1. Inhalt
  2. Navigation
  3. Weitere Inhalte
  4. Metanavigation
  5. Suche
  6. Choose from 30 Languages

جامعه

معصومه شفيعى / ” آنقدر حال گنجى بد بود که از طریق من وارد عمل شدند“

سعيد مرتضوى دادستان عمومى و انقلاب تهران كه ديشب خود در بيمارستان ميلاد بوده و با ديدار اكبر گنجى با همسرش مخالفت مى‌كرده، بالاخره پس از شش ساعت انتظار، به همسر گنجى اجازه ملاقاتى ۵ دقيقه‌اى را داده است. معصومه شفيعى كه ديشب در گفتگويى با صداى آلمان، علت ايجاد ممانعت براى ملاقات وى با همسرش را وخيم بودن شديد حال گنجى عنوان كرده بود، پس از ملاقاتى بسيار كوتاه با وى، اين حدس خود را كاملا تاييدشده ديد. با وجود اين

معصومه شفيعى: ”اينها عمد دارند كه گنجى را بكشند، اين را من مطمئنم“

معصومه شفيعى: ”اينها عمد دارند كه گنجى را بكشند، اين را من مطمئنم“

�ه حال گنجى چنان وخيم بوده كه بنا به‌گفته دادستان تهران، حتا امكان مرگ او مى‌رفته، در جريان اين ملاقات نيز حاضر به استفاده‌ى از سرم نشده است. ولى پس از بيهوش شدن گنجى، همسرش با وجود مخالفت او و به قصد نجات جانش، به پزشكان اجازه مى‌دهد تا به گنجى سرم بزنند. ماجراى اين ملاقات، از زبان معصومه شفيعى همسر اكبر گنجى، در گفتگويى با صداى آلمان.

مصاحبه گر: بهنام باوندپور

دویچه وله: خانم معصومه شفیعی، گویا شما بالاخره نیمه شب گذشته موفق شدید همسرتان آقای گنجی را ملاقات کنید. این قاعدتا باید پس از ساعتها جلوگیری کردن از ملاقات شما با همسرتان خبر خوشحال کننده ای باشد. اما سوال اینست که آقای گنجی حالشان چطور بود و در چه وضعیتی بودند؟

معصومه شفیعی: آقای گنجی حالشان بسیار بد بود. ما فقط ۵ دقیقه توانستیم ایشان را ملاقات کنیم. به ما بیشتر از ۵ دقیقه اجازه ندادند. گنجی از فرط بی‌حالی اصلا نمی توانست چشمهایش را باز نگهدارد. پوست و استخوان بود. پوست گردنش را دیدم، چروک شده بود. پزشکی که آنجا بود می گفت من از پزشکان بیمارستان هستم. ایشان گفتند که آقای گنجی حالش خیلی بد است، حالش بسیار وخیم است و هرآن ممکن است ایست قلبی بکند. آنها بعد از ۵ دقیقه ما را از اتاق کردند بیرون. ما هم داشتیم با گنجی می آمدیم بیرون که گنجی جلوی در تکیه داد به دیوار و از هوش رفت و افتاد روی زمین. بچه ها خیلی حالشان بد شد. اشتباه کردم که بچه ها را با خودم برده بودم. ساعت ۱۲ شب بود. بچه های من آمده بودند که پدرشان را ببینند و خیالشان راحت بشود که زنده است، ولی متاسفانه شرایط به گونه ای عکس آن شد. یعنی بچه ها وقتی پدرشان را دیدند همینطور بی اختیار اشک از چشمهایشان سرازیر شد و شروع به گریه کردند. وقتی هم آقای گنجی از حال رفت و روی زمین افتاد، بچه ها دیگر نتوانستند تحمل کنند و جیغ و داد و فریاد «بابا، بابا» می کردند بحدی که آن ماموران ويژه آمدند بچه ها را از توی راهرو بیرون کردند و در را به روی شان قفل کردند که نیایند داخل اتاق.

دویچه وله: خانم شفیعی، فرزندان شما چند ساله هستند؟

معصومه شفیعی: ۲۱ ساله و ۱۶ ساله. آنقدر (گنجى) حالش بد بود که من خودم هم خیلی وحشت کرده بودم و به پزشک گفتم که با اجازه ی من، من مسئولیت را می پذیرم و به آقای گنجی سرم بزنید. ایشان باید زنده بماند. گنجی در حالی نبود که بتواند مقاومت بکند و به ایشان سرم زدند. ما ۵ دقیقه بیشتر آنجا نبودیم. ما را از آنجا بیرون کردند. تا ساعت یک نیمه شب آقای مرتضوی توی بیمارستان بود. قبل از آن ۵ دقیقه ملاقات، آقای مرتضوی با من صحبت کرد و به من گفت که گنجی تا صبح زنده نمی ماند، شما باید کاری بکنید تا ایشان اعتصابش را بشکند. گفتم من حرف شما را باور نمی کنم. من باید گنجی را ببینم. وقتی گنجی را دیدم حرفش را باور کردم که حالش خیلی بد است. حالش خیلی وخیم است. پزشک ها هم متفق القولند که وضعیت گنجی اصلا مساعد نیست و باید هرچه زودتر اقدامات درمانی را روی ایشان انجام بدهند. گنجی خودش در این زمینه خیلی مقاومت می کند، ولی من دیشب به پزشک ها گفتم که با اجازه ی من می توانید به گنجی سرم بزنید. نظر پزشک ها اینست که در مرحله ی کنونی حتا سرم هم جوابگو نیست. باید اقدامات دیگر پزشکی کرد. اینکه اقدامات دیگر پزشکی چی هست من اطلاعی ندارم. باید خود پزشک ها نظر بدهند.

دویچه وله: خانم شفیعی، چطور شد که بالاخره بعد از ساعتها به شما اجازه ملاقات دادند؟

معصومه شفیعی: حال آقای گنجی آنقدر بد و وخیم بود که مرتضوی آنجا می خواست او را متقاعد کند تا اعتصابش را بشکند، ولی گنجی با آن حال نامساعد قبول نمی کرد. به من اجازه دادند فقط برای اینکه من بتوانم گنجی را متقاعد کنم که سرم بزند. یعنی آنقدر حال گنجى بد بود که از طریق من وارد عمل شدند.

دویچه وله: خانم شفیعی آیا در ملاقات شما با همسرتان ماموران هم حضور داشتند یا توانستید تنهایی با آقای گنجی ملاقات کنید؟

معصومه شفیعی: من که رفتم دیدن آقای گنجی، آقای مرتضوی هم آمد داخل اتاق. آقای مرتضوی هم نشست آنجا...

دویچه وله: پس در این ۵ دقیقه شما و آقای مرتضوی همزمان...

معصومه شفیعی: بله، آقای مرتضوی هم بودند. در ۲ دقیقه ی آخر آقای گنجی به مرتضوی گفت من می خواهم خانمم را تنها ببینم، بچه هایم را تنها ببینم که بعد مرتضوی رفت بیرون، ولی بعد از ۳ـ۲ دقیقه آمدند و ما را از اتاق بیرون کردند.

دویچه وله: فکر می کنید علت اینکه بیش از ۵ دقیقه اجازه ی ملاقات به شما ندادند چه بود؟

معصومه شفیعی: اینها از هر مسئله ی روانی استفاده می کنند، برای اینکه هم آقای گنجی را تحت فشار بگذارند و هم خانواده اش را و می خواهند در این میان از این مسئله بهره برداری روانی کنند. واقعا من متاسف می شوم که بخواهند از بچه های یکنفر، از همسر یکنفر اینجوری سوء استفاده کنند، برای اینکه یک بیمار را تحت فشار بگذارند. واقعا اسفبار است. در هر صورت ما می توانستیم بیشتر ملاقات بکنیم، ولی اینها به ما اجازه ندادند و آن چند دقیقه ی ملاقاتمان هم بیشتر با حضور آقای مرتضوی گذشت.

دویچه وله: در همان دقایق کمی که ملاقات داشتید با آقای گنجی آیا حرفی بین شما رد و بدل شد که ...

معصومه شفیعی: حرفهایی که بهرحال رد و بدل شد، ولی من در آن چند دقیقه، ۳ـ۲ دقیقه، به آقای گنجی اصرار می کردم که اجازه بده اقدامات پزشکی صورت بگیرد، اجازه بده به تو سرم بزنند، ما به تو احتیاج داریم، بچه ها به تو احتیاج دارند، تو باید برگردی خانه، تو کار خودت را کردی و اگر از بین بروی خواست اینها برآورده می شود، لذا تو باید بمانی. من داشتم این صحبت ها را می کردم که به من گفتند وقت تمام است.

دویچه وله: خانم شفیعی، منظور من بیشتر این بود در ارتباط با این رد و بدل شدن حرفها که آیا همسرتان خبری از تصمیمات یا صحبت های مقامات دادستانی در ارتباط با خودشان را مطرح نکردند و یا نشنیده بودند؟

معصومه شفیعی: ببینید، اینها همیشه می آیند و با آقای گنجی مذاکره می کنند. آقای گنجی به اینها هیچ اطمینانی ندارد. آقای گنجی می گوید مرتضوی آدم دروغگویی ست، من اطمینانی به او ندارم و اینهمه هم که می آید و مذاکره می کند روی حرفش نمی شود حساب کرد. این آدم دروغگویی ست و خیلی زود زیر حرفهایش می زند. موضع آقای گنجی اینست. هر موقعی هم که آقای مرتضوی با ایشان ملاقات کرده و ما بعدش آقای گنجی را دیدیم حرفش همین بوده که مرتضوی قابل اطمینان نیست، شخص دیگری باید بیاید وسط، قوه قضاییه فرد دیگری را بفرستد که بیاید مسئله را حل کند، تا وقتی مرتضوی توی این مذاکره هست این مذاکره حل شدنی نیست. و آقای مرتضوی دارد دفع الوقت می کند تا گنجی کشته بشود. آقای مرتضوی نمی خواهد این مسئله حل بشود، وگرنه از این مسئله خودش می رفت کنار و پرونده را به دیگری واگذار می کرد. اینها عمد دارند که گنجی را بکشند. این را من مطمئنم. گنجی هم از این مسئله اطمینان دارد. لذا، پافشاری می کند که مرتضوی از مسئله برود کنار و دیگری بیاید و مسئله را حل بکند.

دویچه وله: خانم شفیعی، بهانه ی آقای مرتضوی برای اینکه ملاقات شما را بعد از ۵ دقیقه قطع کرد چه بود؟

معصومه شفیعی: ایشان هر موقع که بخواهد می تواند بهانه ی مختلفی جور بکند. اینها دیگر با زور رفتار می کنند و دیگر اصلا مسئله ای حقوقی و دلیل موجه ای ارائه نمی دهند. هیچوقت دلیل موجه ای برای ما ارائه نکردند.

دویچه وله: خانم شفیعی، چی گفتند بالاخره؟

معصومه شفیعی: فقط گفتند که ملاقاتتان تمام است. وقتی ساعت ۶ به من اجازه ی ملاقات ندادند من تا ساعت ۱۲ شب ایستادم آنجا، بعد در همان موقع یکی دوبار تلفنی با این آقایان صحبت کردم و برایشان پیغام دادم که به من فقط ۵ دقیقه اجازه بدهید تا من فقط ببینم گنجی نفس می کشد. همین. من گفتم فقط به من ۵ دقیقه اجازه بدهید. اینها همین تقاضای من را که در آن شرایط اضطرار بیان شده بود، همین را براساس حرف خود من استفاده کردند و بیشتر از ۵ دقیقه به من اجازه ندادند با گنجی دیدار کنم.

دویچه وله: خانم شفیعی، آیا بجز شما کس دیگری،‌ مثلا وکلای ایشان، توانسته اند آقای گنجی را ملاقات کنند یا با ایشان حداقل تماس تلفنی داشته باشند؟

معصومه شفیعی: بهیچ عنوان. بهیچ عنوان. آقای گنجی تقاضای اکید دارد، تقاضی کتبی هم داده است که من می خواهم خانم عبادی، آقای مولایی و وکلایم را ببینم، ولی اینها ممانعت می کنند. می گویند جای ملاقات با وکیل توی زندان است نه توی بیمارستان.

دویچه وله: در یک جمله، خود شما آقای گنجی را چگونه یافتید و در چه حالی دیدید؟

معصومه شفیعی: شرایط بسیار وخیم بود. من برای اولین بار دیشب حرف مرتضوی را باور کردم که به من گفت گنجی تا صبح زنده نمی ماند. من فقط می توانم بگویم گنجی حالش خیلی بد است. تا این تیم آقای مرتضوی در بیمارستان حضور دارد، هیچگونه اقدام پزشکی مثبتی در مورد گنجی صورت نخواهد گرفت، امکان صورت گرفتنش نیست. من فقط از مسئولین قوه قضاییه می خواهم که این پرونده از دست مرتضوی دربیاید، آن تیم هم از آنجا برود تا پزشکان بتوانند با خیال راحت به اقدامات درمانی و انسانی شان بپردازند.

دویچه وله: آیا اجرای یک چنین پیشنهادی را محتمل می دانید؟

معصومه شفیعی: بله‌ محتمل می دانم. اگرآقایان بخواهند با حسن نیت رفتار کنند، مسئله خیلی براحتی قابل حل است.

دویچه وله: آیا چنین چشم اندازی را می بینید؟ آیا چنین حسن نیتی را سراغ دارید در مسئولان؟

معصومه شفیعی: من فکر می کنم آقای شاهرودی شخصا چنین حسن نیتی را دارد، ولی اینکه این پرونده مستقیما زیر نظر ایشان باشد شک دارم. من فکر می کنم اين پرونده دارد از منابع بالاتر از آقای شاهرودی هدایت می شود.

دویچه وله: سپاسگزارم از شما خانم شفیعی.

معصومه شفيعى: خواهش مى‌كنم. فقط خواهش مى‌كنم هر كس كه مى‌تواند به ما كمك كند. همه وجدانهاى بيدار، همه كسانى كه براى آزادى، براى حقوق بشر، براى مسايل انسانى، براى اين انسانى كه از گوشت و خون و استخوان تشكيل شده، كه براى اين وجود انسانى ارزش قايلند، از هر ابزارى كه در اختيار دارند رژيم جمهورى اسلامى را تحت فشار بگذارند تا هر چه زودتر اين مسئله را حل بكند. من مطمئنم اين مسئله در داخل ايران، تا الآن كه حل نشده، اين مشكل به عقيده من در داخل نمى‌تواند حل شود. فقط با فشار دول خارجى، وجدانهاى بيدار و افرادى كه براى انسانيت ارزش قايلند، فقط با زور آنهاست كه مى‌تواند حل بشود.

  • تاریخ 29.07.2005
  • چاپ چاپ مطلب
  • لینک کوتاه شده http://p.dw.com/p/A60Z
  • تاریخ 29.07.2005
  • چاپ چاپ مطلب
  • لینک کوتاه شده http://p.dw.com/p/A60Z