1. Inhalt
  2. Navigation
  3. Weitere Inhalte
  4. Metanavigation
  5. Suche
  6. Choose from 30 Languages

فرهنگ و هنر

قانون جهانی کپی رایت و ناشران ایران

قدمت قوانینی که حقوق آفریندگان اثار ادبی و هنری را محافظت کند در بسیاری از کشورها به درستی روشن نیست. اما قانونی که آغاز رعایت این حقوق در سطح بین‌المللی است اول بار در ۱۸۸۶ و در شهر برن سویس به امضاء رسید و به همین دلیل «معاهده‌ی برن» نامیده شد. این قانون در دوران حیات خود تغییرات بسیاری را تجربه کرد تا سال ۱۹۵۲ که تقریبا شکل امروزی خود را یافت و از سوی اغلب کشورهای جهان پذیرفته شد. بسیاری، از مولف و تولیدکننده گ

default

رفته تا خواننده و مصرف‌کننده معتقدند پیوستن به قانون کپی رایت به‌رغم دشواریهایی که در ابتدا به وجود می‌آورد تاثیرات مثبت و عمیقی بر نشر ما خواهد گذاشت.

سانسوری که نهادهای مختلف و حتا برخی از ناشران به کتابهای ترجمه شده تحمیل می‌کنند با گردن بهادن به قوانین کپی رایت ممکن نخواهد بود. در این صورت گرچه شاید برخی از آثار همچون کتابهای میلان کوندرا به فارسی منتشر نشود اما چاپ آن، آنگونه که ناشر صلاحدیده یا مجبور بوده و با حذف چندین صفحه نیز ممکن نخواهد بود.

در ایران بسیاری از ناشران گردن نهادن به قانون جهانی کپی رایت را مثبت ارزیابی می‌کنند اما همه اجرای آن را بدون اشکال نمی‌دانند. در این مورد با دو تن از مدیران انتشاراتی گفتگو کردیم. علیرضا هاشمی مدیر موسسه انتشارات علمی فرهنگی است که امسال نیم قرن تجربه ‌را جشن می‌گیرد و دیگری بابک تختی، مدیر نشر قصه، از ناشرانی است که نخستین سالهای فعالیت در این عرصه را پشت سر می‌گذراند. این دو علاوه بر این که به نسلهای مختلفی تعلق دارند یکی مدیر موسسه‌ای دولتی است و دیگری ناشری مستقل.

انتشارت علمی فرهنگی (که از ادغام «موسسه فرانکلین» و «بنگاه ترجمه و نشر کتاب» پدید آمده) شاید بیش از بسیاری از ناشران با کتابهای خارجی سر و کار داشته است. این موسسه همچنین ناشر برگزیده‌ی هفدمین دوره‌ی نمایشگاه کتاب تهران است. علی‌رضا هاشمی در مورد پیوستن به کپی رایت می‌گوید:

«من فکر می‌کنم پذیرش مقررات کپی رایت به نفع ما باشد و دقیقا کیفیت کتاب را بالا خواهد برد و فکر می‌کنم که اکثریت ناشرین و مسئولان هم الان به این نتیجه رسیده‌اند. و امیدوارم در آینده‌ی نزدیک به این هدف نزدیک بشویم و انشالله این مسسله‌ی پذیرش قانون کپی رایت اعمال بشود.»

برخی پیوستن به کپی رایت را هزینه‌ای اضافه بر مخارج تولید کتاب می‌دانند. ایا این امر به گران شدن کتاب، پایینتر رفتن تیراژ یا کمتر شدن خوانندگان نمی‌انجامد؟

«البته طبیعی است ممکن است یک مقدار هزینه‌ی کتاب بیشتر بشود. اما به نظر من در کل هزینه‌ای که برای کتاب و در سطح مملکت پرداخت می‌شود کمتر خواهد بود. به‌خاطر این که وقتی ما قانون کپی رایت را بپذیریم کسی که کتابی را ترجمه می‌کند و هزینه‌ای بابت کپی رایت آن پرداخت می‌کند سعی می‌کند در انتخاب کتاب دقت بیشتری بکند، در ترجمه و توزیع کتاب دقت بیشتری بکند و نتیجتاً کتابی که چاپ می‌شود با توجه به این که برای کسی که آن را منتشر می‌کند هزینه‌ای می‌برد، سعی می‌کند از همه نظر، هم انتخاب و هم کیفیت کتاب بهتر بشود.»

عده‌ای از ناشران با توجه به دشواریهای متعدد نشر در ایران رعایت کپی رایت را افزوده شدن مانعی تازه در کار نشر تلقی می‌کنند. بابک تختی، گرچه این نگرانی را قابل فهم می‌داند معتقد است که:

«نه من فکر می‌کنم این انتقاد به این شیوه‌ای که می‌بینند خیلی وارد نیست. ولی ما اینجا خیلی نظارت روی کار نشرمان هست. قرار بوده که ما دو سه روز برای فهرست نویسی پیش از انتشار معطل بشویم. این دو سه روزه امروزه به یکماه رسیده. توی وزارت ارشاد اصلا حدی ندارد یعنی ممکن است کتاب شما تا شش ماه هم توی وزارت ارشاد بماند. خود قانون کپی رایت باز یک همچین نظارتی است. باز یک نظارتی را بر آن نظارتهایی که ما داریم، یعنی به مشکلات اجرایی کار، اضافه می‌کند. من فکر می‌کنم سوای این قضیه این هم هست برای ناشران ما. از طرف دیگر بگذارید من یک تجربه ی شخصی را برایتان تعریف کنم. ما همه‌ی این قید و بندها را داریم پیدا کردن ناشر خارجی و جواب گرفتن از او هم مشکل است. من روی دو تا کتابی که خیلی مصر بودم این اتفاق بیفتد و خود مترجم هم یک اقامت کوتاه مدتی در خارج داشت موفق نشدیم حتا ناشر را پیدا کنیم. یعنی جواب نامه‌های الکترونیکی ما، ایمیلهای ما را نداد. نمی‌دانم برای چی. شاید اصلا همه اطلاعات عوض شده بود و ما اطلاعات صحیح را نداشتیم. ولی چون این ارتباط به راحتی میسر نیست باز یک گره‌ای به گره‌های ما اضافه می‌کند.»

البته به نظر می‌رسد که وارد شدن ناشران ایرانی به بازار قانونی نشر جهان ارتباط آنان و ناشران خارجی را تسهیل کند:

«بدون تردید. منتها اینها مشکلاتی است که باید آنها را حل کرد. من توقعم از اتحادیه‌ی ناشران خودمان بیشتر از اینهاست. یعنی من فکر می‌کنم آنجا باید یک ستادی تشکیل بشود و این کار را پیگیری کند. که ممکن هم هست. تجربه‌هایی که بقیه ی همکاران من دارند خیلی روشنتر از آن چیزی است که توی ذهن ما می‌گذرد. یعنی تجربه‌ی عملی آن خیلی خوب است.»

ثبت قانون «حمایت از حقوق مولفان و مصنفان و هنرمندان» در ایرن به دیماه سال ۱۳۴۸ بازمی‌گردد. از زمان تصویب این قانون بحث پیوستن به قانون جهانی کپی رایت همواره در ایران مطرح بوده و هر چه فعالیت هنرمندان ما از مرزهای کشور فراتر رفته دامنه‌ی این بحث نیز کسترده‌تر شده است. امروزه این بحث نه تنها به نقطه‌ی اوج خود رسیده بلکه برخی از ناشران ایرانی برای ورود به بازار جهانی نشر می‌کوشند یا لازم می‌بینند تا حد امکان این قانون را محترم شمارند.

بهزاد کشمیری‌پور، گزارشگر صدای آلمان در تهران

  • تاریخ 12.05.2005
  • چاپ چاپ مطلب
  • لینک کوتاه شده http://p.dw.com/p/A6H9
  • تاریخ 12.05.2005
  • چاپ چاپ مطلب
  • لینک کوتاه شده http://p.dw.com/p/A6H9