1. Inhalt
  2. Navigation
  3. Weitere Inhalte
  4. Metanavigation
  5. Suche
  6. Choose from 30 Languages

جامعه

نيروى سوم

بخشى از جنبش دانشجويى در مقطع انتخابات شعار تحريم را پيش كشيد و استدلالش هم اين بود كه از بيرون ساختار حكومتى بايد به تغيير آن همت گماشت. گذشته از صحيح يا ناصحيح بودن اين تحليل اما آيا اين جنبش قادر به گردآورى نيروى خود براى ايجاد تغييراتى كه مد نظرش است شده؟ و آيا از تجربه اصلاحات، دستاوردهاى مثبت و هم چنين شكست آن درس گرفته يا اينكه خود دچار سرگيجه ناشى از نتيجه انتخابات است؟ گفتگويى با ياشار قاجار از فعال

default

�ن دانشجويى و دبير انجمن اسلامى دانشگاه اميركبير

در فرداى انتخابات با چه شرايطى روبرو هستيم؟ آيا خواستهاى جنبش دانشجويى با نتيجه انتخابات گره خورده است يا اين جنبش مطالبات خود را مستقل از آن دنبال ميكند؟

ياشار قاجار معتقد است كه دانشگاه پس از تجربه ناكام اصلاحات، از آنجا كه خود را به عنوان يك مرجع اجتماعى قبول داشت‌، و با توجه به ضعفى كه گروه ها، احزاب و نهادها و سازمانهاى مدنى دارند، در كشور در مقايسه با كشورهاى پيشرفته و توسعه يافته، مرجعيت خاصى دارد و عموم مردم بيشتر دانشگاه را كانون توجه خود قرار ميدهند.

او ميگويد: روى همين حساب و با توجه به شكست پروژه اصلاحات درون حكومتى، جنبش دانشجويى بدنبال اين بود كه يك نيروى سومى را در كشور حول محور دمكراسى و حقوق بشر جمع كند، نه گروه اصلاح طلبان درون حكومتى و نه گروه اقتدارگرايان، بلكه گروه سومى است كه حالا ميخواهد اصلاحات را پيش ببرد و نه ازطريق ساختار حقوقى، بلكه از طريق يك حركت برون حكومتى و به نقد كشيدن كليت ساختار حقوقى كشور قصد انجام اين كار را داشت.

به نظر ياشار قاجار فارغ از اينكه چه نتيجه اى در انتخابات حاصل شود، مهمترين وظيفه جنبش دانشجويى ”نقادى حكومت و افكندن پرتو نور به آن تاريكخانه حكومت است”.

او ميگويد: ”ما همواره بايد خودمان را به عنوان منتقد نظام حفظ كنبم و از فرداى انتخابات همواره بايد نقد خود را به شكل جدى و شفاف مطرح كنيم و از وظايف ديگر ما، مهمترين اش شايد اين باشد كه حلقه واسطه اى باشيم بين روشنفكران و نخبگان جامعه و مردم عادى، يعنى اخذ علم و تئورى از نخبگان و ارائه دادن آن و تزريق كردن آن در جامعه، يعنى مشى آگاهى بخشى خود را بايد پيش بگيريم.

از نظر او اين همان كارى كه جنبش دانشجويى در قبل از دوم خرداد انجام داد و آن جنبش عظيم را بوجود آورد. ”يعنى درواقع رابطه خودش را ميان نخبگان و جامعه حفظ كرد، سعى كرد كه نقطه نظرات روشنفكران را به جامعه منتقل كند، و درنهايت مردم را حول محور هاى مشخصى بسيج كند.

اما تكليف خواستهاى مشخص و صنفى اين جنبش چه ميشود. جنبش دانشجويى درعين حال جنبشى است مستقل براى خواستهاى دانشجويى براى مطالبات بدون واسطه اش، تكليف اين بخش از مطالبات چه ميشود. به نظر او:

”استقلال دانشگاه شايد در ميان مطالبات صنفى ما چيزى است كه در قبل و بعد از انتخابات تفاوتى نخواهد كرد. تا به امروز كه ما تمام تلاشمان را براى كسب استقلال آكادميك دانشگاه ميكرديم ، از فرداى روز انتخابات هم باز دوباره، فارغ از اينكه چه كسى رئيس جمهور است، به دنبال تمامى مطالبات صنفى كه به نظر من ذيل همين مسئله استقلال آكادميك مطرح ميشود، خواهيم بود.

اما آيا تشكل هاى دانشجويى توانسته اند نيروى مادى پيگيرى اين خواستها را بسيج كنند و طيف وسيع دانشجويان را با علائق گوناگون حول خود گرد آورند؟

آيا بخش قابل توجهى از دانشجويات واقعا به آنچه اين تشكل ها به عنوان رهنمود، يا فراخوان وبا فرمان ميدهد، گوش توجه ميكنند؟

او ميگويد در مقطع انتخابات نمبتوانيم با اين قظعيت صحبت كنيم، ولى من ميتوانم مدعى شوم كه وقتى انجمن اسلامى نظراتش را مطرح ميكند، مورد اقبال دانشجويان واقع ميشود. و در واقع ما حرف خود دانشجويان را مطرح ميكنيم، نقطه نظرات خود دانشجويان را مطرح ميكنيم. ما نمايندگان آنها هستيم و در مقام نمايندگى دانشجويان صحبت ميكنيم. چيزى خارج از خواسته ها و مطالبات دانشجويى ما مطرح نميكنيم. و اين اقبال نسبت به خواسته ها و مسائلى كه ما مطرح ميكنيم وجود دارد.

  • تاریخ 22.06.2005
  • نویسنده انصارى
  • چاپ چاپ مطلب
  • لینک کوتاه شده http://p.dw.com/p/A6Sg

مطالب مرتبط

  • تاریخ 22.06.2005
  • نویسنده انصارى
  • چاپ چاپ مطلب
  • لینک کوتاه شده http://p.dw.com/p/A6Sg