1. Inhalt
  2. Navigation
  3. Weitere Inhalte
  4. Metanavigation
  5. Suche
  6. Choose from 30 Languages

جهان

كودكان يتيم و جدال‌ بى سرانجام بر سر قدرت سياسى

در بسيارى از كشورهاى دنيا حمله‌ى وحشيانه به انسان‌هاى بى گناه، در دستور روز نظاميان و شبه نظاميان قرار دارد. نمونه‌ى جنوب آسيا در كشمير و نپال بر كسى پوشيده نيست. درگيرى آغاز مى‌شود، معمولا زمانى كوتاه ادامه مي‌يابد، عده اى به قتل مى‌رسند، عده‌اى دستگير مى‌گردند و بسيارى نيز براى سال‌هاى سال بى سرپرست و بى پناه مى‌مانند. چه ارگانى مسئول ادامه‌ى زندگى اين افراد بى گناه است، انسان‌هايى كه بيشترشان كودكان

چه كسى مسئول كودكان يتيم در سراسر جهان است؟

چه كسى مسئول كودكان يتيم در سراسر جهان است؟

و نوجوانى هستند با زخم‌هايى عميق بر روح و جسم خود.

كشمير

پلكانى تنگ كه به طبقه‌ى بالاى پرورشگاهى راه مى‌يابد. اين پرورشگاه در شهر سريناگار در منطقه‌ى كشمير ِ هند قرار دارد. هزينه اين موسسه را بنياد ”يتيم” به عهده گرفته. در اتاقى كوچك در طبقه‌ى اول اين پرورشگاه با سقف‌هايى كوتاه و كف پوشى قرمز رنگ، چندين دختر و پسر ديده مى‌شوند. بعضى مشق شب مى‌نويسند و بعضى ديگر بازى مى‌كنند. آنها شب‌ها را نيز سه نفره و يا حتى چهار نفره در همين اتاق مى‌خوابند.

قاضى كم حرف ترين كودك اين اتاق است. كسانى كه از زندگى قاضى ۹ ساله اطلاع دارند و مي‌دانند كه ۵ سال پيش چه بلايى به سر او آمده، تعجبى نمى‌كنند كه چرا او در خود فرو رفته و اين قدر كم حرف مى‌زند. او، هنگام پاسخ به پرسش‌ها، با صدايى لرزان، كه شنيدنش دشوار است، در حالى كه سرش را پايين انداخته، سخن مى‌گويد.

پنج سال پيش، در يك نيمه شب سرد، هنگامى كه او به همراه خانواده اش در خواب بودند، سربازان ارتش هند به خانه شان هجوم مى‌آورند. آنها به دنبال عموى قاضى بودند كه عضو يكى از گروه‌هاى مسلح مسلمان بود و با ارتش هند مى‌جنگيد. سربازان عموى قاضى را در خانه نمي‌يابند، عصبانى مى‌شوند، پدر، مادر، خواهر و خاله‌ى قاضى را به صف مي‌كنند، و با بي‌رحمى ِ ‌تمام به روي‌شان آتش مي‌گشايند و همگى را به قتل مي‌رسانند.

قاضى كوچك كه در آن زمان ۴ سال بيشتر نداشت، همه‌ى ماجرا را مى‌بيند. سربازان متوجه او نمى‌شوند، زيرا او از ترسش، قبل از آمدن مهاجمان، خود را زير تخت خواب مخفى كرده بود و از آنجا در سكوت نظاره‌گر اين وقايع دردبار مى‌شود. او را دو سال بعد به پرورشگاه يتيم مى‌سپارند. محمد يعقوب، يكى از سرپرستان اين موسسه، در مورد شرايط روحى قاضي، هنگامى‌كه او را به پرورشگاه آوردند مى‌گويد:

”قاضى در شرايط بدى قرار داشت، تنها بود، گوشه اى مي‌نشست و با هيچكس سخنى نمي‌گفت. هر وقت از او در مورد پدر، يا مادرش سوالى مي‌شد، مي‌زد زير گريه.”

پرورشگاه ”يتيم”، ديار كوچكي‌ست با بارقه‌هاى اميد براى كودكان بى سرپرست، در كوچه‌هاى قديمى‌سريناگار. اين موسسه به كمك به بعضى از ۸۰ هزار كودكى همت گماشته است كه طى ۱۵ سال درگيرى خونين در كشمير، پدر و مادر خود را از دست داده اند.

در اين مركز، كودكان تحت مداواى روانشناختى قرار مى‌گيرند و مسئولان سعى در ايجاد فضايى اميدبخش براى كودكان دارند. رئوف محى الدين مالك، رئيس اين پرورشگاه مى‌گويد:

”ما سعى مى‌كنيم تا كودكان در دوره‌هاى آموززشى شركت كنند. ما سعى مى‌كنيم براى آنها بعد از اتمام دوره آموزشى شان شغل مناسبى پيدا كنيم تا آنها با درآمدى مناسب خود را جزئى از اجتماع احساس كنند.”

گرچه در حال حاضر آتش بس در كشمير برقرار است و مذاكرات صلح نيز همچنان ادامه دارد، هر چند گاه يكبار، درگيري‌هاى خونينى از طرف ماموران امنيتى هند سازمان داده مى‌شوند و بر اثر آنها باز بر تعداد كودكان بى سرپرست افزوده مى‌شود.

رئوف محى الدين مالك، رئيس پرورشگاه يتيم، تنها راه پايان يافتن اين شرايط سخت را در منطقه، حل بحران كشمير ميان هند و پاكستان مى‌داند و در اين مورد مى‌گويد:

”اگر اين مشكل اصلى حل نشه، درگيري‌ها باز آغاز مى‌شند و دوباره خون بيگناهان زيادى بر زمين ريخته مي‌شه و بر تعداد بى سرپرستان منطقه افزوده مي‌شه.

نپال

نمونه‌اى ديگر. نپال گنج، شهر كوچكى در ۴۰۰ كيلومترى كاتماندو، پايتخت نپال. از حومه‌ى نپال‌گنج، منطقه‌ى اصلى ِنفوذ مائوئيست‌هاى شورشى آغاز مى‌شود. آنها كنترل ِ بيش از ۴۰ درصد ِ اين كشور را در دست دارند و از ۸ سال پيش تاكنون با ماموران دولتى درگيرند. متاسفانه اينجا هم كودكان هستند كه از جدال ِ گروه‌هاى جدايى طلب با نيروهاى دولتى بيشترين آسيب‌ها را مي‌بينند. سور ِندرا، يك پسر يازده ساله‌ى يتيم ِ در مورد چگونگى مرگ پدرش مي‌گويد:

”بابام رو مائوئيست‌ها كشتند. بعد از مرگ پدرم، من يه ماه تو كاتماندو بودم و بعد منو آوردند اينجا.”

سورِندرا در كمپ كوچكى با ظرفيت ۵۰ كودك زندگى مى‌كند. اين كمپ از طرف سازمان امدادگر ”صحرا” سازماندهى مي‌شود. همه‌ى كودكان شرايطى شبيه سورندرا را تجربه كرده اند اين پسر بچه‌ى دوازده ساله در مورد چگونگى مرگ پدرش مى‌گويد:

”پدرم كشاورز بود. يه روز وقتى در مزرعه كار مى‌كرد، مائوئيست‌ها اومدند و يه مين توى جاده‌ى كنار مزرعه كار گذاشتند و بعد از مدتى مين رو منفجر كردند. بعد سربازاى دولتى اومدند و از بابام پرسيدند ، آيا مائوئيست‌ها رو ديده يا نه. بابام گفت: نه. سربازا بابامو خيلى زدند و آخر سر هم اونو كشتند.”

۳۰۰ كودك تا كنون در اثر درگيرى‌هاى خونين ميان نيروهاى دولتى و مائوئيست‌ها كشته شده اند، در اين جدال‌ها سدها كودك زخمى‌شده اند و هزاران كودك نيز مجبور به ترك خانه شان گشته اند. آنها ترك كاشانه كرده اند، زيرا ديگر سرپرستى نبوده تا زندگى آنها را تامين كند. گفته مى‌شود كه ۸۰۰۰ كودك به خاطر اين درگيرى‌ها يتيم شده‌اند.

بال كريشنا، يكى از مسئولان سازمان امدادگر صحرا در مورد اين كودكان مى‌گويد:

”ما دو سال پيش اين كمپ رو براى كودكان بى سرپرست به راه انداختيم. ما مى‌دونيم كه غرب نپال مركز درگيرى‌هاست و كودكان بيشترين آسيب رو از اين درگيرى‌ها مى‌بينند. اگه ما به فكر اين بچه‌ها نباشيم، اونا از دست مى‌رن. هيچ كس به فكرشون نيست.”

بال كريشنا اما نمى‌گويد كه شورشيان مائوئيست بسيارى از كودكان بى سرپرست را مى‌دزدند تا بعد از تعليمات نظامى‌اوليه، از آنها براى جنگ عليه دولت نپال استفاده كنند.

  • تاریخ 30.03.2005
  • چاپ چاپ مطلب
  • لینک کوتاه شده http://p.dw.com/p/A7WW

مطالب مرتبط

  • تاریخ 30.03.2005
  • چاپ چاپ مطلب
  • لینک کوتاه شده http://p.dw.com/p/A7WW