1. Inhalt
  2. Navigation
  3. Weitere Inhalte
  4. Metanavigation
  5. Suche
  6. Choose from 30 Languages

جهان

مبارزه با تروریسم بعد از پرویز مشرف

بسیاری نگران این مسئله هستند که بعد از استعفای پرویز مشرف، در مبارزه با تروریسم و نیروهای طالبان در پاکستان وقفه‌ای ایجاد شود.

یک شهروند پاکستانی در حال گوش دادن به آخرین سخنرانی مشرف است.

یک شهروند پاکستانی در حال گوش دادن به آخرین سخنرانی مشرف است.

در غرب، و نه تنها در آنجا، مدت زیادی این توهم وجود داشت که پرویز مشرف تنها ناجی پاکستان در مقابل رشد گروه های افراطی و تروریستی است. اما بنا به ارزیابی یی وسایل ارتباط جمعی پاکستان در این روزها از کارنامه سیاسی مشرف انجام داده اند، این موضوع با واقعیت موجود تناسبی ندارد.

مشرف، بعد از عملیات تروریستی ۱۱ سپتامبر، در جنگ با تروریسم، زیر فشار آمریکا در کنار این کشور قرار گرفت و خاک پاکستان را برای این منظور در اختیار آمریکا قرار داد. اما او همیشه نقش دوگانه ای را ایفا کرد. اقدامات مشرف در پاییز ۲۰۰۱ باعث شد که هزاران تن از مبارزان طالبان بتوانند از کندوز به خاک پاکستان بازگردند. این‌ها، همان کسانی بودند که بعدها از پاکستان حملات تروریستی به افغانستان را سازماندهی کردند. مشرف اجازه داد که رهبران طالبان در این کشور قلمرو خود را گسترش دهند. سازمان امنیت مشرف بود که در ابتدا اتحادیه احزاب اسلامی را بوجود آورد و حداقل اجازه داد که در مسجد سرخ در مرکز اسلام آباد عملیات مخرب خود را انجام دهند.

حال مهم درک این مسئله است که چرا مشرف چنین عمل کرد؟ از یک‌سو این یک اقدام تاکتیکی بود که افراط گرایان اسلامی را به عنوان عاملی تهدید کننده نگاه دارد و در مقابل آنان، خود را به عنوان سیاستمداری لیبرال جلوه دهد. از سوی دیگر، سیاست خارجی مشرف این بود که در واقع با حمایت از طالبان، نقش پاکستان را در کشور همسایه افغانستان برجسته کند.

تأثیرات این سیاست فاجعه بار بود. مردم پاکستان، مبارزه علیه تروریسم و طالبان را هرگز به عنوان موضوعی مربوط به خود درک نکردند، بلکه آن را مسئله مربوط به خارج از پاکستان دانستند که به زور به مشکلی خودی تبدیل شده است. آن ها، سازمان امنیت را عاملی دیدند که از طریق آن، صدها نفر در پاکستان ربوده شده و به گوانتانامو و یا مکان های مشابهی فرستاده شدند. حتی اغلب پاکستانی‌ها، نیروهای طالبان و گروه های نظامی دیگر را، قربانیان حکومت دانستند.

تجارب سال های گذشته در مورد مبارزه با طالبان به ما چه می‌آموزند؟ برای مبارزه با رشد دوباره طالبان، سه پیش شرط اساسی ضروری است: گفت‌وگوهای باز در این مورد، توجه به رعایت موازین حقوق بشر و ملاحظه منافع همه نیروهای شرکت کننده در منطقه و بویژه پاکستان.

در مورد اول، برای انجام گفت‌وگوهای باز، باید پیش از همه در پاکستان امکان رشد دموکراسی بوجود آید. پاکستان، سالیان دراز چشم خود را به روی مشکلاتی که طالبان برایش آفریده بسته است. باید در وسایل ارتباط جمعی امکان بحث درباره افراط گرایی و لزوم مبارزه با آن فراهم شود.

در مورد دوم، درجایی که اقدام نظامی علیه نیروهای طالبان ضروری است، باید توجه کامل شود که غیرنظامیان قربانی این حملات نشوند. در اینجا، قدرت دادن دوباره به دستگاه دادگستری مستقل در پاکستان برای مبارزه باز علیه تروریسم ضروری است.

به عنوان شرط سوم نباید پاکستان در سیاست خارجی اش تنها بماند. دولت جدید پاکستان در مبارزه با تروریسم نقش برجسته ای را بازی خواهد کرد. پیشرفت در مبارزه با طالبان در افغانستان، تنها زمانی میسر است که پاکستان نیز با آن موافق باشد.

رادیو دویچه وله

مطالب مرتبط