1. Inhalt
  2. Navigation
  3. Weitere Inhalte
  4. Metanavigation
  5. Suche
  6. Choose from 30 Languages

جامعه

پذیرش حقیقت قتل عام ارامنه نقطه آغاز آشتی میان ارمنستان و ترکیه

در فاصله سالهای ۱۹۱۵ تا ۱۹۱۸ بین ششصد تا یک میلیون و پانصد هزار ارمنی در امپراتوری عثمانی به قتل رسیدند. اما دولت ترکیه تا امروز حاضر نشده وقوع قتل عام ارامنه را در تاریخ کشور ترکیه بپذیرد.

کفش یک کودک ارمنی، یافته شده در مسیری که ارمنیان را از آنجا از زادبوم خود راندند.

کفش یک کودک ارمنی، یافته شده در مسیری که ارمنیان را از آنجا از زادبوم خود راندند.

پذیرش حقیقت قتل عام ارامنه نقطه آغاز آشتی میان ارمنستان و ترکیه

در فاصله سالهای ۱۹۱۵ تا ۱۹۱۸ بین ششصد تا یک میلیون و پانصد هزار ارمنی در امپراتوری عثمانی به قتل رسیدند. اما دولت ترکیه تا امروز حاضر نشده وقوع قتل عام ارامنه را در تاریخ کشور ترکیه بپذیرد.

۱۹۱۹، کشتار ارمنیان در حلب

۱۹۱۹، کشتار ارمنیان در حلب. پس از اوج کشتار در سالهای ۱۹۱۵ و ۱۹۱۶ باز آزار و قتل ارمنیان ادامه داشت

نیروهای عثمانی در چارچوب سیاست باصطلاح “حل مسئله ارامنه“ صدها هزار ارمنی را با پای پیاده روانه صحرای سوریه کردند، هزاران ارمنی را از سراسر مناطق عثمانی گرد آورده، اعدام کردند. در حالیکه بسیاری از تاریخدانان از این راهپیمایی‌های مرگبار و اعدامها به عنوان “نسل‌کشی“ یاد می‌کنند، دولت ترکیه تنها پذیرفته است که در طول جنگ جهانی اول اخراجهای دسته‌جمعی و درگیریهای خشونت‌بار وجود داشته است.

رمانی قصه‌گونه در باره قتل عام

ادگار هیلزنرات (Edgar Hilsenrath)، نویسنده‌ی آلمانی رمانی نوشته است بر اساس قتل عام ارامنه. او در مورد انگیزه‌اش برای انتخاب این موضوع چنین می‌گوید:

ادگار هیلزنرات

ادگار هیلزنرات

“من داستان نسل کشی را برای سکوت تعریف کردم. به سکوت تذکر دادم که چقدر مهم است که بی‌پرده در باره آن صحبت کنیم. گفتم همه باید بدانند، وگرنه چگونه می‌شود در آینده جلوی نسل کشی را گرفت، وقتی همه ادعا کنند که چیزی نمی‌دانسته‌اند و مانع چیزی نشده‌اند، چون نمی‌توانسته‌اند تصور چنین چیزی را بکنند. مدتی طولانی و مفصل سخن گفتم. چیزی برای قوم‌ام نخواستم و خواهان مجازات ستمگران هم نشدم. گفتم که فقط مایلم سکوت را بشکنم.“

رمانی که ادگار هیلزنرات در باره قتل عام ارامنه نوشت "قصه آخرین فکر" (Das Märchen vom letzten Gedanken) نام دارد. این رمان در سال ۱۹۸۹ منتشر شد، در دوره‌ای که در باره واقعه کشتار ارامنه در دوره امپراتوری عثمانی سکوت حکمفرما بود.

هیلزنرات در باره رمان خود می‌گوید:

“من سعی کرده‌ام چیزهایی را توصیف کنم که معمولا کسی نمی‌تواند تصورش را بکند یا می‌ترسد که تصورش را بکند و برای اینکه بتوانم آنچه را که تصورنکردنی است قابل تصور کنم، فرم قصه را انتخاب کردم. در قصه همه چیز کمتر فجیع و بیرحمانه‌ است.“

مویه بر جنازه فرزند

مویه بر جنازه فرزند

در رمان “قصه آخرین فکر“ کسی که خود از نزدیک قتل عام ارامنه را تجربه نکرده، از قصه‌گویی می‌خواهد که ماجرا را برایش تعریف کند. قصه‌ای که تنها به قتل عام نمی‌پردازد، بلکه در باره عشق است و خانواده و زندگی در یک دهکده و نیز در باره تاریخ و اساطیر و آداب و رسوم ارامنه.

واقعه هولناکی که نویسنده آلمانی برای شرح آن شکل قصه را انتخاب کرده تا از هولناکی و غیرقابل تصور بودن آن بکاهد، ماجرای کشته شدن ششصد هزار تا یک میلیون و نیم ارمنی است در فاصله سالهای ۱۹۱۵ تا ۱۹۱۸ در زمان جنگ جهانی اول. گروههایی از ارامنه را به طور دسته‌جمعی از میان بردند. آنان را بخصوص از منطقه آناتولی در شرق عثمانی بیرون راندند. بسیاری از آنان پای پیاده بودند و از گرسنگی در راه جان خود را از دست دادند.

گور دسته جمعی

گور دسته جمعی

پرسشی که هنوز در باره‌اش بحث می‌شود این است که آیا آنچه رخ داد نوعی نسل‌‌‌کشی و در نتیجه قتل عمد بود؟ آیا هدف از میان بردن تمامی یک قوم بود؟ یا باید به قتلهایی که صورت گرفته به چشم پیامد وضعیت جنگی نگاه کرد؟

آثار و نتایج امپراطوری‌ای رو به ویرانی

در آستانه جنگ جهانی اول سقوط امپراتوری عثمانی همراه بود با رشد ملی‌گرایی در میان گروههای جمعیتی مختلف در آن امپراتوری. ارامنه با حدود دو میلیون جمعیت پس از یونانیها دومین گروه بزرگ قومی در عثمانی بودند. در پایان قرن نوزدهم اعتراضهای بازرگانان و کشاورزان ارمنی به مالیاتهای سنگین تبدیل به شورشهایی شد که به خشونت از سوی نیروهای عثمانی سرکوب گشت. در فاصله دهه ۱۸۹۰ تا آغاز جنگ جهانی اول ارامنه چندین بار به طور جمعی مورد حمله و آزار نیروهای عثمانی قرار گرفتند. در همان زمان تروریستهای ارمنی دست به چند عملیات تروریستی زدند، از جمله به جان سلطان عثمانی سوء قصد کردند.

سندی دیگر از نسل‌کشی

سندی دیگر از کشتار ارمنیان در سالهای ۱۹۱۵-۱۹۱۶

تیربارانهای دسته جمعی

در طول جنگ جهانی اول دولت عثمانی علیه روسیه می‌جنگید. اما بسیاری از ارامنه در گروههای پارتیزانی‌ای عضو بودند که می‌خواستند به نیروهای تزار روسیه کمک کنند. گردان داوطلبان ارمنی که در کنار نیروهای روس می‌رزمیدند، امید داشتند که تزار از خواست ارامنه برای استقلال حمایت کند. دولت عثمانی ارامنه را مسئول شکست نظامی خود در جنگ با روسیه دانست. در آغاز سال ۱۹۱۵ سربازان ارمنی در ارتش عثمانی خلع سلاح شده، به کار در راهسازی گماشته و سپس گروه گروه تیرباران شدند.

بیرون راندن برنامه‌ریزی شده؟

تا امروز دولتهایی که در ترکیه بر سر کار آمده‌اند، منکر وقوع قتل عام یا نسل‌کشی بود‌ه‌اند. نخست وزیر ترکیه رجب طیب اردوغان در سال ۲۰۰۵ در آستانه شروع جدلی در مجلس نمایندگان ترکیه در باره اتهام قتل عام ارامنه به خبرنگاران گفت:

اردوغان: ما هیچ کار شرم‌آوری نکرده‌ایم

اردوغان: ما هیچ کار شرم‌آوری نکرده‌ایم

“ملت ما با هیچ یک از فصلهای تاریخ خود مشکلی ندارد. ما هیچ کار شرم‌آوری نکرده‌ایم که حال بخواهیم تهمتی بزنیم، یا پرده پوشی کنیم یا چیزی را فراموش کنیم.“

اردوغان با این گفته روشن ساخت که به نظر او به هیچ وجه نباید از قتل عام ارامنه سخن گفت. اما بسیارند شواهدی که خلاف این ادعا را ثابت می‌کنند.

در ۲۴ آوریل ۱۹۱۵ علیه نخبگان ارمنی در استانبول تجسس ضربتی صورت گرفت که طی آن هزاران روشنفکر دستگیر و بیرون رانده شدند. یک ماه پس از آن اخراج دسته جمعی ارامنه از شرق عثمانی شروع شد با این استدلال که ارامنه ممکن است به متجاوزان روس کمک کنند.

بخش بزرگی از شواهدی که می‌توانند دال بر برنامه‌ریزی به قصد از بین بردن ارامنه باشند، اسنادی‌ هستند متعلق به دیپلماتهای امپراتوری آلمان که آن هنگام متحد امپراتوری عثمانی بود. برای مثال در ژوئن ۱۹۱۵ یوهان مورتمان (Johann Mordtmann) سرکنسول آلمان در قسطنطنیه در گزارش خود برای برلین نوشت:

“این را دیگر نمی‌توان به عنوان ملاحظات نظامی توجیه کرد؛ بلکه همان گونه که طلعت پاشا (وزیر امور داخله) چند هفته پیش به من گفت، موضوع بیشتر بر سر نابود کردن ارامنه است.“

عذرخواهی آلمان

پس از سقوط امپراتوری عثمانی در سال ۱۹۱۹ صدراعظم وقت فرید پاشا به طور رسمی از “جنایت“ علیه ارامنه سخن گفت. کمال آتاتورک، بنیانگذار جمهوری ترکیه، در سال ۱۹۲۰ از قتل عام ارامنه به عنوان “عمل شرم‌آور گذشته“ یاد کرد. اما پس از آن دیگر دولتهای ترکیه هیچ‌گاه از قتل عام و نسل‌کشی حرف نزده‌اند.

در سال ۱۹۵۱ کنوانسیون سازمان ملل متحد در باره مجازات نسل‌کشی قدرت اجرایی یافت. در این کنوانسیون نسل‌کشی به عنوان اعمالی تعریف شده است که به قصد نابودی بخشی یا تمامی یک گروه ملی، قومی یا مذهبی انجام گیرد.

اکثریت تاریخدانان با استناد به این تعریف و منابع تاریخی می‌گویند که نسل‌کشی در مورد ارامنه صورت گرفته است.

برای ارمنستان که امروز کشوری است مستقل بسیار مهم است که تلاش کند تا پیشامدهای سالهای ۱۹۱۵ و ۱۹۱۶ به عنوان نسل‌کشی به رسمیت شناخته شود. اما نتیجه این بوده که همچون گذشته روابط دیپلماتیک میان ترکیه و ارمنستان وجود ندارد و مرز میان دو کشور نیز بسته است. وزیر امور خارجه ارمنستان، وارطان اوسکانیان، در مصاحبه با دویچه وله گفت:

وزیر امور خارجه ارمنستان، وارطان اوسکانیان، در کنار اشتاین مایر وزیر خارجه آلمان

وزیر امور خارجه ارمنستان، وارطان اوسکانیان، در کنار اشتاین مایر وزیر خارجه آلمان

“تلاش برای آنکه دیگر کشورها بپذیرند که ارامنه زمانی قربانی نسل‌کشی شده‌اند، بخشی از سیاست خارجی ماست. همیشه این گونه بوده و در آینده هم این گونه خواهد بود. این وظیفه‌ای اخلاقی است که همه دولتهای ارمنستان دنبال می‌کنند. اما ما هیچ گاه نگفته‌ایم که پذیرش اینکه نسل‌کشی صورت گرفته، شرط برقراری روابط ما با ترکیه است.“

آلمان در دوره وقوع قتل عام ارامنه دخالتی در قضیه نکرد و در عمل شریک جرم عثمانی شد. هنگامی که پس از جنگ دادگاهی برای محاکمه متهمان اصلی قتل عام تشکیل شد، سه تن از وزیران آن دوره امپراتوری عثمانی به آلمان پناه بردند و از مجازات اعدام نجات پیدا کردند. آلمان در سال ۲۰۰۵ اعلام کرد که قبول دارد که قتل عام ارامنه صورت گرفته است. نمایندگان مجلس آلمان در بیانیه‌ای بخاطر موضع امپراتوری آلمان در جنگ جهانی اول و اینکه آلمان در آن موقع اقدامی نکرده بود تا جلوی آن قتل عام را بگیرد از ارامنه پوزش طلبیدند.

بحث در باره قتل عام ارامنه در ترکیه امروز

کسی که امروز در ترکیه از قتل عام ارامنه سخن بگوید با پیگرد و مجازات روبرو می‌شود. مشهورترین مورد آن اورهان پاموک، نویسنده ترک و برنده جایزه نوبل ادبیات سال ۲۰۰۶ است که در مصاحبه‌ای با روزنامه‌ای سوییسی از قتل عام یک میلیون ارمنی و قتل سی هزار کرد سخن گفت و بدین سبب متهم به اهانت به ترکیت شد.

اورهان پاموک

اورهان پاموک

البته اصلاح طلبان ترکیه این رخداد تاریخی را انکار نمی‌کنند و حتی در کنفرانسی بین‌المللی در ترکیه آن را به موضوع بحث تبدیل کردند.

ترکیه به کشورهای دیگر هم فشار وارد می‌آورد. هنگامی که مجلس ملی فرانسه در سال ۲۰۰۱ قطعنامه‌ای تصویب کرد که طبق آن انکار قتل عام مجازات‌پذیر است، واکنش ترکیه تحریم اقتصادی بود.

همچنین زمانی که کمیته سیاست خارجی مجلس نمایندگان امریکا در سال ۲۰۰۷ در قطعنامه‌ای به همین ترتیب از قتل عام ارامنه سخن گفت، ترکیه سفیر خود را از واشنگتن فراخواند.

البته هم رییس جمهور کنونی امریکا جورج دبلیو بوش، هم رییس جمهور پیشین این کشور در قطعنامه‌ای دیگر مانع آن بوده‌اند که کلمه نسل‌کشی در زبان رسمی دیپلماتیک امریکا استفاده شود؛ ارتباط با ترکیه که ازاعضای پیمان آتلانتیک شمالی ناتو است، برای امریکا بسیار مهم است.

در آلمان هم که دارای اقلیت ترک تبار پرجمعیتی است و روابط تنگاتنگی با ترکیه دارد، سالها طول کشید تا مجلس نمایندگان موضعی روشن بگیرد. در آستانه بحث در این باره در مجلس نمایندگان آلمان، عبدالله گل، رییس جمهور کنونی ترکیه، در نطق خود در مجلس ترکیه در انتقاد از کشورهایی که موضوع قتل عام ارامنه را مطرح می‌کنند گفت: “همه قطعنامه‌های پارلمانهای خارجی که از ادعاهای ارمنی‌ها استقبال کرده‌اند، به ما لطمه می‌زنند، و مردم ترکیه شک می‌کنند که آیا متحدان ما با ما صادق‌اند؟ چنین قطعنامه‌هایی به هیچ وجه به نفع روابط ترکیه و ارمنستان نیستند.“

پارلمان اروپا در چندین مصوبه به رسمیت شناسی قتل عام ارامنه توسط ترکیه را شرط پذیرش ترکیه در اتحادیه اروپا اعلام کرده است.

تا زمانی که دولت ترکیه مسئولیت سیاسی آنچه را که در خاک این کشور رخ داده نپذیرد، راه را برای آغاز روابط دوستانه با دولت و ملت ارمنستان می‌بندد.

در همین زمینه: