1. Inhalt
  2. Navigation
  3. Weitere Inhalte
  4. Metanavigation
  5. Suche
  6. Choose from 30 Languages

جهان

محمدرضاشاه و سالگرد ترك وطن

۲۵ سال پيش در روز شانزدهم ژانويه محمدرضا شاه كشور را ترك كرد. پتر فيليپ، گزارشگر و مفسر دويچه وله نگاهى دارد به اين برهه طوفانزده تاريخ ايران.

خشم انقلاب

خشم انقلاب

سفر شاه به همراه خانواده اش در شانزدهم ژانويه سال ۱۹۷۹ به خارج از كشور شايد از نظر يك فرد خارجى سفرى از سفرهاى بيشمار خانواده سلطنتى به خارج بود. اما اين سفر با سفرهاى پيشين تفاوتى فاحش داشت و آن اينكه اين سفر ميبايست سفرى بى بازگشت ميبود و همانهنگام سفرى كه راه را براى انقلاب اسلامى آيت الله خمينى هموار ميكرد. و آيت الله خمينى ۲ هفته پس از آن، از تبعيد خود در پاريس به ايران بازگشت و بر تاريخ ۲۵۰۰ سال حكومت سلطنتى در ايران نقطه پايان نهاد.

محمدرضا پهلوى تا واپسين روزهاى حيات خود از پذيرش اين موضوع تن ميزد كه وى آخرين پادشاه كشور است. اما دلايل بسيارى براى اين باور وجود داشت. نخست آنكه زمانى كه وى در سال ۱۹۴۱ پس از كناره گيرى اجبارى پدرش با سن ۲۲ سالگى زمام امور در كشور را برعهده گرفت، ميبايست در مييافت كه كشور او تلاقيگاه منافع مختلف بين المللى است و همين منافع خارجى تاثيرى شگرف بر تحولات سياسى داخلى ايران دارند. و خطر دوم آنكه، وى ميبايست بداند كه برنامه هاى فراگير اصلاحاتى او ميتواند باعث فعال شدن نيروهاى محافظه كار در كشور شده و اين نيروها از شكاف اجتماعى پديد آمده بين صاحبان رفاه و تهيدستان، بسود خود بهره خواهند گرفت.

پدر وى متاثر از كمال آتاتورك بر همه اين مخالفتها چشم بسته بود و كوشيده بود كه همچون آتاتورك با بهره گرفتن از قهر اصلاحات را بمورد اجرا گذارده و ايرانى مدرن و متكى بر موازين مدنى و غيرمذهبى بنا نهد. جنبش ملى و مناقشه بين دولت مصدق با بريتانيا بر سر ملى شدن نفت يكى از نخستين چالشهاى جدى شاه جوان بود. در آن هنگام هواداران وى و نيروهاى نظامى موفق شدند دولت مصدق را سرنگون كرده و امكان بازگشت وى را فراهم آورند. اما اين تنها سطح ماجرا بود. آمريكا و سازمان سيا نيز از ترس آن كه مصدق كشور را زير نفوذ اتحاد شوروى قرار دهد، ماجراى بازگشت شاه را سامان دادند. و از تلاشهاى خود بهره فراوان نيز بردند.

پس از انقلاب سفيد و مخالفتهايى كه اين انقلاب در بين اقشار اجتماعى بر انگيخت ما شاهد آن بوديم كه بسيارى از دگرانديشان سياسى يا به زندان افتادند و يا ناگزير به ترك كشور شدند. اين تنها روحانيت شيعه بود كه توانست موقعيت خود را در جامعه حفظ كند. گرچه بايد گفت كه آيت الله خمينى بمثابه رهبر شيعيان ناگزير به ترك كشور شده و سالها در تبعيد در نجف و يا پاريس زندگى ميكرد.

شكاف اجتماعى در كشور رو به افزايش نهاده بود. تا اينكه در سال ۱۹۷۸ ما شاهد شروع ناآراميهاى سياسى بوديم. محمدرضاشاه در آغاز بدان اميد بسته بود كه از حمايت آمريكا بهره مند گردد. اما آمريكا دريافته بود كه موقعيت شاه بهيچروى پايدار نيست. آمريكا از شاه حمايت نكرد و حتى به وى اجازه ورود به آمريكا را نداد. وى آخرين ماههاى حيات خود را در پاناما و مصر سپرى كرد و يكسال و نيم پس از ترك كشور بعلت بيمارى سرطان درگذشت.

  • تاریخ 16.01.2004
  • چاپ چاپ مطلب
  • لینک کوتاه شده http://p.dw.com/p/A4IT
  • تاریخ 16.01.2004
  • چاپ چاپ مطلب
  • لینک کوتاه شده http://p.dw.com/p/A4IT