1. Inhalt
  2. Navigation
  3. Weitere Inhalte
  4. Metanavigation
  5. Suche
  6. Choose from 30 Languages

جهان

غرب و مسئله خودكشى سالمندان

با حقوق بازنشستگى در غرب مى توان زندگى را به گونه اى گذراند. مشكل عمده سالمندان در اين كشورها تنهائى ست. آنها تنهايند و از اين تنهايى در رنج. معضل تنهايى و انزوا در غرب دردى شده است بى درمان كه بيشتر سالمندان اين ديار با آن دست به گريبانند. آنها گرسنه نيستند، نيازهاى اوليه زندگى شان به گونه اى رفع مى شود، اما هم صحبت مورد اطمينانى ندارند و خود را تنهاى تنها مى دانند و چاره اى نمى يابند جز خودكشى.

هرمان دورنِمان، پيرترين مرد آلمانى با ۱۱۰ سال سن

هرمان دورنِمان، پيرترين مرد آلمانى با ۱۱۰ سال سن

يك بار ديگر غلتى مى زند و سعى مى كند بخوابد. صبح، هنگامى كه ديگران از خواب برخاسته و به سر كار رفته اند، او در رختخواب است و فكر مى كند. بعداز ظهر هنگامى كه ديگران با دوستانشان دور ميز جمعند، هنگام خوردن قهوه و شيرينى، هنگامى كه به برنامه ريزى براى تعطيلات بعدى مشغولند، او همچنان در رختخواب است. سال هاست كه زندگى براى او و بسيارى سالمندان ديگر چون او، با غم و درد آميخته است. رسانه هاى همگانى غرب پر است از تبليغاتى با اين محتوا كه هر كه در دوران جوانى كار كرده ، محق است در دوران پيرى و بازنشستگى در رفاه و آسايش از زندگى خود لذت برد. آرى، با حقوق بازنشستگى در غرب مى توان زندگى را به گونه اى گذراند. كهن سالان اما تنهايند و از اين تنهايى در رنج. معضل تنهايى و انزوا در غرب دردى شده است بى درمان كه بيشتر سالمندان اين ديار با آن دست به گريبانند. آنها گرسنه نيستند، نيازهاى اوليه زندگى شان به گونه اى رفع مى شود، اما هم صحبت مورد اطمينانى ندارند و خود را تنهاى تنها مى دانند و چاره اى نمى يابند جز خودكشي.

سازمان بهداشت جهانى اعلام كرده است كه همه ساله بيش از يك ميليون نفر در سراسر جهان دست به خودكشى مى زنند و از اين طريق به زندگى خود خاتمه مى دهند. تنها در كشور آلمان در سال ۱۹۹۹ ميلادى، حدود ۱۱ هزار نفر، خود خواسته به زندگى شان خاتمه داده اند. اين تعداد، بيشتر از مرگ انسان هايى بوده كه در همين سال به خاطر مصرف مواد مخدر و يا تصادفات رانندگى در اين كشور كشته شده اند. در همين سال مورد نظر، در كشور آلمان بيش از ۱۰۰ هزار نفر نيز دست به خودكشى زده اند، اما اقدام آنها ناموفق بوده و نتوانسته اند به زندگى خود خاتمه دهند.

دكتر Wolfgang Rutz مسئول سازمان بهداشت جهانى در زمينه بهداشت روحي_روانى شهروندان اروپايى در مورد خودكشى مى گويد:
“ميزان خودكشى در اروپا افزايش يافته و اين پديده به يكى از معضلات اجتماعى تبديل شده. در حال حاضر اين پديده يكى از دلايل مهم خاتمه زندگىِ اروپائى هاست.”

آمار موجود در آلمان خبر از آن مى دهند كه در هر ۴۷ دقيقه يكى از شهروندان اين كشور دست به خودكشى مى زند، كه سالانه رقمى معادل ۱۱ هزار نفر مى شود. اين آمار اما در مورد سالمندان اجتماع، يعنى افرادى كه سن شان بيش از ۶۵ سال است بيشتر است. بيش از يك سوم خودكشى هاى آلمان از طرف اين گروه سنى روى مى دهد. خودكشى پيران برخلاف اقداماتى از اين دست از طرف جوانان، براى اعتراض به وضع موجود نيست. آنها از زندگى سير شده اند و با اين اقدام، خواهان پايان دادن به زندگى شان هستند.

پرفسور نوربرت اِرلِمايِر )Norbert Erlemeier( استاد رشته روانشناسى دانشگاه مونستر آلمان، خودكشى كهن سالان آلمانى را به خاطر احساس بيهودگى موجود در آنها مى داند و اين كه آنها احساس مى كنند، ديگر براى كسى مثمر ثمر نيستند و به دردى نمى خورند. او مى گويد:
“افراد اين گروه سنى با مسائل و مشكلات بسيارى روبروهستند. اونها دردهاى جسمى دائمى دارند، اما اين دردهاى ارگانيك، در بسيارى موارد به فشارهاى روانى و افسردگى در اونها منجر مى شن. مشكل بسيار مهم ديگه ى اونا احساس تنهائيه، زيرا بيشتر اونها، تنها زندگى مى كنند، همسرشون معمولا دار فانى رو وداع گفته و اونا هيچ تكيه گاهى براى خودشون نمى يابند. اونها بازنشسته شده اند و در واقع بيكار. كارى كه سال هاى سال مفهوم زندگى شون بود و وسيله جلب توجه ديگران به اونها. اونا نمى تونند خودشون رو با شرايط جديد تطبيق بدند. و سرانجام به عنوان راه چاره براى برون رفت از اين سردرگمى، به فكر خودكشى مى افتند.”

در آلمان سازمان هاى اجتماعى بسيارى تاسيس شده اند، با اين هدف كه به كمك سالمندان اجتماع بشتابند و آنها را در دورانِ پايانىِ زندگى شان همراهى كنند. انجمن “ دوستان انسان هاى پير” يكى از آنهاست. اعضاى اين انجمن طى دوره هاى گوناگون، به خوبى با مسائل و مشكلات سالمندان اجتماع آشنا مى شوند. پاوالِتكو، يكى از اعضاى اين انجمن، بر اين نظر است كه مهم ترين مشكل سالمندان، تنهايى آنهاست. زيرا فرزندان آنها در شهرهاى ديگر به زندگى و كار مشغولند، همسر آنها درگذشته و آنها به خاطر رابطه نداشتن با همسايه ها، به انزواى عميقى فرو مى روند و درد تنهايى آنها را مى آزارد. پاوالِتكو در اين مورد مى گويد:
“در كشور ما خوشبختانه هيچ كس از گرسنگى و فقر نمى ميره. اصلا مسئله اى به نام فقر مالى سالمندا وجود نداره. اما پديده اى كه به خوبى مى شه ديد، فقر روحى و عاطفى اوناست. بيشتر اونها از تنهايى مى نالند و از انزوا. وقتى اين افراد ديگه ارتباطى با فرزنداشون و يا همكاراى سابقشون نداشته باشند، به تدريج، ديگه هيچ حادثه اى خوشحالشون نمى كنه.”

اما نكته بسيار مهمى كه در مورد مشكلات سالمندان وجود دارد و بايد در اين بحث مورد توجه قرار گيرد، تفاوت جنسى آنهاست. بايد گفت كه زنان با مشكلات دوران پيرى راحت تر برخورد مى كنند تا مردان. احساس بى پناهى و احتياج در ميان مردان خيلى زود به عدم تعادل روحى و روانى آنها منجر مى شود و به همين جهت است كه مردان در چنين شرايطى بيشتر از زنان به فكر خودكشى مى افتند و بسيارى از آنها، اين فكر را با دقت بسيار عملى مى سازند. آنها يا خود را حلق آويز مى كنند، يا با شليك گلوله به زندگى خود خاتمه مى دهند و يا مثلا خود را از پل و يا خانه اى مرتفع به زير مى اندازند. آمارهاى موجود نشان مى دهند كه از هر سه خودكشى در ميان سالمندان، دو خودكشى توسط مردان انجام مى شود.

نكته ديگر مورد تامل در اين مورد آن است كه برخلاف جوانان كه با اقدام خودكشى، سعى در جلب توجه بزرگترها نسبت به مسائل شان را دارند، سالمندان، مدت ها قبل از خودكشى، تصميم خود را در مورد پايان دادن به زندگى گرفته اند و با پيدايش اولين دردهاى جسمى و روحى و آغاز مريضى هاى مداوم، به اجراى خودكشى كه تصميمش را از قبل گرفته اند دست مى زنند و هدفمند اين آخرين تصميم زندگى خود را نيز به اجرا در مى آورند.

متخصصان و روانشناسان هنوز در مقابل موج خودكشى سالمندان پيشنهادهاى همگون، فراگير و قابل اجرايى ارائه نداده اند. اما يك نكته مشخص است و آن اين كه هنجارهاى اجتماعى، تاثير تعيين كننده اى در روند شرايط سخت زندگى سالمندان دارند.

گئورگ فيدلر، روانشناس و استاد دانشگاه هامبورگ آلمان بر اين نظر است كه پير شدن در اجتماع، پديده اى منفى به حساب مى آيد و بيشتر افراد جامعه از بحث پيرامون اين معضل اجتماعى پرهيز مى كنند و با رسيدن اولين تغييرات جسمى و روحى به خاطر پيرى، افراد از خود بى خود شده و راه چاره اى براى تنظيم تغييرات رخ داده در زندگى شان و معضلات جديد به وجود آمده نمى يابند. فيدلر مى گويد:
“سالمندان بسيارى هيچ راه حلى براى معضل پيرى شون پيدا نمى كنند و اين مسئله به صورت گره كورى براشون باقى مى مونه.اما معمولا كسايى كه از قبل، به دوران پيرى و بازنشستگى فكر كردند و برا خودشون برنامه اى براى اين دوران ريختند و اين مرحله رو، بخشى ضرورى و پر اهميت در زندگى شون ارزيابى مى كنن، خيلى بهتر به پيرى عادت مى كنند تا كسايى كه بدون هيچ برنامه اى، يكباره با اين مسئله روبرو مى شند و مثل اينه كه توى يه چاه عميق و تاريك افتادند و هيچ چيزى نمى بينن.”

در غرب مسئله افسردگى سالمندان و خودكشى آنها تبديل به تابو گشته و بسيارى به اين پديده اجتماعى وقعى نمى گذارند. متخصصان پيش بينى مى كنند كه روند خودكشى سالمندان در غرب باز هم بيشتر شود، زيرا در حال حاضر به تدريج شمار سالمندان در كشورهاى اروپايى بيشتر از جوانان مى شود. در آلمان شمار شهروندان بالاى ۶۰ سال بيشتر از ميزان جوانانى هستند كه سن شان زير ۲۰ سال است. و افزايش پيران جامعه در اروپا به تدريج بيشتر و بيشتر مى شود.