1. Inhalt
  2. Navigation
  3. Weitere Inhalte
  4. Metanavigation
  5. Suche
  6. Choose from 30 Languages

فرهنگ و هنر

كارناوال در اروپا

در اين روزها جهان مسيحيت، به ويژه اروپا، به صورت غريبی به پيشواز فصل روزه‌شان ميرود. اين فصل، كه فصل انابت نام دارد، چهل روز پيش از قيام مسيح، آغاز ميشود. مسيحيان، در فصل روزه‌شان، در درجه نخست از خوردن گوشت خودداری ميكنند. هفته ای پيش از اين فصل را اما همگان در اينجا جشن ميگيرند و به شكلهای عجيب و غريب در خيابانها ظاهر ميشوند و گاه خود را حسابی به ديوانگی ميزنند. اين هفته را هفته كارناوال ميگويند كه برگرفته از ع

default

�ارت karne Vale به معنای بدرود ای تن، ای گوشت، است.

در روزهای كارناوال جشنها و مراسم خاصی همراه با رقص و موسيقى، برگزار ميشود و از جمله سياستمداران و مقامهای رسمی را به باد انتقاد و تمسخر ميگيرند.

در تعيين و تشخيص ريشه كارناوال ميان تاريخدانان اتفاق نظر صد در صدی وجود ندارد، اما از دوران باستان، مردم در زمستان، به هنگامی كه به علت سردی هوا كار روزانه به اصطلاح لنگ ميماند، به اميد پايان سرما به جشن و پايكوبی ميپرداختند. روميان جشنی نظير مراسم شب چله خودمان داشتند كه طی آن بردگان را آزاد ميگذاشتند. در آن شب بردگان مجاز بودند لباسهای مبدل بپوشند و كباب و شراب مفصلی نوش جان كنند. از قرار معلوم مفصلی آرام آرام همين مراسم زمستانى، به اروپای مسيحی شده راه يافته و به طوری كه تاريخدانان ميگويند در سده پانزدهم ميلادی نخستين بار به عنوان كارناوال برگزار شده است. گفتنی است كه تعيين روزهای مراسم كارناوال كه تازه در دهه های نخستين سده نوزدهم ميلادی به اوج خود رسيده، هميشه با برگزاری عيد قيام مسيح، در رابطه مستقيم است. عيد پاك يا قيام مسيح، هر سال در روز اولين يكشنبه ای برگزار ميشود كه برای نخستين بار در بهار ماه تمام ديده شده باشد. برای نمونه، در سال ۲۰۰۰ كه سال كبيسه هم بود، ماه تمام در روز ۲۳ آوريل ديده شد، ولی امسال اولين ماه تمام در بهار به ۲۷ مارس می افتد. به همين ترتيب، هفته كارناوال كه ۴۷ روز پيش از قيام مسيح واقع ميشود، امسال يك ماه زودتر از سال ۲۰۰۰ ميلادی برگذار مى‌گردد.

در كناره‌های رود راين، كه از ديرباز مركز ثقل كارناوال بوده است، اين مراسم را فصل پنجم سال يا چلچلی چلها مينامند. درست از روز يازدهم يازدهمين ماه سال، ساعت ۱۱ و ۱۱ دقيقه مردم به خيابانها ميريزند و در اوج مراسم يعنی هفته ای پيش از پايان آن، به معنای واقعی كلمه بر طبل بيعاری ميكوبند. در اين ميان از ديرباز به تقليد از ادارات سلطنتى، اميری هم از ميان خود برميگزينند كه بر اين مردان و زنان به اصطلاح بيعار و ديوانه صفت، حكم ميراند. از آنجا كه آداب و رسوم فرهنگهای گوناگون جهان هميشه در نقطه ای با هم تلاقی ميكنند، امير كارناوال هم بی گمان از مير نوروزی خودمان فاصله چندانی ندارد. او نيز مانند مير نوروزى، حكمش به قول حافظ پنج روزی بيش دوام ندارد. اما در همان چند روز كه نوبت اوست، مردم كوچه و بازار در برابر او رژه ميروند و سخنرانی‌هايی ميكنند كه اغلب طی آنها مقامات و استحكامات رسمی مملكتی را به باد انتقاد و تمسخر ميگيرند. امير، دوشيزه و برزگر كارناوال در شهر كلن سه ستاره اصلی مراسم هستند و به تعبيرى، واكنش طنزآميز مردم عادی در برابر مقامات بالا را تشكيل ميدهند. در سه روز از يك هفته مراسم كارناوال، مراسم ويژه ای برگزار ميشود: نخستين روز كه پنجشنبه پيش از فصل انابت است، به شب جسارت زنان مشهور است. در روز دوشنبه گل و شيرينی پخش ميشود و در آخرين شب، يعنی سه‌شنبه شب نوشابه های الكلی زيادی مصرف ميشوند. در اين ميان شعرها و ترانه های طنزآميز و انتقادی نيز به لهجه های بومی شهرهای كناره رود راين خوانده ميشوند. به عنوان حسن خطام برنامه، ترانه ای به لهجه شهر كلن را انتخاب كرده ايم. طبيعتا ويژه روزهای كارناوال. اول ترجمه آزادی از اين ترانه، و بعد، تعبيری از آن كه توسط گروه خروسها،De Höhner اجرا ميشود.

دوستای خوب هميشه جفت و چفتند. مثل در و دسته، چفت و سفتند. حتی دمی كه بخت ازت ميبره، دست ترا دوستای خوب گرفتند. دستای دوستای درست و نيكند، كه توی بدبختی باهات شريكند. آخه بخت و زر و زور كه تو چنگتند، خدا و خرما همه هم‌رنگت‌اند يه ناشناس كه نميدونی چشه، يهو ميخواد عصای دستت بشه يك كسی كه هيچوقت نديده بوديش، يهو ميشه رفيقت و قوم و خويش خلاصه كه ترا رو دس ميبرند، نازتُ هرجور كه بخوای ميخرند تعريف و تمجيد تو بی شماره، انگاری كه نهايتی نداره اما خوشا به حال اون عاقلى، كه نميده به اين مجيزها دلى چيزی كه جمعه پيش اون حواسه، يه دوست خوب هميشه ميشناسه وای به وقتی كه زمونه پسه، كی اون زمون به داد تو ميرسهً هر كاری كردی هركسی كه بودى، همه فراموش ميكنند به زودى همون كه آشنای تو بوده ديروز، حتی بهت سلام نميده امروز تو زندگی وقتی كه درميمونى، قدر رفيقهای خوب ميدونى. دوستای خوب هميشه جفت و چفتند مثل در و دسته چفت و سفتند.

  • تاریخ 04.02.2005
  • نویسنده اسكندر آبادى
  • چاپ چاپ مطلب
  • لینک کوتاه شده http://p.dw.com/p/A67S
  • تاریخ 04.02.2005
  • نویسنده اسكندر آبادى
  • چاپ چاپ مطلب
  • لینک کوتاه شده http://p.dw.com/p/A67S