1. Inhalt
  2. Navigation
  3. Weitere Inhalte
  4. Metanavigation
  5. Suche
  6. Choose from 30 Languages

جامعه

فقر، عامل اصلى مشكلات زنان در افغانستان

اگرچه قوانين زيادى به نفع زنان در افغانستان تغييركرده و نسبت به دوران طالبان آنان از حقوق بسیار بيشترى برخوردارند، اما همچنان مشكلات زنان در جامعه و خانواده بسيارند. ازدواج اجبارى در سنين پايين براى دختران، قتل هاى ناموسى واقدام به خود سوزى آنان از درد ناچاری، حوادثى تكرارى و روزمره اند. اما مشکلات عمده زنان افغانستان را خانم فوزيه نورى، گرداننده و مسئول بخش زنان راديوى افغانستان دركابل، به گونه دیگری می بین

مادری با فرزندش در کابل

مادری با فرزندش در کابل

�. آزادی به تعبیر او، حمایت از زنانی است که برای بدست آورن کمی دارو و آب، کیلومترها راه را باید پیاده طی کنند.

خانم فوزیه نوری كه روزنامه نگار با تجربه ايست داراى چهار فرزند است و در دوران طالبان چند سالى را در پاكستان سپرى كرده. او در گفتگویی با ما در باره وضعيت فعلى زنان افغانستان ومقايسه شرايط فعلى آنان با دوران طالبان مى گويد:

»فعلا مشكلات زنان افغانستان مانند زمان سابق، بطور مثال، در دوره طالبان نيست. يعنى زن مى تواند مشكلات خود را از هر نگاه، از هر طريقى كه خودش بخواهد، به يك جايى برساند. فرضا در افغانستان بخش‌هاى مختلفى ايجاد شده است. سازمان‌هاى مختلف، وزارت زنان و ان جى او ها كه زن‌ها مى توانند به این مراکز مراجعه کنند و مشكلات خود را آنجا بازگو كنند و اين راه حل تا جائى كه ما ديديم بسيار مثبت بوده است.«

مشكل اصلى در افغانستان مشكل فقر و بيكارى است. به دنبال اين مشكل است كه زنان در فشار مضاعفى در خانواده و جامعه قرار دارند. خانم نورى نیز این مشکل را مهمترین درد زنان می خواند:

«راه حل اين مشكلات اين است كه ما پول كافى يا امكانات در اختیار داشتیم. كارخانه‌هاى مختلف مى داشتيم كه زن، مرد، پير وجوان در آنجا مى توانستند مشغول كار شوند. چرا كه اينها بى سواد هستند. اين امكانات فعلا در افغانستان بسيار كم است و ما به بسيارى چيزها احتياج داريم. ما حتى توان توليد بسيارى چيزهاى جزئى را ما در كشورمان نداريم. هر چيزى كه ما در افغانستان داريم از طريق خارج، يا از طريق پاكستان يا از طريق ايران يا كشورهاى ديگر است. خود ما اين توليدات را نداريم. اگر اين توليدات بهتر شود، براى زن و مرد من فكر مى كنم بسيار را‌ه‌‌گشا خواهد بود.»

مفهوم آزادى براى زنان را خانم نورى به گونه اى ديگر و در ارتباط با وضع اقتصادى آنان مى بيند:

« بسیاری از زنان در نقاط دوردست افغانستان دسترسى به دوا و دكتر ندارند. اين را ما نمى توانيم قبول كنيم كه فرضا زن تنها بيايد پشت ميز بنشيند. به لباس خود توجه كند. از شرق و غرب اروپا صحبت كند و يا اينكه خود را نمايش بدهد. اين را ما نمى توانيم آزادى زن بناميم. آزادی، حمایت از زنانی است که برای بدست آورن کمی دارو و آب کیلومترها راه را باید پیاده طی کنند.«

شركت در انتخابات رياست جمهورى در افغانستان براى زنان اين كشور اولين تجربه در اين زمينه بود. عليرغم اينكه به نظر برخى، انتخابات به درستى برگزار نشده، اما موضوع اصلى و داراى اهميت شايد كسب اولين تجربه و دانستن اين مسئله بود كه آراء انسان ها داراى اهميت اند. خانم فوزيه نورى مى گويد:

» شايد شما از طريق رسانه‌هاى گروهى، تلويزيون يا راديو، ديده يا شنيده باشيد كه زن‌هايى كه من اصلا تصورش را نداشتم كه بسيار بيسواد و سطح پايين بودند، اينها خودشان با يك علاقه‌اى بسيار خاص رفتند پاى صندوق‌هاى راى و به نفع شخصى كه مورد نظر خودشان بود، كارت راى خود را به صندوق انداختند. كه اين يكى از خاطرات خوب در برداشتن اولین قدم ها برای استقرار دمكراسى در افغانستان است.«

با سرنگونى حكومت طالبان دوباره دختران اجازه رفتن به مدرسه را دارند و زنان حق ادامه تحصيل در دانشگاه ها را دریافت کرده اند.

«زن اگر بسيار بطور مشخص برايتان بگويم، دختران و زنان در همه رشته‌ها مشغول كار، تدريس، درس‌ و آموزش هستند. من كه در راديو و تلويزيون هستم به چشم خود شاهدم كه زنان در تمام عرصه‌ها شركت مى كنند. در بخش تعلیم و تربیت مى بينم كه دختران بسيار جوان با علاقه خاص مى روند. اين تغييرات كم كم رخ مى دهند. ما تقريبا به مدت سه دهه جنگ در كشورمان داشتيم. بنابراين نمى توانيم خيلى تند بدويم . چون ممكن است بيفتيم. بايد استوارانه گام برداريم. مى بينيم كه در طول اين سه سال تغييرات و تحولات بسياری ايجاد شده است. زن‌ها بخصوص دختران به مكتب مى روند. مكتب‌ها فعال شدند. دروازه‌هاى مكتب كاملا باز است و من در دخترهاى ما بسيار شوق و خوشى مى بينم.«

عليرغم امكاناتى كه در نتيجه تصويب قوانين جديد به نفع زنان بوجود آمده و يا تأسيس وزارت خانه زنان و سازمان هاى غير دولتى كه در اين كشور باكمك گروهاى مددكار زنان خارجى و افغانى اداره مى شوند، سنت ها و اعتقادات دست و پا گير و محدود كننده همچنان در اين جامعه عمل می كنند:

«ما مسائل قومى را ما نمى توانيم دامن بزنيم و يا از طريق راديو يا رسانه های گروهی ديگر در مورد آن‌ها چيزى بگوييم. كه مثلا اين كار خلاف است يا اظهار نظر ديگرى در این موارد بكنيم. اين مسائل برخى شخصى و فاميلى است و در مواردى خودشان از ما مى پرسيدند كه شما چطور ارزيابى مى كنيد؟ فرضا دختر يا پسرى كه بالغ مى شود، از نگاه فرهنگ‌هاى ديگرى ما مى بينيم خودشان صلاحيت انتخاب را دارند و تا جائى كه ديديم آنها امکان زندگى بسيار خوب را دارند. در دوره‌هاى سياه اين‌ها تحت اجبار قرار گرفتند، فرضا بزور زر يا بزور تفنگ. اين كارها صورت گرفته است. ما دراين مورد نمى توانيم بطور مستقیم کاری کنیم.»

با توجه به وضعيت موجود زنان، بالا بردن و در اختيار قرار دادن امكانات آموزشى و سوادآموزى براى آنان و آشنايى شان با حقوق خود را، خانم نوری، از مهمترين وظايف سازمان هاى زنان اين كشور می داند:

« بايد زن‌هايى را كه بى سواد هستند، تشويق كنيم كه بياموزند. زنى كه نمى داند دكتر يا داروخانه كجاست، لااقل بايد بتواند قدرت تميز راه و چاه را داشته باشد. ما بايد به اين خاطر تلاش و مبارزه كنيم.»

  • تاریخ 22.02.2005
  • نویسنده شیرین جزایری
  • چاپ چاپ مطلب
  • لینک کوتاه شده http://p.dw.com/p/A6OS
  • تاریخ 22.02.2005
  • نویسنده شیرین جزایری
  • چاپ چاپ مطلب
  • لینک کوتاه شده http://p.dw.com/p/A6OS