1. Inhalt
  2. Navigation
  3. Weitere Inhalte
  4. Metanavigation
  5. Suche
  6. Choose from 30 Languages

جامعه

كهن ترين كسب دنيا

روسپى گرى را قديمى ترين شغل دنيا مى نامند. از قرار قدمت روسپيگرى به چند هزارسال ميرسد. گرچه همه اديان تن فروشى را شوم و ننگين دانسته اند و براى آن مجازات هاى سنگين وشديد تعيين كرده اند اما برخورد فرهنگ ها نسبت به آن در فراز و نشيب هاى تاريخى و اجتماعى نسبى تر بوده و روسپيگرى در دوران هايى در روم ويونان باستان يا هند، مقدس بوده و ارزشى به حساب ميامده است.

default

در فرهنگ معين، كلمه روسبى يا روسپى به معناى بدكاره و فاحشه آورده شده و در فرهنگ جامع روانشناسى، روانپزشكى،روسپيگرى به معامله پاياپاى بى بند وبارانه جنسى توسط زن يا مرد براى كسب درآمد و تامين معاش معنا شده است. گرچه در كنار زنان، مردان يا كودكان نيز به روسپى گرى ميپردازند وآمار ‌آنها در اغلب جوامع رو به افزايش است، اما تن فروشى زنان حضورى بس ملموس تر در همه نقاط دارد.

قدمت روسپيگرى تا بدان جاست كه در بسيارى از سرزمين هاى كهن براى اين پديده نمادها و خدايانى آفريده اند. ايتارى در ميان پيروان مذهب شينتو علاوه بر آن كه حداى زايش و برنج است، الهه روسپيگرى نيز به شمار ميرود. به همين صورت، يونانيان باستان آفروديت را خداى زيبايى و عشق و نيز الهه روسپيگري مى شناختند. زنان روسپى درآتن به نام آفروديت معبد ميساختند و در چنين معبدهايى احساس حمايت و آرامش ميكردند.

به طور كلى از قرن ها قبل از ميلاد مسيح، مفهوم روسپيگرى عبارت بوده از برقرارى رابطه جنسى با هدف كسب دستاوردهاى مادى اما صفحات تاريخ گواهى ميدهند كه در تمامى زمان ها اين حاكمان و صاحب منصبان زمانه بوده اند كه به صورت نهان وعيان با سازماندهى و برقرارى مقرراتى براى آن، بالاترين بهره اقتصادى وسياسى را از اين رهگذر نصيب خود كرده اند. براى مثال ۶۵۰ سال قبل از ميلاد در زمان حكومت سلسله ژو در چين درمحله هايى كه با چراغ هاى خاصى آراسته شده بودند، روسپيان از تجار وصاحب منصبان پذيرايى ميكردند و يكى از مهره هاى رونق اقتصادى چين به شمار ميرفته اند.

يافته هاى تاريخى نشان ميدهند كه رومى ها اولين افرادى بوده اند كه در مغرب زمين براى روسپى ها و روسپى خانه ها رسما جواز صادر كرده اند. اين در حالى است كه در شرق اين كار از دير باز رايج بوده و دولت ها از اين طريق ماليات هاى كلانى كسب ميكرده اند. در عين حال، تمامـى فصول تاريخ حاكى ازرقابت تنگاتنگ سلاطين و حكمرانان با كاهنان و روحانيان در به اختيار درآوردن زنان و تمتع از ‌آنهاست تا جايى كه روحانيان و كاهنان براى بهره گيرى هر چه بيشتر از جسم زن،بساط فحشاى مقدس راه انداخته اند. در سرزمين هاى كهن از جمله بابليان، سومريان و هندى ها حتى رايج بوده كه روحانيان و كاهنان به عنوان سايه خدا در زمين، همخوابگى با دختران را حق خود بدانند. استفاده قدرت ها از روسپيان فرهيخته براى پيشبرد اهداف سياسى، رايج بوده و هست.

يك نوشته يونانى ميگويد:” ما روسپيان بلند پايه را براى لذت روحى، روسپيان دون پايه را براى لذت حس ها و همسران مان را براى آن كه پسرانى برايمان بياورند،ميخواهيم. برخى اقوام ابتدايى مانند اسكيموها، روسپيگرى و واگذارى زن به مهمان رهگذر و روسپيگرى مقدس را به نفع اجتماع و قدرت بارورى مى دانند.

اين پديده در دوران باستان نيز وجود داشته است. هرودوت نقل ميكند كه در قرن پنجم پيش از ميلاد هر زن بابلى حداقل يك بار در طول عمر خود در معبد ميليتا خود راتسليم مرد بيگانه اى ميكرده ودر ازايش سكه اى دريافت ميداشته كه موظف بوده آن را به خزانه معبد دهد. پس از آن به خانه اش بازمى گشته تا با پاكدامنى زندگى كند.

فحشاى مذهبى تا روزگار ما تا رقاصگان مقدس هند كه گروه خاصى از رامشگران و رقاصگان را پديد ميآوردند، ادامه يافته است. دريونان به خصوص در شهرهاى ساحلى و جزاير معبد هايى وجود داشت كه در آنها دختران جوان پذيرنده بيگانگان ديده ميشدند. پول اين زن ها به كيش يعنى روحانيون اختصاص مى يافت و به طور غير مستقيم صرف نگهدارى آنها ميشد. ديرى نگذشت كه گذشته از بردگان، زن بونانى متعلق به طبق پايين هم پايش به موسسه هاى مخصوص كشيده شد و فحشا در ازاى دريافت پول رايج شد.

با اين همه روسپيان داغ بدنامي به پيشانى داشتند. آنها هيچگونه حقوق اجتماعى نداشتند، مجبور بودند لباس مخصوصى از پارچه هاي رنگارنك آراسته به دسته هاى گل بپوشند تا از ديگران متمايز شوند. مسيحيت گو اين كه روسپى ها را تحقير ميكرد اما آنها را در عين حال به مثابه بدى لازمى مى پذيرفت.

در يكي از كتابهاي تاريخي به نقل از مونتني نوشته شده: ” شاهان پارس زنان خود رابه ضيافت هايشان فراميخواندند اما همين كه نزديك بود عنان شهوت شان بر گرفته شود، آنها را به خلوت خود بازميگرداندند و آنگاه امر به آوردن زنانى كه در موردشان اجبار به رعايت هيچ احترامى نداشتند، ميكردند”.

درحقيقت روسپيان در دنيايى كه فقر و بيكارى بيداد ميكند به حرفه اى مشغولند و از آن گذران ميكنند. از تمامى علت هاى فحشا هيچكدام به اندازه بيكارى و فقر كه نتيجه اجتناب ناپذير دستمزدهاى ناسنده است نمى تواند فعال باشد.

از نظر روانشناختى، نوع رابطه ميان روسپى و مشترى شكلى از تحقير متقابل است. روسپيگرى معمولا با ساير انواع اسيب شناسى روانى اجتماعى همچون اعتياد، جرم، جنايت و الكليسم همراه است.

نوجوانان نسبت بزرگى از كل روسپيان را تشكيل ميدهند. آمارى از تعداد نوجوانان روسپى در دست نيست اما طبق شواهد ميتوان سخن از ميليونها نفر راند. غالب اين نوجوانان دخترند اما تعداد پسرها بعنوان روسپى همجنس گرا كم نيست. اغلب اين نوجوانان از خانواده هاى از هم گسسته يا معتاد و بسيار فقير مى آيند. بسيارى از آنها در كودكى مورد سوءاستفاده جنسى قرار گرفته اند و درحقيقت غالب شان قربانى تجاوز هستند. بسيارى از نوجوانان از خانه فرار كرده اند و اسير پااندازان و مصرف كنندگان مواد مخدر شده اند.

پژوهش ها نشان ميدهند كه زنان روسپى به مراتب بيشتر از زنان عادى از ميان خانواده هاى گسسته از هم برخاسته اند. فقر، اعتياد،بيكارى، مهاجرت و مرگ و مير زودرس والدين از جمله مهم ترين ويژگى هاى خانواده هاى اغلب زنان روسپى است.

تعداد قابل ملاحظه اى از روسپى ها در دوران كودكى مورد سوءاستفاده جنسى قرار رفته اند و اين علباوه بر ضايعات روانى گسترده، قبح روابط جنسى غيرمتعارف را براى آنها شكسته است.

  • تاریخ 06.07.2005
  • چاپ چاپ مطلب
  • لینک کوتاه شده http://p.dw.com/p/A7RW
  • تاریخ 06.07.2005
  • چاپ چاپ مطلب
  • لینک کوتاه شده http://p.dw.com/p/A7RW