1. Inhalt
  2. Navigation
  3. Weitere Inhalte
  4. Metanavigation
  5. Suche
  6. Choose from 30 Languages

جهان

نگاهی گذرا به تاريخ آلمان (ادامه...)

در هفته هاى گذشته نگاه گذرايی داشتيم به تاريخ آلمان از آغاز تا پايان دهه ی ۱۹۶۰. اكنون اين خلاصه را تا بازيابی وحدت دوباره ی آلمان، ادامه ميدهيم. روی اين سخن، تنها به كسانی است كه اطلاع چندانى از تاريخ آلمان ندارند:

گفتيم كه دهه ی ۱۹۶۰ در مقايسه با دهه ی پيش از آن، سالهای آرامش بود و دورانی كه دو آلمان به سوى به رسميت شناختن حكومت هاى يكديگر پيش مى رفتند. در سال ۱۹۶۹ ائتلاف سوسيال دموكرات ها و محافظه كاران به سود سوسيال دموكرات ها به هم خورد و اين حزب با ائتلاف با ليبرالها برای نخستين بار در آلمان فدرال مأمور تشكيل دولت شد. ويلی برانت صدر اعظم جديد كه از مخالفان سرسخت ديكتاتوی نازيها بود، با شعار ”براى برپائى دموكراسى جرأت هرچه بيشتر داشته باشيم”، همه ی تلاش خود را در ايجاد پيوندهای دوستانه با بلوك شرق به كار بست. هم او بود كه ۳۵ سال پيش يعنی در سال ۱۹۷۱ سفری جنجالی به لهستان كرد و رسماً از طرف ملت آلمان از ملت لهستان به خاطر جنايات نازيها پوزش خواست.

دهه ی ۱۹۷۰ با وجود فراز و نشيبهايی كه برای سوسيال دموكرات ها داشت، دهه ی حكومت اين حزب بود. در اين بين، ميان آمريكا و

شوروی پيمان محدوديت سلاحهای استراتژيك اتمى، شكل می گرفت و در هلسينكی پايتخت فنلاند، ۳۵ كشور، كنفرانس امنيت و همكاری اروپا را برگزار می كردند. اما هرچه زمان بيشتر مى گذشت، در روابط ميان دو آلمان، كمتر تحولات بنيادين صورت ميگرفت. در اين سالها آلمان شرقی در بلوك شرق پس از شوروی پيشرفته ترين كشور سوسياليستی به شمار ميآمد و بدين ترتيب به عنوان سوسياليسم موفق تبليغ ميشد. در سال ۱۹۷۴ در پی ماجرای موسوم به گيوم، ويلی برانت با وجود محبوبيت ملی و بين المللی ای كه كسب كرده بود، مجبور به استعفا شد و جای خود را به هلموت اشميت داد. گيوم مشاور ويژه ی برانت، جاسوس حكومت آلمان شرقی از كار درآمد و پس از آن بود كه اشميت نيز بايد سياست كجدار و مريز را در برابر آلمان سوسياليستی پيش می گرفت.

صدر اعظم جديد، دست كم توانست در زمينه ی تسهيلات مسافرتی برای ديدار خانواده های دو آلمان و ايجاد چند بزرگراه از برلين به شهرهای بزرگ آلمان غربى، موفقيت هايی كسب كند. در ضمن، آلمان فدرال برای انجام اين اقدامات و همچنين بازخريد جاسوسان خود در آلمان شرقی كه به دام پليس آن كشور افتاده بودند، حدود سه و نيم ميليارد دلار پول خرج كرد. در پايان دهه هفتاد و آغاز دهه هشتاد، كشمكشها و تنشهايی در كار كشورهای بلوك شرق پديد آمد. اتحاد شوروی به افغانستان لشكر كشيد، موشكهای ميان برد موسوم به اس اس بيست SS20 در اروپا مستقر كرد و در لهستان حكومت نظامی برقرار شد. كشورهای عضو ناتو در پاسخ، تصميم مضاعف را مطرح كردند، بدين معنی كه در عين مذاكره با شرق برای محدودسازی سلاحهای استراتژيك اتمى، بر تسليحات غيراتمى خود افزودند. استقرار موشكهای پرشينگ دو pershing ۲ از سوی امريكا در آلمان، در سال ۱۹۸۲ تظاهرات گسترده صلحجويان اين كشور را در پی آورد. ولی اشميت بر تصميم مضاعف ناتو گردن نهاد و كوشيد روابط خود را با هم پيمانانش در برابر بلوك شرق، تنگتر سازد.

در سال ۱۹۸۳ دولت ائتلافی سوسيال دموكراتها به علت كناره گيری ليبرالها سقوط كرد و محافظه كاران احزاب دمكرات مسيحی و سوسيال مسيحی به پشتيبانی همان ليبرالها بر سر كار آمدند و هلموت كهل صدر اعظم كشور شد. با پشتيبانی اين موئلفان بود كه مجلس آلمان نيز به افزايش تسليحات نظامی در اين كشور، رأی مثبت داد. در ميانه ی دهه ی هشتاد بود كه گفتگوی ابرقدرتها برای محدودسازی سلاحهای اتمی از سر گرفته شد و از جمله موشكهايی كه به تازگی در آلمان فدرال استقرار يافته بود، چندی بعد دوباره برچيده شد.

وحدت دوباره ی آلمان

در سال ۱۹۸۶ دبيركل حزب كمونيست و رئيس دولت شوروى كنستانتين چرنينكو درگذشت و ميخاييل گورباچف امور كشور را به دست گرفت. گورباچف برخلاف پيشينيان خود، سياست باز و آزاد را به ويژه در برابر غرب، پيش گرفت و زير عنوانهای پروستريكا و گلازنوست، پرده های آهنين جدايی از غرب را در همه ی شاخه های اقتصادی و اجتماعی برچيد. گورباچف چندين بار در ژنو و ريكياويك با رئيس جمهور وقت امريكا ديدار كرد و سرانجام در سال ۱۹۸۷ پيمان آی ان اف INF به امضا رسيد. طبق اين پيمان بايد در عرض سه سال همه ی موشكهای مستقر در امريكا و اروپا با برد پانصد تا پنج هزار كيلومتر پياده و نابود می شدند.

تشنج زدائى در عرصه بين المللی بايد به طور خودكار واكنش خود را در سياست دو آلمان نيز نشان می داد. مردم آلمان دموكراتيك رفته رفته به سياستهای مطلق گرايانه ی حزب حاكم خود، اعتراض می كردند و هر چه بيشتر خواهان خروج از كشور و ديدار از آلمان غربی يا اقامت در آنجا می شدند. آنان در كليساها گرد می آمدند و از آزادی فردی و آزادی مطبوعات سخن می گفتند. پليس گردهمائى ها را می پراكند، ولی شمار آنان تظاهركنندگان در گردهمائى هاى بعدى پيوسته افزايش می يافت. در سپتامبر ۱۹۸۹ مجارستان مرزهای خود را بر روی داوطلبان خروج از آلمان شرقی گشود و هزاران نفر به آلمان غربی راه يافتند. يك ماه پس از آن، بر اثر فشار دفتر حزب اتحاد سوسياليستى، رهبر حزب و دولت آلمان دموكراتيك اريش هونكر استعفا كرد. و در ماه نوامبر همان سال نيز پايگاههای مرزی آلمان شرقی به طور كلی برچيده و راه خروج همه داوطلبان به آلمان فدرال باز شد.

با كناره گيری آلمان دموكراتيك از پيمان ورشو و سقوط چائوشسكو رهبر رومانی سوسياليستى، تعادل در بلوك شرق متزلزل می شد. در روز ۱۵ ژانويه ۱۹۹۰ صد و پنجاه هزار تن از مردم لايپزيك از شهرهاى مهم آلمان شرقى گردآمدند و شعار آلمان متحد را سردادند. در ماه مارس همان سال پس از چهل سال در آلمان شرقی انتخابات آزاد به سبك غرب انجام گرفت و ائتلاف بزرگی از چند حزب، اداره ی كشور را به دست گرفت و برنامه ی پيشروی به سوی اتحاد با آلمان غربی را در دستور كار خود قرار داد. در روز ۳۱ اوت ۱۹۹۰ پيمان اتحاد دو آلمان به امضا رسيد و وحدت دو كشور در روز ۳ اكتبر همان سال اعلام شد. از آن پس اين روز به عنوان روز وحدت آلمان، تعطيل رسمی است و هر ساله جشن گرفته می شود. در گفتارهای بعدی درباره ی آلمان بعد از وحدت بازيافته و پيشرفتها و تنشهای ميان بخش شرقی و غربی اين كشور، سخن خواهيم گفت.

  • تاریخ 21.08.2006
  • نویسنده اسكندر آبادى
  • چاپ چاپ مطلب
  • لینک کوتاه شده http://p.dw.com/p/A4y9
  • تاریخ 21.08.2006
  • نویسنده اسكندر آبادى
  • چاپ چاپ مطلب
  • لینک کوتاه شده http://p.dw.com/p/A4y9