1. Inhalt
  2. Navigation
  3. Weitere Inhalte
  4. Metanavigation
  5. Suche
  6. Choose from 30 Languages

جهان

نزديکی بيشتر دولت بوش به اروپا و موضع گيری در قبال ايران

اين هفته به دنبال سفر جورج بوش به اروپا، او و همتايان اروپايی اش سعی کردند اختلافات گذشته را تعديل کنند و سياست های واحدی را در قبال همکاری های اقتصادی ميان خود و مسايل امنيتی در خاورميانه در پيش بگيرند. آيا اين تلاشها می توانند تفاوتهای استراتريک ميان دولت بوش و دولت های اروپايی را پايان بدهند؟

آيا اروپا و آمريكا موفق خواهند شد كه با صدايى واحد سخن بگويند؟

آيا اروپا و آمريكا موفق خواهند شد كه با صدايى واحد سخن بگويند؟

جورج بوش در ملاقات های اين هفتهء خود با سران دولت های اروپايی سعی بسيار کرد که با زبان ملايم بر نقاط مشترک تأکيد کند واتحاد آتلانتيک شمالی را، که در اثر تکروی دولت آمريکا در عراق سست شده بود، بار ديگر تحکيم کند.

تا پيش از انتخابات رياست جمهوری در آمريکا، بوش برای از ميدان بدر کردن رقيب اش بيش از هرچيز بر امنيت آمريکاييان و قاطعيت در برابر تروريزم جهانی و انتقاد از سازشکاری اروپاييان پافشرده بود، اما پس از پيروزی در انتخابات بلافاصله مشاوران او و نيز پاره ای از مفسران سياسی هشدار دادند که حالا وقت آن رسيده که برای جلب همکاری اروپا، از هيچ کوششی فروگزار نکند. آمريکا قدرت آنرا ندارد که به تنهايی بر مشکلات خاورميانه فايق آيد. علاوه براين، اوضاع سياسی و اقتصادی اروپا به طرز بنيادی درحال دگرگون شدن است.

روزنامهء لوس آنجلس تايمز نوشت «سفر بوش اين هفته به اروپا شايد آخرين شانس باشد برای حفظ همکاری ميان دموکراسی های حوزه آتلانتيک. بقای اين همکاری در گرو آن است که بوش دست از روش های قبلی اش بردارد.»

آمريکا به مدت شصت سال از لحاظ اقتصادی و سياسی بر اروپا برتری داشت و از لحاظ استراتژيک و نظامی نيز حامیِ اروپا به شمار می رفت. اما دوران اين برتری ديگر به سررسيده و کشورهای اروپايی در ساختار «اتحاديهء اروپا» می روند که خود يک ابرقدرت واحدِ اقتصادی و سياسی شوند، ابر قدرتی که اين بار آمريکا برای حل مشکلات اش به آن نياز دارد.

برای نمونه در عراق، کشورهايی که به آمريکا کمک نظامی کرده بودند يا نيروهاي شان را بيرون برده اند (مثل اسپانيا، نروژ و مجارستان) يا ظرف هفته های آينده خارج خواهند شد (مثل چک ها، هلندی ها و اوکرايينی ها). برای تعليم نيروهای پليس و ارتش عراق، آمريکا به کمک های اروپاييان بيش از هميشه نيازمند است. جورج بوش دو روز پيش در آلمان گفت آمريکا و اروپا دل شان می خواهد با «يک صدای واحد سخن بگويند.»

اما با همهء تلاشهای دو سويه در رفع اختلافات پيشين، بعضی از رسانه های بر اختلافات استراتژيک و دراز مدت امنيتی انگشت می گذارند. دراين مورد نمونهء مشخص موضع گيری در قبال ايران و برنامه های هسته ای اش است. روزنامهء پرتيراژ و بانفوذ «وال ستريت جورنال» می نويسد «در حاليکه تهران با سرعت به سمت ساختن مهمات هسته ای پيش می رود، رهبر آلمان از اقدام ايران برای شانتاژ و باجگيری از اروپا حمايت به عمل می آورد. با چنين سياستی، ايران هم امتيازهای اقتصادی و تجاری خواهد گرفت و هم خود را به ساختن بمب هسته ای نزديک تر خواهد کرد.»

به اين ترتيب، با وجود آنکه هم گرهارد شرودر و هم ولاديمير پوتين در مصاحبه های مطبوعاتی شان در کنار جورج بوش گفتند که ايران به هيچ وجه نبايد به سلاح هسته ای دست پيدا کند، اما هدف شان به رسميت شناختن حکومت ايران در جمع ملل و همکاری بيشتر اقتصادی و تجاری با آن است؛ در حاليکه هدف کاخ سفيد سلب مشروعيت بيشتر از حکومتی است که به زغم آن حامی تروريزم اسلامی است و بايد رژيم آن تغيير پيدا کند پيش از آنکه تکنولوژی کافی برای ايجاد سلاحهای هسته ای به چنگ اش بيفتد. جورج بوش تا پايان سفرش به اروپا، کماکان حاضر نشد دولت اش در مذاکرات اروپا و ايران شرکت داشته باشد.

عبدی کلانتری، گزارشگر صداى آلمان در نيويورک

  • تاریخ 25.02.2005
  • چاپ چاپ مطلب
  • لینک کوتاه شده http://p.dw.com/p/A4BD
  • تاریخ 25.02.2005
  • چاپ چاپ مطلب
  • لینک کوتاه شده http://p.dw.com/p/A4BD