1. Inhalt
  2. Navigation
  3. Weitere Inhalte
  4. Metanavigation
  5. Suche
  6. Choose from 30 Languages

جهان

كودك در جنگ

جنگ تنها انفجار، ويرانى، مرگ و زخم و خون نيست. جنگ آينده را هم، زيرا شوق زندگى را در چشمان كودك محو مينمايد. در بغداد كه راه ميروى، مرگ تدريجى آينده را در چشمان هراس زده كودكان عراقى مى بينى.

تنها در ميان ۴۲ قربانى بمب گذارى چندى پيش در محله ال عمل، ۳۷ كودك ديده ميشد.

تنها در ميان ۴۲ قربانى بمب گذارى چندى پيش در محله ال عمل، ۳۷ كودك ديده ميشد.

نور هشت سال دارد و در مدرسه ابتدائى ال عمل به دبستان ميرود. نور ميگويد من هميشه با ترس از خواب بيدار ميشم. هربار كه صداى هلى كوپترى مى آيد، نور بدون اختيار شروع به لرزيدن ميكند.

كودكان عراقى بهاى سنگينى را براى خشونتى كه در اين كشور جارى است پرداخت ميكنند. تنها در ميان ۴۲ قربانى بمب گذارى چندى پيش در محله ال عمل، ۳۷ كودك ديده ميشد. اكنون نگهبانان عبور و مرور اتومبيل ها را كنترل ميكنند. خانم آشار آكموش كه ناظم مدرسه است ميگويد: مدرسه ما در نزديكى خيابانى است كه به طرف فرودگاه ميرود و اغلب در آنجا بمب منفجر ميشود. خدا را شكر كه هنوز اتفاقى براى بچه هاى مدرسه ما نيافتاده است. زيرا اغلب اين بچه ها براى رفتن به مدرسه از خيابان فرودگاه عبور ميكنند.

آدم ربائى معضل ديگرى است و پدر و مادرها دائما در ترس از ربوده شدن كودكانشان بسر ميبرند. خانم آكموش ميگويد: چندى پيش يك كودك ۱۲ ساله ربوده شد و خانواده اين كودك پس از سه روز و با پرداخت ۱۵ هزار يورو موفق به آزادى كودكشان شدند. معلم مدرسه، خانم انور على ميگويد: خيلى از خانواده ها از ترس ربوده شدن كودكانشان، از فرستادن آنها به مدرسه خوددارى ميكنند.

در يك اتاق كوچك، بيش از ۳۰ دختر و پسر بچه در پشت نيمكت هايشان نشسته اند، امير دست اش را بالا ميبرد و ميگويد: من از آدم دزد ها ميترسم و صنعا با موهاى بافته شده اش ميگويد كه از انفجار ميترسد.

خانم انيس صالح، معلم بيست و پنج ساله اين بچه ها، احساسات آنان را بخوبى ميفهمد، زيرا او هم دوران كودكيش را در جنگ عراق و ايران گذرانده است. خانم صالح وقتى صداى انفجار ميايد و هلى كوپتر ها در سطح پائين پرواز ميكنند، ترس خود را فرود ميخورد و سعى دارد بچه ها را آرام نمايد. دكتر محمد ال بغدادى رئيس بخش روان و اعصاب بيمارستان ابن رشد در بغداد است. او ميگويد: بطور متوسط روزانه ۵ كودك بخاطر فشار و شوك روانى در اين بخش بسترى ميشوند و هرچه اين وضعيت بيشتر ادامه پيدا كند، بر تعداد اين كودكان افزوده خواهد شد. او با ناراحتى ميگويد ما در هيچ مدرسه عراق مدديار روانى براى كودكان نداريم.

هاشم صنيعى رئيس بيمارستان ميگويد، ابعاد فاجعه بخاطر نبود آمار و ارقام هنوز مشخص نيست. از سوى ديگر مردم عراق آنقدر با مشكلات ديگرى روبرو هستند كه كمتر پدر و مادرى پيدا ميشود تا بخاطر تغيير رفتار فرزندش به پزشك روانكاو مراجعه نمايد.

زنگ مدرسه ال عمل بصدا در مىآيد. مادران در جلوى دروازه مدرسه در انتظار كودكان خود هستند. سحر سلام در حالى كه دخترش، سفت و سخت به دامنش چسبيده، ميگويد: بچه ها ديگر مثل سابق براى بازى كردن بيرون نميروند.

  • تاریخ 21.12.2004
  • چاپ چاپ مطلب
  • لینک کوتاه شده http://p.dw.com/p/A4mg
  • تاریخ 21.12.2004
  • چاپ چاپ مطلب
  • لینک کوتاه شده http://p.dw.com/p/A4mg