمالی گروه‌های اسلامگرا از افغانستان به دفاع برخیزند.

رویدادی در هفته گذشته نشان داد که این سناریو چقدر می‌تواند جدی باشد: یک گروه مسلح در تلاش عبور از مرز تاجیکستان به مرزبانان شلیک کرد. کمیته امنیت ملی تاجیکستان این اقدام را تروریستی خواند؛ در حالی که معمولا این گونه حملات به تشبث ‌قاچاقچی‌ها نسبت داده می‌شوند.

"ثبات تاجیکستان در خطر است"

نفوذ احتمالی نیروهای اسلامگرا به خاک تاجیکستان یک نگرانی جدی است اما خطر دیگری هم از جنبه داخلی وجود دارد که سیاست‌های امامعلی رحمان باشد.

در پاییز سال ۲۰۱۵ تنها نیروی مخالف دولت تاجیکستان یعنی حزب احیای اسلامی ممنوعه اعلام شد. امامعلی رحمان به این ترتیب، بستر مصالحه با نیروهای داخلی را از میان برد؛ چیزی که می‌تواند از پایان جنگ داخلی در ۱۹۹۷ در تاجیکستان برای ثبات این کشور مخاطره آفرین باشد.

بیشتر بخوانید: خروج نیروهای نظامی روسیه از سوریه آغاز شد

دولت تاجیکستان هم‌زمان کوشیده که اسلام مورد نظر خودش را در این کشور به پیش ببرد. به نظر کارشناسان، این تلاش موجب می‌شود که معتقدان میانه‌رو و یا جوان‌ها به سمت رادیکالیسم سوق بیابند. آنها می‌گویند خودکامگی رژیم رحمان همان اندازه خطرناک است که حمله‌ای مسلحانه از خاک افغانستان به این کشور.

افراط گرایان اسلامی در تاجیکستان اندک‌اند اما به طور بالقوه می‌توانند تحت تاثیر نیروهای حاضر در افغانستان قرار بگیرند. در افغانستان پس از خروج زودهنگام نیروهای آیساف، شبه‌نظامیان اسلامگرا و از جمله نیروهای داعش تقویت شده‌اند. طالبان در پاییز شهر قندوز را تصرف کرد. جایی که تنها ۲۰۰ کیلومتر با دوشنبه، پایتخت تاجیکستان فاصله دارد.

به موازات فعالیت‌های نظامی ، دولت روسیه پیام‌هایی سیاسی به افغانستان می‌فرستد. اواخر دسامبر سمیر کابلف، نماینده ویژه روسیه در این کشور از ایجاد کانال‌های ارتباطی لازم با طالبان خبر داد و گفت منافع روسیه و طالبان در مقابله با داعش با یکدیگر هم‌پوشانی دارند. کابلف از امکان ارسال سلاح برای طالبان به این منظور نیز یاد کرد.

الکسی مالاشنکو، کارشناس بخش آسیا از بنیاد کارنگی می‌گوید نباید در ارزیابی از این اظهارات مبالغه کرد اما درعین حال می‌توان دو پیام از این صحبت‌ها استخراج کرد. نخست این که دولت روسیه به تماس با طالبان علاقمند است زیرا نمایندگان میانه‌روی آنها بعید نیست در دولت آتی افغانستان مشارکت داشته باشند؛ دوم آن که روس‌ها می‌خواهند به آمریکا بگویند آنچه شما می‌توانید، ما هم می‌توانیم!

زیر پوست این پیام، تلاش‌هایی است که آمریکا همراه با پاکستان و چین برای پیشبرد مذاکرات صلح دولت افغانستان با طالبان به خرج می‌دهد.

در همین زمینه: