1. Inhalt
  2. Navigation
  3. Weitere Inhalte
  4. Metanavigation
  5. Suche
  6. Choose from 30 Languages

گوناگون

ناتاشا کامپوش ‌ده سال پس از فرار باز هم لب به سخن می‌گشاید

ده سال از فرار ناتاشا کامپوش، دختر اتریشی که در سن ده سالگی ربوده شد و هشت سال و نیم در اسارت یک جوان‌ شیفته هیتلر بود، می‌گذرد. اکنون او از دوران پس از فرار و آزادی سخن می‌گوید.

حدود ده سال از روزی که ناتاشا کامپوش موفق به فرار از اسارتگاهی که هشت سال و نیم در آن مورد تعرض جنسی و آزار جسمانی قرار می‌گرفت می‌گذرد. شکنجه‌گر او ولفگانگ پریکلوبیل، کامپوش را در سن ده سالگی از راه مدرسه به خانه ربود و سال‌های متمادی مورد سوء استفاده جنسی و اذیت و آزار و کتک قرار داد.

کامپوش که اکنون ۲۸ ساله است در مصاحبه با شبکه رادیویی تلویزیونی اتریش بار دیگر مروری بر خاطرات دوران اسارتش می‌کند و نیز از زندگی فعلی‌اش در آزادی سخن می‌گوید.

او می‌گوید اکنون این آمادگی را دارد که سررشته زندگی‌اش را به دست گیرد، تحصیلات متوسطه را به پایان برساند و در کلاس ‌آواز و اسب‌سواری ثبت نام کند. کامپوش دومین کتاب خود با عنوان "ده سال آزادی" را نیز آماده کرده که در ماه اوت امسال منتشر می‌شود.

بازگشت به شکنجه‌گاه

ناتاشا می‌گوید همچون همه انسان‌های دیگر آمادگی شروع یک رابطه عاشقانه را دارد ولی ابتدا باید بکوشد که ارتباط بیشتری با دنیای بیرون برقرار کند چرا که در ده سال گذشته تنها لحظات کوتاهی در آزادی کامل به سر برده است.

ده سالی که گذشت او زندانی قضاوت‌ها و در محاصره پیش‌داوری‌ها بوده است. شایعه ‌شده بود که ناتاشا در طول دوران اسارتش صاحب فرزندی شده و خود او را به قتل رسانده است. همین شایعه باعث شده که سالهای‌ متمادی مورد لعن و نفرین مردم در قرار گیرد. حتی یک بار زن مسنی خواسته است در انظار عمومی او را کتک بزند.

او بارها به خانه ولفگانگ پریکلوبیل بازگشته است. هر دو ماه برای انجام کارهایی چون رسیدگی و تعمیرات به خانه سر می‌زند.

تبدیل شکنجه‌گاه به مکانی برای آسایش پناهجویان

ناتاشا می‌گوید: «اکثرا وقتی به اینجا می‌‌آیم حالم بد ‌می‌شود. با این حال دست به چیده‌مان خانه نزده‌ام تا بهتر بتوانم آنچه را که رخ داده برای خودم حل و فصل کنم. فقط مجبور شدم یک بار انباری را که در آن زندانی بودم به دستور دولت و به خرج خودم تغییر شکل بدهم».

طرح او برای واگذاری خانه به یک خانواده پناهجو از مدت‌ها پیش در پیچ و خم‌ها و کاغذبازی‌های اداری معلق مانده است.

ناتاشا در مورد رباینده‌اش می‌گوید: «او شیفته شخصیت آدلف هیتلر بود و با من رفتاری چون رفتار نازی‌ها با قربانی‌هایشان داشت. همیشه گرسنگی می‌کشیدم و لباس ناکافی به تن داشتم و مجبور بودم به کارهای سخت تن دهم».

پریکلوبیل که از سال ۲۰۰۴ به بعد اطمینان خاطر داشته که کسی ناتاشا را شناسایی نمی‌کند تصمیم می‌گیرد با مدارک تقلبی او را به همسری خود درآورد و از زیرزمین به طبقه بالا انتقال دهد. ناتاشا نیز با ظاهرسازی به دنبال فرصتی برای فرار بوده است.