1. Inhalt
  2. Navigation
  3. Weitere Inhalte
  4. Metanavigation
  5. Suche
  6. Choose from 30 Languages

جهان

نوزادى بنام «حاجز» (مانع نظامى خيابانى) در كرانه غربى رود اردن

معمول است هر اندازه موعد زايمان بيشتر فرا مى رسد، والدين نوزاد بيشتر در تلاش براى يافتن نامى براى نوزاد خود برمى آيند. و پس از بحث هاى داغ بالاخره بر سر نامى به توافق مى رسند. اين امر در مورد يك خانواده فلسطينى نيز صدق مى كند كه اخيرا فرزندى به دنيا آورده اند.

default

اين صداى حاجز كوچك است كه در سن دو هفتگى در گهواره خود قرار گرفته است. اينكه حاجز زنده مانده، از نظر پدرش عماد ابوحامد يك معجزه بوده است. ابوحامد با همسرش عدن و سه فرزندش در روستاى عقبه در كرانه غربى رود اردن زندگى مى كند. ابوحامد هرگز فراموش نمى كند، حاجز چگونه بدنيا آمد. در آن روز، ساعت سه صبح بود كه ناگهان درد زايمان همسرش را گرفت. ابوحامد بى درنگ براى آمدن يك آمبولانس تلفن مى كند. ولى نيروهاى امداد مى گويند كه نيروهاى نظامى اسرائيلى راه ها را كنترل مى كنند و نمى توان از موانع رد شد. بنابراين ابوحامد و همسرش خودشان براه مى افتند تا خود را به بيمارستان بعدى در شهر جنين برسانند. ولى در يك پاسگاه خيابانى ديگر نمى توانند به راه خود ادامه دهند. ابوحامد مى گويد:

“من شناسنامه ها را برداشتم و بسوى سربازان رفتم تا بگذارند من و همسرم رد شويم. او دردش شروع شده بود و زايمان بچه در پيش بود. ولى سرباز نگهبان از سى مترى فرمان داد كه بايد برگردم. من راه ديگرى نداشتم و برگشتم.”

ابوحامد و همسرش مدت يكساعت و نيم در خودروى منتظر ماندند تا بتوانند رد شوند. در اين ميان در آنسوى پاسگاه مرزى آمبولانس آمده و منتظر مانده بود. ولى سربازان نه اجازه مى دادند آمبولانس به زن حامله برسد و نه به زن حامله اجازه مى دادند به آمبولانس نزديك شود. زن بالاخره روى صندلى عقب اتومبيل وضع حمل كرد.

ابوحامد شرمگينانه مى گويد كه نمى دانست چگونه بايد به همسرش كمك كند. سه ربع تمام نوزاد درون اتومبيل در آغوشش بود، بى آنكه نافش از مادر بريده شود. همسر ابوحامد مى گويد:

“به هنگام زايمان نگران خود نبودم، هرچند كه خون زيادى از دست داده بودم. مهمتر حفاظت از بچه بود. ترسم از اين بود كه بخاطر اين سربازان براى يك لحظه همه چيزم را از دست بدهم و تمام اين مدت باردارى به خاطر هيچ بوده است. هيچ مادرى نمى تواند چنين چيزى را تصور كند.”

بالاخره سربازان دلشان به رحم مى آيد و اجازه مى دهند يكى از امدادگران بسوى زن برود و او اجازه داشت نوزاد را به بيمارستان برساند. سربازان نيم ساعت بعد اجازه دادند كه مادر روانه بيمارستان شود و پدر پس از پنج ساعت انتظار. ابو حامد مى گويد:

“مردمانى كه در پشت پاسگاه خيابانى مانند ما منتظر بودند، گفتند: اسمى روى بچه ات بگذار كه متناسب وضعيت تولدش باشد، اسمش را بگذار «حاجز»! و بدين گونه اسم او را حاجز گذاشتيم.”

و حاجز به زبان فارسى يعنى «حايل» و يا «مانع خيابانى».

بايد اشاره كرد كه از زمان جنبش اعتراضى «انتفاضه» در پاييز ۲۰۰۰، تاكنون پنجاه زن آبستن فلسطينى در پشت پاسگاه ها و موانع خيابانى وضع حمل كرده اند. حتى نيمى از اين نوزادان امكان زنده ماندن نيافته اند. ارتش اسرائيل در كرانه غربى صدها پاسگاه و موانع خيابانى بنا كرده است. تا شايد، چنانكه ادعا مى كنند، يك فرد مظنون به سوءقصدكننده انتحارى را بيابند.

عدن ابوحامد، مادر حاجز كوچك مى گويد: روزى براى پسرش تعريف خواهد كرد، چرا اسمش حاجز است.

  • تاریخ 21.06.2004
  • چاپ چاپ مطلب
  • لینک کوتاه شده http://p.dw.com/p/A4rB
  • تاریخ 21.06.2004
  • چاپ چاپ مطلب
  • لینک کوتاه شده http://p.dw.com/p/A4rB