1. Inhalt
  2. Navigation
  3. Weitere Inhalte
  4. Metanavigation
  5. Suche
  6. Choose from 30 Languages

فرهنگ و هنر

علیرضا جباری: اعمال سانسور، پس‌گردی تاریخی است

فرهنگ و ادبیات در نفس خود با محدودیت بیگانه‌اند. لازمه خلق هر اثر هنری، آزادی هنرمند در روند آفرینش اثر است. اما سانسور چه تاثیری در کار نویسندگان و هنرمندان امروز ایران دارد؟ • مصاحبه‌ای با علیرضا جباری.

default

طرحی از www.drooker.com

دویچه‌وله: آقای جباری، در ۲۸ ‌سال گذشته، یعنی پس از پیروزی انقلاب تا امروز، همیشه نویسنده‌ها، شاعران و مترجمان با مشکلات زیادی برای انتشار آثارشان روبه‌رو بوده‌اند. این فشارها الآن به شکل چشم‌گیری افزایش پیدا کرده است، به گونه‌ای که کانون نویسندگان ایران با فواصل کوتاه بیانیه‌هایی منتشر می‌کند در اعتراض به این تشدید فشارها. این تضییقات، این محدودیت‌ها، معضلات جدی سیاسی و اجتماعی که پرداختن به آنها اصطلاحا برای حکومت ایران خط قرمز محسوب می‌شود، با وجود سانسوری که وجود دارد چگونه در آثار نویسندگان و شاعران خودش را نشان می‌دهد؟

علیرضا جباری: بعد از انقلاب ۵۷ تا یکی‌ـ دوسال سانسور وجود نداشت و اهل قلم همان‌طوری که می‌خواستند، و اهل سینما و مطبوعات خواسته‌های خودشان را بیان می‌کردند. این را خوب است افرادی که دست‌اندرکار اداره‌ی سانسور و حذف فرهنگی هستند درنظر بگیرند که انقلاب یک چنین زمینه‌ای را فراهم آورده بود که الان کسانی خودشان را انقلابی می‌دانند و تمام دستاوردهای فرهنگی انقلاب را دارند زیر علامت سؤال می‌برند.

یعنی چه عاملی باعث شد این آزادیی را که انقلاب به هوای آن صورت گرفته بود و در اول برای اهل قلم و برای اهل اندیشه درنظرگرفته بود، اینها روزبه‌روز تنگ‌تر کردند تا به امروز که هر کتابی ممکن است مجوز نگیرد و یا هر نشریه‌ای به سرعت پس از انتشار برای بیان اهداف و خواسته‌های خودش و در ارتباط با مسائل روز تعطیل و توقیف بشود، یا اینکه در کار سینما و سایر رشته‌های هنری تضییقات فراهم بشود. در واقع باید این را یک پس‌گرد تاریخی ارزیابی کرد که خود آقایان، من تصور می‌کنم، اگر کمی فکرشان را به‌کار بیندازند، متوجه این مسئله می‌شوند که آیا این پس‌گرد تاریخی به زیانشان یا به نفع‌شان است. و صددرصد آن سیستمی که خودش را دموکراسی می‌نامد و بهترین دموکراسی جهان می‌نامد و در عین‌حال این حذف‌ها را حذف‌های فرهنگی را در همه‌ عرصه‌ها اعمال می‌کند، در واقع عرصه را بر خودش تنگ‌تر می‌کند، نه بر اهل قلم و اهل مطبوعات و اهل هنر.

آقای جباری، پرسشی که اینجا مطرح می‌شود این است که همین مسئله‌ی سانسور، کجا خودش را در آثار نویسندگان و شاعران نشان می‌دهد! آیا آثاری که منتشر می‌شوند این مسئله در آنها بارز هست و بازتاب می‌دهند این مسئله را؟

بله. این آثاری که در کشور منتشر می‌شود تماما مسئله‌ی سانسور برآن اعمال می‌شود و خود من کتابی دارم که یک سال است الان منتظر مجوز مانده و قدم به قدم مدام دستورالعمل‌هایی داده‌اند و این دستورالعمل‌ها تعدیل یا اعمال شده است و نوبت قبل، نزدیک به دوصفحه و الان تقریبا در چهار‌ـ پنج خط اشکال داشته و این را هم یا تعدیل داده‌ و یا این‌که حذف کرده‌ایم، هنوز بعد از دوماه که رفته است برای مجوز جدید، جواب مجوزش نیامده و معلوم نیست اینها با وجود این که خودشان این را اعلام می‌کنند، آن تو چکار دارند می‌کنند. و این را در تمام عرصه‌ها شما، یک نمونه بعنوان مثال من عرض کردم، شما در همه عرصه‌ها این را تعمیم بدهید، یعنی همه کسانی که من با آنها در ارتباط هستم همین مسئله را دارند، یا مجوز داده نمی‌شود و یا این مجوز با زحمت بسیار و در مدت‌های طولانی داده می‌شود و... این نوع گرفتگی‌ها هم در آن وجود دارد که حتا پس از تصحیح مواردی که می‌دهند، گاهی اوقات به سرعت پاسخ را نمی‌دهند. مطبوعات هم همین‌طور و در مورد سینما و تئاتر هم همین‌طور. در همه عرصه‌ها می‌شود این را مشاهده کرد، دیده می‌شود و به شدت تاثیرگذار هست روی مسئله‌ی پیشرفت هنری و فرهنگی جامعه. خط قرمزشان هم در درجه‌ی اول مسئله‌ی رهبری هست و بعد نهادهای مجاور رهبری و بعد در مورد مسایل مربوط به جسم انسان است و ارتباطات عاطفی و جسمانی انسان‌ها هست و این هم خط قرمز دومشان است.

به مسئله‌ی خوبی اشاره کردید آقای جباری. هر اثر جدی ادبی معمولا به حوزه‌های ناشناخته می‌پردازد و در این پرداخت هم مرزی نمی‌شناسد. از آن‌جایی که مثلا نوشتن انتقادی در مورد رابطه‌ی انسان با خدای خودش، یا رابطه‌ی انسان با انسان، بخصوص رابطه‌ی زن و مرد که شما به آن اشاره کردید، در ایران تابو محسوب می‌شود،‌ آیا می‌شود گفت که نویسنده‌ی ایرانی از نوشتن در مورد "این‌سو" و "آن‌سو"، هر دو، به نوعی محروم است؟

بله، دقیقا همینطور است و این را نه فقط نویسنده، بلکه در تمام عرصه‌های هنری می‌شود مشاهده کرد. واقعیت مسئله این است که این، حد و مرز هم نمی‌شناسد، یعنی حتا یک‌جاهایی دستور تعدیل هم که آمده، تعدیل هم که داده شده، به بهانه‌ی اینکه مثلا این در ذهن تداعی می‌کند فلان مسئله را، گفته‌اند که باید مجددا تعدیل داده بشود و تغییر بکند.

با وجود چنین محرومیتی، شاعر و نویسنده‌ی ایرانی چه کار می‌کند و یا بقول شما تمامی عرصه‌ها، مثلا مترجم ایرانی چه کار می‌کند؟ نویسنده از چه راه‌هایی برای آفرینش ادبی استفاده می‌کند؟

راه‌هایی که برای آفرینش ادبی و هنری وجود دارد، در واقع تا حدودی می‌شود از سایت‌های اینترنتی استفاده کرد. بعضی از نویسندگان آثارشان را در خارج از کشور به‌چاپ می‌رسانند و به‌طور نیمه‌علنی پخش می‌کنند که بیشتر هم مصرفش در خارج از کشور است و کمتر و به زحمت به داخل می‌رسد، و بعضی هم در اینجا به‌صورت زیراکس عمل می‌کنند. دیده‌ام که بعضی موارد حالت زیراکسی دارد که به تعداد بسیار کم و به شکل زیراکس در اختیار قرار داده می‌شود که گاهی اوقات محدودیت و جزایی هم برایش درنظر گرفته شده است.

من از بسیاری نویسندگان شنیده‌ام، خودشان اذعان می‌کنند، که ایران منبع تم‌های ادبی‌ست و نویسنده حتا احتیاج به جست‌وجو برای گزینش موضوع ندارد. اما خود این نویسنده‌ها گلایه می‌کنند که به‌ندرت دیده می‌شود اثری برجسته به‌وجود بیاید که این موضوعات را پرورانده باشد. آیا با این نظر موافق‌اید؟

من می‌توانم تقریبا بگویم که موافق هستم و یکی از دلایلش، من تصور می‌کنم، همین به اصطلاح حذفی‌ست که بر مسایل فرهنگی حاکم است و یک‌مقداری از این مسایلی که نویسنده می‌خواهد در آثار خودش بیان بکند، تحت‌الشعاع ممیزی فرهنگی قرار می‌گیرد و حذف می‌شود. یعنی به صورت کاملا ساده و عریان و بدون پیچیدگی‌های هنری این مسائل ناچارا در اختیار خواننده قرار می‌گیرد.