1. Inhalt
  2. Navigation
  3. Weitere Inhalte
  4. Metanavigation
  5. Suche
  6. Choose from 30 Languages

ایران

نامه سروش به خامنه‌ای: زندانیا‌ن استبداد را آزاد و استبداد را زندانی کنید

عبدالکریم سروش اسلام‌شناس منتقد حاکمیت جمهوری اسلامی در نامه‌ای به آیت‌الله خامنه‌ای به او توصیه کرده که چون پایان عمر دولتش نزدیک است، راه نکونامی و نیک‌ سرانجامی در پیش بگیرد و بند از پای عدالت و آزادی بردارد.

default

آیت‌الله خامنه‌ای

نامه‌ی آقای سروش به آیت‌الله خامنه‌ای پاسخ او به دعوت محمد نوری‌زاد است که «از اصحاب قلم و اجتهاد خواسته است تا دعوت او را لبیک گویند و به نوبه خود ادای تکلیف و امر به معروف کنند و دفتر انتقاد را کلان‌تر سازند».

سروش در آغاز نامه‌اش به آقای خامنه‌ای نوشته است: «صاحب این قلم چند بار با شما با عتاب و درشتی سخن گفته و مذمّت‌ها و ملامت‌ها بر شما باریده و قلم را بر سیاهی‌ها و تباهی‌ها گریانده است اما اینک بر آن است تا خشم خود را فرو خورد و قلم را به جانب دیگر بگرداند و از در ارشاد و نصیحت و انذار و موعظت در آید.»

آقای سروش پایان "دولت سحرمدت" آیت‌الله خامنه‌ای را نزدیک می‌بیند و گفته که با این نامه‌اش می‌خواهد، راه نکونامی و نیک‌ سر انجامی را به آقای خامنه‌ای نشان دهد تا او از خدا و خلق آمرزش و پوزش بطلبد و بند از پای عدالت و آزادی بردارد و زندانیا‌ن استبداد را آزاد و استبداد را زندانی کند.

دولتی که باکی از ویرانی خاک ایران ندارد

نویسنده نامه در توصیف دولت محمود احمدی‌نژاد که از حمایت بی‌دریغ آیت‌الله خامنه‌ای برخوردار بود نوشته است: «دولتمردی بی‌تدبیر و دولتی خرافه‌گستر و سفاهت‌پرور که از چاه‌های نفت بر می‌دارد و در چاه‌های جمکران می‌ریزد و قایق خرد خیالات خام خود را با پاروی تائیدات رهبری در دریای مخاطرات بین‌المللی به یمین و یسار می‌‌راند و به توهم "ظهوری" و فتح‌الفتوحی قریب‌الوقوع، انگشت تحریک در چشم خونریز جهان‌خواران جنگ‌طلب می‌کند و باکی از ویرانی خاک ایران ندارد.»

سروش سپس از رهبر جمهوری اسلامی پرسیده است: «آیا از ضعف بصیرت و سوء سیاست نبود که با دروغ‌زنی کم‌خرد و فریبکار چون محمود احمدی‌نژاد ابتدا به مغازله پرداختید و دولت او را فخر امت و شرف سیاست وانمودید و حاشیه‌نشینان درگاه رهبری هم امام زمان را دعا خوان و پشتیبان او دانستند، لکن همینکه رفتار او را حمل به نافرمانی کردید فرمان حمله به او را صادر کردید؟»

سروش نوشته است، جمعی از بهترین فرزندان این آب و خاک اکنون در سیاه چال و زندان‌اند و رنجه و شکنجه می‌‌شوند و تاوان نیک‌خواهی‌‌ها و حق‌طلبی‌های خود را می‌‌دهند و نجاست و خباثت سفلگان و سفاکان را به جان می‌کشند تا ردای ریاست و هاله قداست شما آسیب نبیند.

مثلث زر و زور و تزویر بردارید

دکتر عبدالکریم سروش، اسلام‌شناس منتقد حکومت ایران

دکتر عبدالکریم سروش، اسلام‌شناس منتقد حکومت ایران

نویسنده نامه در ادامه به جنبه‌هایی از عملکرد آیت‌الله خامنه‌ای در مقام رهبر جمهوری اسلامی اشاره کرده و نوشته است: «در انتخابات دخالت و تقلب می‌کنید، مجلس را در رایزنی‌های مهم سر جای خود می‌نشانید، اجازۀ تظاهرات آزاد به هیچ گروهی و حزبی نمی‌دهید، بنام دفع تهاجم فرهنگی به‌روزنامه‌ها تهاجم می‌کنید، قوّۀ قضائیه را معلّق می‌گذارید و بی‌التفات به آن، مخالفان را مجازات و در حصروحبس می‌کنید. سپاهیان را به عرصه سیاست و اقتصاد می‌کشید، صدا و سیما را مهار می‌زنید، فرهنگ و دانشگاه را امنیتی نظامی می‌کنید، حوزه‌های علمیه دینی و مساجد و منابر را حکومتی می‌کنید، ناقدان را حتی اگر از مراجع باشند فرو می‌کوبید، زور عریان را به خانه‌ها و خیابانها می‌برید و انصار حزب اله را برتر از قانون می‌نشانید و مصونیت قضائی می‌بخشید و...»

آقای سروش سپس به فقدان اختیار و استقلال نهادهایی چون مجلس و قوه قضاییه اشاره کرده و به آقای خامنه‌ای توصیه کرده: «مجلس و دستگاه قضا را به خدمت نگیرید و از آنها رأی و حکم بر وفق مزاج خود طلب نکنید. دستگاه قضا باید پنجه در پنجه رهبری بیفکند و او را در سوء معاملاتش مؤاخذه کند. با این مجلس ذلیل و قضای زبون کدام دادگری و کدام مردم‌سالاری ممکن است؟ و انتخابات چه گرهی از کار ملت خواهد گشود؟»

دکتر سروش همچنین به انتصاب برادران لاریجایی را در راس مجلس و قوه قضایه اشاره کرده و نوشته است: «مثلث زر و زور و تزویر یعنی سه برادران لاریجانی را گماشته‌اید تا شما را از شر قضا و قانون و حقوق بشر برهانند؟ خلایق را از نحوست این تثلیث برهانید و بی‌خطر بر خط راست برانید. چهره قضا و قانون را به آب عزت از غبار ذلت بشویید و از اسب انتخابات فرود آیید و زمام‌اش را بدست مردم بسپارید.»

استبداد را بکشید و خلقی را زنده کنید

آقای سروش در ادامه‌ی نامه‌اش خطرات تحقیر احزاب و اشخاص و نهادها را یادآوری کرده و نوشته است: «آخر اگر روزی این آب ‌و خاک به مخمصه‌ای و مهلکه‌ای بیفتد و بیگانگان دست طمع درآن دراز کنند از مجلسیان ذلیل، از دانشگاهیان مظلوم، از نویسندگان شکسته‌دل و شکسته‌قلم، از عالمان بسته‌دهان، از احزاب اخته و مرعوب، از سیاست پیشگان بله‌قربان‌گو، از مدیران ناکارآمد، از صداوسیمای دروغگو، از روحانیان خونین دل، از کارگران فقیر، از نوکیسه‌گان فاسد انتظار چه معجزه‌ای می‌توان داشت؟»

سروش به آقای خامنه‌ای توصیه می‌کند: به نقد تن دهید. استبداد را بکشید و خلقی را زنده کنید. نقد رهبری مقدمه آشتی ملی و نشانه نیرومندی و فروتنی است. آغاز ورود به عرصه مدنیّت و مدرنیّت، و تمرین دلیری و حریّت و نفی غلام پروری و عبودیّت است. چیزی را که چندین برکت در آن است چرا از رعیّت دریغ می‌دارید؟

سروش در پایان نامه‌اش خطاب به آیت‌الله خامنه‌ای آورده است: «مورٌخان آورده‌اند که آغا محمدخان قاجار هم موسیقی می‌نواخت هم زیارت عاشورایش ترک نمی‌شد هم به دستان نامبارک خود سر می‌برید و چشم درمی‌آورد. چرا رفتار و کردار شما باید یاد آور احوال وی باشد؟»

MM/SI

در همین زمینه:

مطالب مرتبط