1. Inhalt
  2. Navigation
  3. Weitere Inhalte
  4. Metanavigation
  5. Suche
  6. Choose from 30 Languages

فرهنگ و هنر

فوتبال زنان در پهنه‌ی فیلمسازی

پیکار زنان علیه نارواداری و تبعیض در عرصه‌ی ورزش فوتبال، از موضوعاتی است که تاکنون توجه بسیاری از فیلمسازان را به خود جلب کرده است. سه فیلمساز از زوایای مختلف، به این موضوع پرداخته‌اند.

صحنه‌ای از فیلم آفساید، ساخته‌ی جعفر پناهی

صحنه‌ای از فیلم آفساید، ساخته‌ی جعفر پناهی

فوتبال زنان به‌رغم پیشرفت‌های شگفت‌آور در یک دهه‌ی اخیر، هنوز مورد بی‌مهری است. ورزش فوتبال آخرین سنگر مردانه‌ای است که زنان در حال نفوذ کامل به درون و فتح آن هستند. البته زنان تعمدی در این کار ندارند. آنان قصد تقلید از فوتبال مردان و مقایسه‌ی خود با مردان را هم ندارند، بلکه صرفا راه خود را می‌روند.

بسیاری از فیلم‌هایی سینمایی یا مستندی نیز که در زمینه‌ی فوتبال زنان ساخته شده، موید همین واقعیت است. چند سال پیش جعفرپناهی، فیلمساز نامدار ایرانی، فیلمی ساخت به نام «آفساید» که در جشنواره‌‌های بین‌الملی مانند جشنواره‌ی فیلم برلین (برلیناله) نیز خوش درخشید.

موضوع فیلم این کارگردان خوش ذوق ایرانی، مشخصا به بازیکنان زن فوتبال مربوط نمی‌شد، بلکه روایتگر دختران جوانی بود که عاشق دیدن بازی فوتبال هستند، ولی طبق قوانین سنتی کشور خود، حق ورود به ورزشگاه‌ها را ندارند.

«توپ‌زدن مانند بکهام»

صحنه‌ای از فیلم Kick it like Beckham

صحنه‌ای از فیلم Kick it like Beckham

فیلم بریتانیایی «توپ‌زدن مانند بکهام» برخلاف فیلم پناهی، روایتگر زندگی دختر جوانی از یک خانواده‌ی سنتی مهاجر هندی در لندن است که می‌خواهد هر طور شده عضو یک باشگاه فوتبال شود و در آن بازی کند.

طبعا والدین این دختر با تصمیم او مخالف‌اند، زیرا می‌خواهند دختر آن‌ها، الگویی برای یک همسر خوب پس از تحصیلات دانشگاهی باشد، همسری که پیش از هر چیز خانه‌دار و آشپز خوبی است. ولی «یاسمیندا»، قهرمان این فیلم، حاضر نیست به این کار تن بدهد. او مخفیانه به بازی فوتبال می‌پردازد و افزون بر آن در میدان فوتبال، عاشق مربی غیرهندی خود می‌شود.

در این فیلم، سنت هندی و واقعیت امروزین جامعه‌ی بریتانیا رودرروی یکدیگر قرار می‌گیرند. به‌ویژه پدر خانواده که دیدگاه‌های کهنه و غبارگرفته‌ای دارد و نمی‌تواند امروزی بیندیشد، با موضوع علاقه‌ی دختر خود به ورزش فوتبال مساله دارد.

فوتبال «سربسته»

دو فیلمساز جوان دیگر از برلین نیز، موضوع فوتبال زنان را در کانون توجه خود قرار داده‌اند. این دو تن آیت نجفی فیلمساز ایرانی و دیوید آسمن همکار آلمانی او هستند. آنان معتقدند که فوتبال می‌تواند پلی میان فرهنگ‌های متفاوت باشد.

همین باور باعث می‌شود که آنان راهی ایران شوند، به کشوری که فوتبال زنان آن در سال ۱۹۶۸ پا گرفت. گفتنی است که ورزش فوتبال برای زنان در آن سال هنوز در آلمان ممنوع بود.

آیت نجفی، کارگردان فیلم فوتبال سربسته

آیت نجفی، کارگردان فیلم فوتبال سربسته

قرار است دو فیلمساز با یک تیم محلی زنان از آلمان رهسپار تهران ‌شوند. در آنجا برای نخستین بار تیم فوتبال زنان ایران با یک تیم خارجی روبرو خواهد شد. داستان فیلم پر هیجان دنبال می‌شود. مقامات ایرانی در روند این مسابقه کارشکنی می‌کنند. روادیدهای بازیکنان تیم آلمانی با تاخیر صادر می‌شود.

بازیکنان تیم آلمانی نمی‌دانند چه چیز در ایران انتظار آنان را می‌کشد. تنها یک چیز برای آنان روشن است: باید حجاب اسلامی را در ایران رعایت کنند. این امر حتا برای بازیکنان مسلمانی که در تیم آلمانی توپ می‌زنند، دشوار است.

تماشاگران این مسابقه فقط زنان هستند. زنان پاسدار در ورزشگاه، همه چیز را به دقت زیر نظر دارند. آنان حتا در استراحت میان دو نیمه شادی و پایکوبی تماشاگران بر روی سکوها را ممنوع می‌کنند. به نظر آنان، این کارها نانجیبانه و برخلاف شان زنان است. ولی درست همین سختگیری‌ها، صحنه‌های فیلم را در ورزشگاه خنده‌دار می‌کند.

دختران پا به توپ ترک در برلین

فیلم سوم، روایتگر زندگی پنج دختر ترک در برلین است که بصورت یک مستند سه قسمتی و در فاصله‌ی سال‌های ۱۹۹۵ تا ۲۰۰۸ تهیه شده است. فیلمساز ترک آیسون بادمسوی، با این فیلم تصاویر تاثیرگذاری ارائه کرده است.

صحنه‌ای از فیلم فوتبال سربسته

صحنه‌ای از فیلم فوتبال سربسته

این دختران جوان در اوقات تفریح خود به ورزش فوتبال می‌پردازند. به سرعت آشکار می‌شود که فوتبال برای آنان، گریزی از زندگی روزمره‌ی خانوادگی و نیز مشکلات حل‌نشده‌ی فرهنگی میان سنت و همپیوندی با جامعه‌ای مدرن است.

نکته‌ی جالب در این فیلم آن است که هیچیک از این پنج دختر ترک ناچار نیست بطور مخفیانه به ورزش فوتبال بپردازد. پدر یکی از این دختران، حتا او را به این ورزش ترغیب می‌کند. این دختران در یک باشگاه ورزشی زنانه در برلین فعالیت دارند.

دختران در این باشگاه کاملا آسوده هستند. پسری در آنجا وجود ندارد که بخواهند با او رقابت کنند یا چیزی را به او ثابت کنند. به همین دلیل، رفتار دختران کاملا طبیعی است.

بخش دوم فیلم به زمانی تعلق دارد که ورزش فوتبال برای این دختران دیگر به موضوعی جنبی تبدیل می‌شود و آنان باید کم کم به فکر کارآموزی و آینده‌ی خود باشند.

بخش سوم تصویرگر ده سال پس از آغاز تهیه‌ی فیلم است. هر یک از دختران به راهی رفته‌و با مشکلات زندگی خود دست و پنجه نرم کرده است. یکی از آنان پس از ازدواج طلاق گرفته و بیکار است و باید فرزند خود را به تنهایی بزرگ کند. دیگری زندگی‌ای جهنمی تجربه کرده است که نمی‌خواهد درباره‌ی آن صحبت کند. او به دلیل شکست‌ها و ناکامی‌ها به دین اسلام روی آورده و آدمی بسیار مومن شده است. فقط یکی از آن پنج دختر هنوز فوتبال بازی می‌کند.

این سه فیلم ادعای تبلیغ برای فوتبال زنان را ندارند. اگر چه ورزش در آن‌ها موضوع اصلی نیست، ولی هر یک از این فیلم‌ها، از زاویه‌ای خاص به ورزش فوتبال نیز پرداخته‌است.

BM/SA

در همین زمینه: