1. Inhalt
  2. Navigation
  3. Weitere Inhalte
  4. Metanavigation
  5. Suche
  6. Choose from 30 Languages

جامعه

نوآورى هاى گلناز فتحى در هنر نقاشى ايرانى

اسفند ماه ۱۳۸۳ است. بزرگترين گالرى بيروت آثار نقاشى هنرمندى ايرانى را به نمايش گذاشته است. سالن كم كم پر ميشود. زبانهاى گوناگون بگوش ميرسند: انگليسى، آلمانى، عربى و حتى فارسى. نقاشى ها در ابعاد بزرگ به ديوارها آويخته شده اند.

يكى از كارهاى گلناز فتحى

يكى از كارهاى گلناز فتحى

سبك آنها مدرن است و رنگهايى گويا و قوى در آنها بكار برده شده است، مانند لاجوردى، فيروزه اى، سرخ و سياه. دايره از اشكال هندسى اى است كه به اندازه ها و تعداد متفاوت در نقاشى ها تكرار ميشود. نكته اى كه در اين نقاشى ها توجه بيننده را به خود جلب ميكند، آميزش خط فارسى با سبك مدرن است. دخترى ايرانى كه روبروى يكى از نقاشى ها ايستاده است از احساس خود به اين نقاشى ها ميگويد:

"احساس خيلى قشنگى است. اول از همه اينكه براى من افتخارى است كه يك ايرانى در اينجا در بيروت نمايشگاه گذاشته است. مسلما يك حس ديگرى به اين كارها دارم. درتمام كارها چيزى كه وجود دارد و خيلى مهم است، حركت است!"

در وسط سالن اين گالرى زنى جوان و ايرانى با شور و هيجان به سئوالات بازديد كنندگان پاسخ ميدهد. اين هنرمند ايرانى گلناز فتحى نام دارد. گلناز ۹ ساله بود كه با دنياى نقاشى آشنا شد و تا سن ۱۲ سالگى تمام تكنيك هاى نقاشى را ياد گرفت. در سن ۲۴ سالگى بود كه در خوشنويسى خط كتابت، در ميان زنان ايران، مقام اول را كسب كرد. علاقه گلناز به خوشنويسى در سن ۱۵ سالگى بصورت تفريحى شروع شد:

"پدرم هميشه دوست داشت كه دست خط خوبى داشته باشم، فقط در همين حد و نه بيشتر. يك تابستانى اسم من، خواهرم و دوستانم را در انجمن خوشنويسان نوشت. ما بعنوان تفريح و تعطيلات تابستانى به آنجا رفتيم. يعنى در اين حد كه يك پيش زمينه اى باشد كه خوش خط بنويسيم. همين شد كه من عاشق خط شدم. من و شش نفر از دوستان به انجمن خوشنويسان رفتيم، اما فقط من بودم كه به خوشنويسى ادامه داد. دورانى بود كه شايد ۸ ساعت در روز خط مينوشتم و پدرم ميگفت: من نخواستم كه تو خوشنويس بشوى، من فقط ميخواستم كه تو خوش خط باشى و همين و بس."

عشق به خط باعث شد كه خط و نقاشى در آثار گلناز با هم آميخته شود. او در ابتدا از اشعار شاعران ايرانى، همچون حافظ ، در نقاشى هايش استفاده ميكرد. اما از آنجايى كه حس آفرينش در او بسيار قوى بود، به مرور زمان نقش و فرم بكار بردن خط در كارهايش تغيير كرد. كم كم خط از حالت خط گونه اش خارج شد، مفهوم خواندن اش را از دست داد و جزيى از تصوير شد. خطوط بصورت رازى در نقاشى هاى گلناز در آمد:

"مردم با اينكه چيزى نوشته نشده و شايد حتى گاهى اوقات حروف را نميتوان تشخيص داد كه چه چيزى نوشته شده است. اما آنها مىفهمند كه اين خط است، به جلو ميروند تا نوشته را بخوانند، اما متوجه ميشوند كه هيچ چيزى نميتوانند بخوانند و درگيرى پيدا ميكنند. به نظر من اين زيباست! همه چيز را نبايد همان گونه كه وجود دارد بنويسيم و براى همه ديكته كنيم و بگوييم. نه! حالا اينجا من هستم كه از بيننده دعوت ميكنم، تو هم در نقاشى من سهمى داشته باش و كشف كن كه پشت اين نوشته هاى رمزآلود چه چيزى وجود دارد!"

گلناز، طريقه نقاشى خود را به بديهه نوازى در موزيك جاز تشبيه ميكند. زمانى كه او كشيدن تابلويى را شروع ميكند، نه اندازه آن ، نه رنگ آن و نه زمان اتمام آن را ميداند. او فقط تصورى از نقشى خيالى در ذهن دارد و هيچ هراسى از تغيير و دگرگونى آن ندارد. محدوديتى در اندازه نقاشى هايش وجود ندارد. گلناز بر روى زمين توپ پارچه نقاشى را باز ميكند و ميگذارد كه احساس اش دستانش را هدايت كند:

"من روى زمين و با رنگ مايع كار ميكنم. يعنى با رنگ اكريليك مايع و دبه رنگ كار ميكنم. اگر به نقاشى ها دست بزنيد، متوجه مىشويد كه رنگها بر آمده هستند. براى اينكه من بايد خيلى سريع نقاشى را انجام بدهم. وقتى كه در حال ريختن رنگ هستم يعنى در اين فاصله كه رنگ از دبه روى بوم چكيده مىشود، من بايد اين فورم ها را بيافرينم. راستش، مديون اين هستم كه خط را ميشناسم. وگرنه محال است كه در اين فرصت كم، اگركسى تجربه خوشنويسى نداشته باشد و خط را نشناسد، به اين مدرنى با خط اين بازيها را بكند."

گلناز قدم به قدم با تكنيك و سبك هاى مختلف در نقاشى آشنا شد و دوره هاى متفاوتى را پشت سر گذاشت. بطور مثال مدتى پرتره، مدتى آناتومى و مدتى منظره ترسيم كرد. تا اينكه چند سال پيش سفرى به چين رفت و با خود قلم مو و كاغذ دست ساز چينى را به همراه آورد و شروع به ترسيم سبك جديدش كرد، سبكى مدرن و خاص خودش:

"از چين كه برگشتم، شروع كردم روى كاغذ چينى، با مركب چين، با قلم مو چينى اما ايرانى كار كردم. كارهايم فيگوراتيو بودند اما باز فيگورهايى كه، فيگورهاى من بود. يعنى اينكه براى من امضايى بود. هر كسى كه آنها را ميديد، ميگفت: آدمهاى گلناز! اين آدم ها باز مدرن بودند. بنوعى تشخيص ميدادى كه كدام زن و كدام مرد است. ولى نه لباسى داشتند و نه لخت بودند. هيچى نبودند. چون كه كاملا با مركب سياه، سياه بودند. بچه بودند، خانواده بودند. اما باز با خط تلفيق ميشدند. البته اين آخرين دوران فيگوراتيو من بود. بعد از آن بود كه ديگر تصوير در كارهايم كنار رفت."

رنگها بازگو كننده بسيارى از ناگفتنىها هستند و با نگاه كردن به آنها احساسات خاصى در بيننده بيدارميشود. در سالهاى اخير، بيشترين رنگهايى كه در نقاشى هاى گلناز فتحى به چشم مىخورد قرمز، سياه و سفيد است. اما چرا اين رنگها؟ آنها براى او چه معنا يى دارند؟ رنگ قرمز: قرمز براى او رنگى پر از انرژى، گرما و زندگى است. رنگى است كه او را به تلاش و تكاپو وا ميدارد. اما رنگ سياه چه معنايى در نقاشى هاى گلناز دارد:

"سياه برام كامل ترين رنگ است. سياه مجموعه اى از تمام رنگها ست. اگر همه رنگ ها را با هم مخلوط كنيم، سياه در مى آيد. براى من بعضى وقتها سياه، شاه همه رنگ هاست و رنگ غم نيست. اگر سياه بكار بردم، براى اين نبوده كه نميتوانستم رنگ بكار ببرم، چون غمگين بودم. نه! براى من رنگ سياه آنقدرشكوه و جلال دارد كه بعضى وقتها اصلا نيازى نيست كه به آن رنگى اضافه كنم. سياه براى من نهايت كمال است."

سفيد براى گلناز گاه معناى صلح را دارد و گاه سكوت. در بعضى از قسمتهاى نقاشى هايش، حتى گاهى رنگى بكار برده نشده است. ميگذارد كه سفيدى پارچه بوم نقاشى اش بدرخشد و معناى خاص خود را پيدا كند:

"بقيه نقاشى را به سكوت مىسپارم. شايد آن رهايى است. شايد واقعا نا گفته هاست و دليل ندارد من پر گويى كنم. آنقدر آن سفيدى پس زمينه زيباست كه دوست دارم به آن سادگى بماند. در واقع ميگذارم كه نفس كشيده شود. يك جايى و فضايى براى بيننده ميگذارم تا بتواند نفس بكشد. دوست ندارم كه از پايين تا بالاى نقاشى را پركنم."

با اينكه سبك نقاشى هاى گلناز فتحى مدرن است، اما هويتى كاملا ايرانى دارد. او در نقاشىهاى اخيرش نه تنها خط و حروف فارسى را بكار برده، بلكه از صفحه بندى كتابهاى قديمى ايرانى نيز الهام گرفته و آنها را بنحوى در آثارش ترسيم كرده است. در اين پنج سال اخير، آثار گلناز نه تنها در ايران بلكه در كشورهاى ديگر جهان، مانند فرانسه، اسپانيا، آمريكا ولبنان نيز به نمايش گذاشته شده است. در بهار امسال هنردوستان دوبى از گلناز فتحى براى به نمايش گذاشتن كارهايش دعوت كرده اند.

  • تاریخ 27.03.2005
  • نویسنده روشنگ رنگنه
  • چاپ چاپ مطلب
  • لینک کوتاه شده http://p.dw.com/p/A7Rs
  • تاریخ 27.03.2005
  • نویسنده روشنگ رنگنه
  • چاپ چاپ مطلب
  • لینک کوتاه شده http://p.dw.com/p/A7Rs