1. Inhalt
  2. Navigation
  3. Weitere Inhalte
  4. Metanavigation
  5. Suche
  6. Choose from 30 Languages

ایران

ناصر تقوایی: فیلم "تهران من حراج" آیینه جامعه است

ناصر تقوایی توانسته است همسرش را در زندان قرچک ورامین ملاقات کند. با گذشت یک ماه از بازادشت مرضیه وفامهر، حکم بازداشت او به اتهام جدید «ارتکاب فعل حرام و شرکت در تهیه‏ی فیلم مبتذل» برای یک ماه دیگر تمدید شده است.

قرار بازداشت مرضیه وفامهر، بازیگر فیلم تهران من حراج یک ماه دیگر تمدید شده است

قرار بازداشت مرضیه وفامهر، بازیگر فیلم "تهران من حراج" یک ماه دیگر تمدید شده است

حدود یک‌ ماه از دستگیری مرضیه وفامهر بازیگر فیلم "تهران من حراج" و همسر ناصر تقوایی کارگردان نام‌آشنای ایران گذشته است. ناصر تقوایی شنبه ۱ مرداد ۱۳۹۰، موفق به ملاقات حضوری با همسرش در زندان قرچک ورامین شده است.

آقای تقوایی در گفت‌و‌گو با دویچه وله خبر داد قرار بازداشت همسرش با عنوان "کامل شدن تحقیقات میدانی درباره عوامل فیلم تهران من حراج" یک ماه دیگر تمدید شده است. فیلم "تهران من حراج" به کارگردانی گراناز موسوی و بازی مرضیه وفامهر محصول مشترک ايران و استراليا است که چهار سال پیش با مجوز وزارت ارشاد ایران ساخته شده است.

ناصر تقوایی، کارگردان سریال مشهور دایی‌جان ناپلئون و فیلم‌هایی سینمایی همچون، ناخدا خورشید، کاغذ بی‌خط و ... با اشاره به برنامه تلویزیونی "هفت" و حضور مسئولان وزارت ارشاد در این برنامه می‌گوید: «در برنامه هفت مثل نقل و نبات درباره فیلم‌ها واژه ابتذال به‌کار می‌رود. پس چه‌طور آن فیلم‌ها را توقیف نمی‌کنند، چه‌طور آن‌ها مجرم نیستند؟»

بشنوید: گفت‌و‌گو با ناصر تقوایی

دویچه‏وله: آخرین خبر از وضعیت همسرتان، خانم مرضیه وفامهر چیست؟

ناصر تقوایی: همین امروز (شنبه ۱ مرداد) ایشان را دیدم. امروز روز ملاقات ما بود.

در این ملاقات چه چیزی به شما گفتند؟

چیز خاصی نگفت. بیشتر سلامتی‏ و حالت روحی روانی‏اش مهم است. چیز خاصی هم وجود ندارد که او آن‏جا از آن اطلاع داشته باشد و من بیرون بی‏اطلاع باشم. دو روز پیش قاضی او را دیدم. چون باید در حکم او تجدیدنظر می‏شد.

قاضی حکم بازداشت موقت به مدت یک ماه برای ایشان بریده بود که این یک ماه تمام شده و بایستی یا در حکم ایشان تجدیدنظر می‏کرد یا آن را تمدید می‏کرد. قاضی متأسفانه حکم را تمدید کرد. قاضی درباره علت تمدید بازداشت موقت گفت، تحقیقات میدانی تمام نشده است. ایشان تصمیم دارد از تمام افرادی که به نوعی در فیلم "تهران من حراج" دست داشته‏اند، در هر پست و سمتی که بوده‏اند، بازجویی کند تا این تحقیقات میدانی تمام شود. جالب است، مهم‏ترین آدم‏هایی که در کار تولید این فیلم دخالت داشته‏اند، مانند تهیه کننده، کارگردان، بازیگر اول مرد و… اصلا در ایران نیستند.

چه ارتباطی بین تحقیقات تازه‌ای که قاضی پرونده بیان کرده و خانم مرضیه وفامهر وجود دارد؟

ابتدا کمی توضیح بدهم که اصلا چرا وارد این قضیه شده‏ام. من هیچ ارتباطی با این فیلم ندارم، به‏جز این‏که همسر من در این فیلم بازی کرده است. من در طول مدتی که فیلم را می‏ساختند و همسرم در آن بازی می‏کرد، نه سر صحنه فیلم‌برداری رفتم و نه این گروه را دیدم به‏جز یک‏بار. آن هم چون همسر من از کار فیلم‏بردار این فیلم که خانمی استرالیایی بود، خوشش آمده بود و می‏خواست او را به من معرفی کند تا اگر خواستم فیلم بسازم، شاید با او همکاری کنم. به همین دلیل یک شب دو ساعت، شام خانه‏ی من بودند.

اما حالا مثلا چون بخشی از این فیلم در اکباتان فیلم‌برداری شده، حتی این تصور برای‌شان به‏وجود آمده بود که این فیلم در خانه‏ی من فیلم‌برداری شده است. در حالی که این فیلم ۱۰ بلوک آن طرف‏تر، در خانه‏ای که به همین منظور اجاره کرده بودند، فیلم‌برداری شده است. خانه‏های شهرک اکباتان به لحاظ معماری همگی عین هم هستند. یعنی حتی کار به این‏جاها کشیده شده است.

ناصر تقوایی معتقد است، اگر عنوان مبتذل برای بازیگران جرم است، پس تمام دم و دستگاه وزارت ارشاد ایران مبتذل است

ناصر تقوایی معتقد است، اگر عنوان "مبتذل" برای بازیگران جرم است، پس تمام دم و دستگاه وزارت ارشاد ایران مبتذل است

دلیل آن را هم می‏گویم. چون جدیدا در تمدید بازداشت، یکی از اتهاماتی که به همسر من وارد شده، شرکت در تهیه‏ی این فیلم است. در حالی‏که ایشان به‏جز بازیگری کار دیگری انجام نداده است.

البته بچه‏های سینما ممکن است خیلی کمک‏ها در کار به‏هم‏دیگر بکنند. مخصوصا که خانم گراناز موسوی، کارگردان فیلم "تهران من حراج"، ۱۰-۱۵ سال پیش با خانواده‏شان به استرالیا مهاجرت کرده بودند. به دلیل علاقه آمده این فیلم را در ایران ساخته است و چون خیلی با محیط سینمای ایران آشنا نبوده، بچه‏ها کمک‏هایی به او کرده‏اند. مثلا بازیگر، دستیار یا صدابردار به او معرفی کرده‏اند. چیزی که در سینما مرسوم و معمول است.

مشارکت در سینما دو معنا بیشتر ندارد، یکی مشارکت در سرمایه‏گذاری و تولید فیلم است و دیگری کارگردانی مشترک است. گاهی مانند برادران کوهن، دونفر یک فیلم را می‏سازند. به این می‏گویند مشارکت. نه این‏که اگر شما یک همراهی یا پیشنهادی برای بهبود کار بدهید، اسم را مشارکت بگذارند. نهایتا به این می‏گویند همکاری، اسم آن مشارکت نیست.

بعد از گذشت ۱۰-۱۵ روز از بازداشت همسرم، نهایت کوشش خود را کردم که این موضوع رسانه‏ای نشود. چون نه به صلاح سینمای ما بود، نه به صلاح ارشاد بود و نه به صلاح من و همسرم بود. توانستم ۱۰-۱۵ روز این ماجرا را کنترل کنم. در حالی‏که خیلی‏ها آگاه بودند. هر اتفاقی در این مملکت بیافتد، دو، سه ساعت بعد همه‏ی عالم آگاه می‌شوند. هفته‏ی گذشته، دیگر مهار پاره شد و صبح روز دوشنبه بچه‏ها به من زنگ زدند که تمام رسانه‏ها پر از خبر این ماجراست، اطلاعاتی مغشوش و غلط. مثلا این‏که عنوان شده بود این فیلم پروانه‏ی ساخت نداشته است…

این خبر هم منتشر شد که خانم وفامهر در پلانی از فیلم بدون حجاب بازی کرده است، منظور شما این است؟

آن صحنه‏ی بدون حجاب، صحنه‏ای است که سر خود را از ته با تیغ تراشیده است. این کار ده‏ها بار در فیلم‏های ایرانی تکرار شده است. اولین بار هم خانم فریماه فرجام در فیلم "سرب" مسعود کیمیایی این‏کار را انجام داد. این کار هیچ وقت جرم نبوده است. همین چند وقت پیش یک سریال تلویزیونی پخش شده که خانمی با همین هیبت ظاهر شد. چون دیگر مویی به‏سر نیست. حال در مورد همسر من این مورد جرم شده است.

درباره انتشار این فیلم چه چیزی مطرح شده؟

این فیلم سه سال و نیم الی چهار سال پیش ساخته شده. فیلم جدیدی نیست. اما ۶-۷ ماه است که یک سی‏دی آن قاچاقی به ایران آمد و به‏سرعت در تمام شهرها تکثیر شد و عده‏ای هم از آن استقبال کرده‏اند. با این ماجراهای اخیر هم تیراژ فیلم در بازار سیاه ۱۰ برابر شد. کسی هم نیست جلوی این سارق یا قاچاقچی که یک سی‏دی را با پول مختصری می‏خرد و تکثیر می‌کند، بگیرد. در حکم همسرم، «ارتکاب فعل حرام و شرکت در تهیه‏ی فیلم مبتذل» آمده است.

این واژه‏ی "مبتذل" در سینمای ما، به‏صورت یک واژه‏ی رسمی درآمده است. واژه‏هایی مانند نازل، بی‏ارزش، سخیف، مبتذل، مانند نقل و نبات در نقدهای ما، در مطبوعات هنری و غیرهنری‏مان، در برنامه‏های تلویزیونی‏مان، در همین برنامه‏ی «هفت» تکرار می‏شود و هرشب ۷۰-۸۰ درصد فیلم‏های ایرانی به این صفات متهم می‏شوند. خود نمایندگان وزارت ارشاد می‏آیند در برنامه "هفت" می‏نشینند و واژه‏های مبتذل، سخیف، بی‏ارزش و… را درباره فیلم‏ها به‏کار می‏بندند. پس چطور است که خودشان را دخیل نمی‏دانند؟ وقتی با تهیه کننده‏ها و کارگردان‏ها صحبت می‏کنیم، می‏گویند ما سناریوی خوبی داده‏ایم، به علت دخل و تصرف‏هایی که در متن شده، سناریوی‏ ما به این روز افتاده است.

اگر قرار است واژه‏ی «مبتذل» برای یک بازیگر جرم باشد، در وهله‏ی اول این واژه "مبتذل" شامل تمام دم و دستگاه وزارت ارشاد است.

گویا دادگاهی که این روزها پرونده خانم وفامهر یا سایر بازیگران را بررسی می‏کند، دادگاهی به اسم «فرهنگ و رسانه» است. این چه‌جور دادگاهی است؟

من اولین بار که با این اسم‏گذاری یا اصطلاح برخوردم، سر همین ماجرا، یعنی یک ماه گذشته بود. گویا در دادگستری شعبه‏ای باز شده برای جرایمی یا فرهنگی‌ست یا رسانه‏ای‌ است. هردوی این موارد هم کار وزارت ارشاد است.

یعنی تا حالا هرچیزی مربوط به فرهنگ بوده و هرچیزی مربوط به رسانه‏ها بوده، متولی‏ آن وزارت ارشاد بوده است. ولی حالا خود معاون سینمایی می‏گوید که این یکی در اختیار ما نیست. گفتم مگر ما دوتا وزارت ارشاد داریم؟!

معیار تشخیص «فیلم مبتذل» همین دادگاه «فرهنگ و رسانه» است؟

من بارها گفته‏ام که بازیگر مانند یک سرباز است. سرباز نمی‏تواند بگوید که نمی‏جنگم و فرمان نمی‏برم. اگر یک بازیگر این‏کار را بکند، دیگر کسی او را به کار نمی‏گیرد. شما بازیگری را استخدام کنید، به او دست‏مزد بدهید، بعد بیاید بگوید من این کار را نمی‏کنم؟!

همه‏ی ما خطوط خطوط قرمز فیلم‏سازی در جامعه‏ی خودمان را می‏دانیم و مراعات می‏کنیم. ولی این فیلم اصلا ایرانی نیست. خانم گراناز موسوی تحصیلات‏اش را در استرالیا تمام کرده، چون پایان‏نامه‏ی خوبی ارائه داده، دانشگاه به عنوان پاداش، بودجه‏ای از طریق یک کمپانی تولید فیلم فراهم می‏کند که او این فیلم را بسازد. این فیلم یک فیلم تجربی دانشگاه است. اصلا فیلم سینمایی برای سالن سینما نیست. زمان آن فقط شصت و خرده‏ای دقیقه است.

فیلم در چند فستیوال شرکت کرده، نمی‏دانم چگونه شده که در یکی از این فستیوال‏ها به دست یک شیر پاک خورده‏ای افتاده، آن را برداشته به ایران آورده و در بازار سیاه پخش شده است. این مسئله فقط در مورد این فیلم اتفاق نیافتده، در سال‏ برای ده‏ها فیلم همین اتفاق می‏افتد. خانم موسوی از آن‏جا به من زنگ زده و می‏گوید، "نسخه‏ای که برای ایران تهیه شده بود را من خودم مونتاژ کردم که به ارشاد بفرستم"، حال یا به آن پروانه می‏دادند یا نمی‏دادند که این اوضاع پیش آمده است.

در این مدت، انجمن بازیگران ایران، به دستگیری خانم وفامهر و دیگر بازیگران واکنش نشان داده و در این باره ابراز نگرانی کرده است. سینماگران ایرانی در این مدت چه واکنشی نشان داده‌اند؟

چند روز پیش عده‏ای از بچه‏های سینما در محل خانه‏ی سینما جمع شدند و بالاخره واکنشی نشان دادند. بعد دامنه پیدا کرد و ماجرای پگاه هم پیش آمد. با همه‏ی آن‏ها هم‏دردی دارم. البته آن‏ها هم هنوز پاسخی نگرفته‏اند.

من حدود دو هفته‌‏ی پیش که نزد آقای شمقدری رفته بودم، گفتند که همسر شما در فیلم بدون مجوز بازی کرده است. گفتم که چطور می‏شود فیلمی مجوز نداشته باشد؟ تمام این فیلم در کوچه خیابان‏های تهران فیلم‌برداری شده است. من با یک دوربین عکاسی می‌روم یک عکس بگیرم، روزی ۱۰بار مرا می‏گیرند و از من مجوز می‏خواهند.

برای فیلم‏برداری این فیلم هم یک گروه استرالیایی آمده بود که اتفاقا فیلم‏بردار آن یک خانم بوده است. آن‏ها مجوز کار در ایران داشته‌اند. به تهیه کننده‏ی ایرانی فیلم، پول حواله داده‏اند تا کارهای‏شان را راه بیاندازد، قرارداد بین‏المللی دارند. پول‏ را به خود خانم گراناز موسوی نداده‏اند، به تهیه کننده‏ی اسم و رسم‏دار ایرانی داده‏اند که دفتر رسمی داشته و می‏توانسته از وزارت ارشاد مجوز بگیرد و مشکلات این فیلم را یا به عبارتی، تمام مقدمات تولید این فیلم را در ایران برای‏شان فراهم کند و کرده است. این‏که فیلم خوب شده یا بد شده امر دیگری است. وگرنه آن‏ها چطور می‏توانستند کارشان را ادامه بدهند؟

همسرم می‏گوید، گاهی می‏شد که در یک روز سه یا چهار بار ما را در خیابان‏ها می‏گرفتند، مدیر تولید فیلم به آن‏ها مراجعه می‏کرد، یا کاغذی نشان می‏داد یا تلفنی‏ می‏کرد و مشکل ما حل می‏شد. این به بازیگر مربوط نیست که تهیه کننده مجوز دارد یا ندارد. هر دفتر تهیه‏ی فیلمی که مجوز رسمی برای تولید دارد، یک شعبه‏ی وزارت ارشاد است. زیرنظر این وزارت‏خانه و با مجوز او دارد کار می‏کند. دفتری که این فیلم را ساخته است، چنین دفتری بوده است. الان دیگر نیست، ولی چهار سال پیش بوده و خیلی هم حرمت داشته است.

موضوع فیلم هم درباره جوان‏های ما، ولنگاری‏های‏شان و بی‏اخلاقی‏هایی است که به آن‏ها نسبت داده می‌‏شود. چهار سال پیش، این موضوع مطلوب وزارت ارشاد بوده که راجع به آن فیلم ساخته شود. اصلاً موضوع عمومی مملکت بود. همان زمانی که شب‏ها می‏ریختند در خانه‏ها و مهمانی‏های آن‏ها را به‏هم می‏زدند. این داستان همان‏ اتفاق‌هاست. نتیجه‏گیری فیلم هم مطلوب بوده است. یعنی این جوان‏ها، با وجود این‏که جوان‏های بااستعداد و باهوشی هستند، ولی آن‏قدر در حاشیه‏ی زندگی افراط می‏کنند که همه‏ی آن‏ها بدفرجام می‏شوند. یکی از آن‏ها ایدز می‏گیرد. یکی از آن‏ها در همین مملکت آواره می‏شود، دیگری مهاجرت می‏کند. همگی به چنین سرنوشت شومی می‏رسند.

اما حالا که این فیلم به شکل غیرقانونی و قاچاقی وارد ایران شده و نمایش داده شد، بعد از چهار سال جرم شده است. متهم ردیف اول هم بازیگر فیلم شده است. چون نه به تهیه‏ کننده‏ و نه به کارگردان فیلم دسترسی دارند. مدیر تولید فیلم که باید تمام مجوزها را ارائه می‏داده و اسباب فیلم‏برداری را فراهم می‏کرده، یک شب توقیف شده و با ۱۰ میلیون تومان وثیقه آزاد شده است. همسر من که یک دستمزد جزیی گرفته و بازی کرده (تمام ارقام آن موجود است)، به عنوان متهم ردیف اول بازداشت است.

حال خوشبختانه اتهاماتی که زده‏اند سیاسی نیست، کاملا شرعی است. ما در شرع جرم نداریم، به این می‏‌گوییم گناه. اگر گناهی کرده، هر گناهی عقوبتی دارد. یا چند ضربه شلاق می‏زنند، یا وثیقه‏ای می‏گیرند و آزاد می‏کنند. کسی را زندان نمی‏کنند. اگر گناه کرده، شلاق‏اش بزنند. چندضربه باید شلاق بخورد؟! بزنند! وثیقه بگیرند، آزادش کنند.

قاضی پرونده مثلا می‌گفت، مشروبی که این خانم دارد در فیلم می‏خورد، فعل حرام است. همسر من جواب داد که من آن‏جا به‏جای مشروب چایی می‏خوردم. او در زندگی‏اش هم مشروب نمی‏خورد. می‏گوید این چایی است. به قاضی می‏گویم که درست عین این است که من جلوی آینه یک کار شنیع و زشتی انجام دهم، شما آینه را توقیف کنید.

مگر نمی‏گویید که سینما آیینه‏ی جامعه است؟ خب، این افعال زشت در جامعه‏ی ما بوده است. شما پلیس می‏فرستادید، مهمانی‌ها را توقیف می‏کردید، جریمه می‏کردید. این‏ها هم فیلم‏اش را ساخته‏اند. حالا فیلم مقصر است؟!

حسین کرمانی
تحریریه: مصطفی ملکان

در همین زمینه:

مطالب صوتی و تصویری مرتبط