1. Inhalt
  2. Navigation
  3. Weitere Inhalte
  4. Metanavigation
  5. Suche
  6. Choose from 30 Languages

ایران

مناقشه اتمی و مسئله حفظ پرستیژ در ایران • مصاحبه

این نظر وجود دارد که مناقشه اتمی در صورتی آرام خواهد یافت که تهران به فشارهای بین‌المللی گردن بگذارد، در عین حال راه حلی پیدا شود که پرستیژ خود را حفظ کند. احمد شیرزاد، نیز موضوع پرستیژ را مهم می‌داند. مصاحبه‌ای با او

پرچم و اتم

دویچه وله: مهلت شصت روزه شورای امنیت به ایران برای اجرای آخرین قطعنامه رو به پایان است. بسیاری تنها راه خروج از بن بست فعلی را این می‌دانند که تعریف جدیدی از غنی سازی بشود تا هم ایران از مواضع خود کوتاه نیامده باشد و هم کشور های غربی. به نظر شما چنین امکانی فراهم هست؟

دکتر احمد شیرزاد

دکتر احمد شیرزاد

احمد شیرزاد: به نظر من شرایط امروزی برای دستیابی به یک سازش بسیار فراهم تر است. هر نوع سازشی بین ایران و کشورهای غربی در صورتی امکان پذیر است که ایران بتواند به نوعی آبروی خود را حفظ کند و شکست خورده از ماجرا خارج نشود. راه حلی می تواند ضامن موفقیت باشد که پرستیژ ایران در آن حفظ شود. شاید تعریف جدیدی از غنی سازی که در آن خواست های ایران لحاظ شود، بتواند روشی برای حفظ پرستیژ ایران، در عین رسیدن به یک سازش با غرب باشد. احتمالا در تعریف جدید از غنی سازی باید تعداد معینی از دستگاههای سانتریفوژ پذیرفته شود تا ایران بتواند در چارچوب محدودی کارهای غنی سازی، بررسی های آزمایشگاهی یا کمی فراتر از آن را انجام بدهد.

ولی منوچهر متکی، وزیر خارجه جمهوری اسلامی در سوئد تاکید کرده است که ایران غنی سازی اورانیوم را به هیچ وجه به حال تعلیق در نمی‌آورد و موضوع غنی سازی، خط قرمز جمهوری اسلامی است. با این نوع تأکید، فکر می‌کنید چقدر امکان گشایش در این بن بست وجود داشته باشد؟

قبلا راه حل تعلیق در برابر تعلیق، که آقای البرادعی مطرح کرده بود یا راه حل سویسی‌ها و هر راه دیگری که مستلزم تعلیق غنی سازی از طرف ایران بود، رد شد. این رد شدن‌ها و ادامه گفتگوهایی که بیشتر جنبه تبلیغاتی داشته، مسئله را به شکلی در آورده که تعلیق غنی سازی یک شکست تلقی می شود. من فکر می کنم این مسئله حیثیتی نباید مانع از دستیابی به توافق شود و ضمن حفظ این پرستیژ بخصوص داخل ایران، جامعه جهانی هم از صلح آمیز بودن برنامه اتمی ایران اطمینان پیدا کند.

آیا طرح کنسرسیوم بین المللی برای غنی سازی اورانیوم شانسی دارد؟ آیا ممکن است راهی میانی پیدا شود که نه عین پیشنهاد ایران باشد، نه عین پیشنهاد روسیه؟

به نظر من کنسرسیوم پیشنهاد خیلی خوبی بود. این طرح قدیمی در زمان آقای خاتمی مطرح شد و از سوی ایران هم حمایت شد. در طرحی هم که اولین بار آقای احمدی نژاد در سازمان ملل برای شراکت غربی ها مطرح کردند ، می شد رد پای این پیشنهاد را دید. من به یاد دارم آقای لاریجانی پس از مذاکره با مقامات روسی، مصاحبه هایی کردند که به نظر میرسید ما در دو قدمی یک توافق مبتنی بر طرح کنسرسیوم هستیم. بعدا مسئله اینکه غنی سازی در داخل خاک ایران باشد یا خارج از آن، تیدبل شد به یک مشکل که بن بست ایجاد کرد. به نظر من راه حل روس ها، راه حلی آبرومندانه است.در جزییات آن امکان چانه زنی از هر طرف وجود دارد و این شدنی است که توافق چند جانبه ای بین روسیه ، اروپا و ایران صورت گیرد، طوری که آمریکاییها هم نسبت به آن رضایت دهند.

آخرین دیدار آقایان سولانا و لاریجانی در آنکارا بی نتیجه بود و سولانا گفته توافق با ایران دشوار است و آنچه بین خودش و لاریجانی صورت می گیرد، بیشتر نوعی محاوره است تا مذاکره....

از سرگیری مجدد ملاقات آقای سولانا و آقای لاریجانی به هر حال مثبت است و متوقف شدن اش ناامید کننده. البته انتظار زیادی از این مذاکرات نمی شود داشت. آقای لاریجانی تصمیم گیرنده مطلق در مسائل هسته ای ایران نیست، هرچند شخص پرنفوذی است. ایشان نمی تواند از طرف کل نظام تصمیم بگیرد و حتما باید با بالاتر از خودش تماس گرفته و رضایت آنها را فراهم کند. آقایی سولانا هم نمی تواند از طرف همه کشورهای اروپایی قولی بدهد. اما به هر حال، من فکر می کنم اگر امیدی باشد، در همین مذاکرات است. حتی اگر صحبت ها در سطح محاوره هم باشد، ما باید خوشحال باشیم که از دو طرف دو نفر بتوانند زبان همدیگر را پیدا کنند و درست با یکدیگرمحاوره کنند!

بسیاری می گویند مادام که دولت بوش و دولت کنونی ایران بر سرکار هستند، این کشاکش ادامه خواهد داشت. چون بقای هر دو دولت در بحران سازی و پافشاری روی پرنسیپ هایشان است..

از یک نگاه این درست است. وقتی دو طرف با پافشاری به موضوع برخورد می کنند، مسئله غیر قابل حل می شود. شما تصور کنید وقتی آقای خاتمی در ایران و آقای کلینتون در آمریکا رئیس جمهور بودند، ما از هر دو طرف تمایل برای برقراری رابطه بهتر را شاهد بودیم. اما اتفاقا همان جناج های تندرو، بیرون این دولت ها، مشکل ایجاد می کردند و شاید در مواردی وقتی آنها در حاکمیت نباشند، دست شان بازتر است برای جلوگیری از حصول توافق. متاسفانه ما با وجودی که در زمان آقای خاتمی هشت سال فرصت خوبی داشتیم، به خاطر همین فشارها، ایشان نتوانست سطح روابط را یک گام جلوتر ببرد. الان همان جریان های رادیکال و تند رو به قدرت رسیده و دولت را در دست گرفته اند. این از یک جهتی بدتر است اما اگر اینها با آمریکا به توافق برسند، میتوان امیدوار بود که این پایه محکمتری برای آینده باشد و چنانچه از قدرت کنار بروند، دست کم این سطح از روابط حفظ شود.