1. Inhalt
  2. Navigation
  3. Weitere Inhalte
  4. Metanavigation
  5. Suche
  6. Choose from 30 Languages

فرهنگ و هنر

«سیاه» نمایشهای روحوضی؛ آشنای ناشناس (مراسم بزرگداشت پیر سیاه‌بازان «سعدی افشار»)

مراسم بزرگداشت سعدی افشار خود بی‌شباهت به اجرای تاتر روحوضی نبود. جلوی در ورودی سالن بتهون خانه‌ی هنرمندان، نوازنده‌‌ای قره‌نی می‌نواخت و دختر و پسر جوانی با لیاس و آرایش «سیاه»های تاتر روحوضی خطی سیاه برگونه‌ی کسانی که قصد ورود به سالن را داشتند می‌کشیدند. برخی از حاضران هم پیشاپیش صورت خود را سیاه کرده بودند.

سعدی افشار: وقتی مردم را می‌خندانم سبك می‌‌شوم، هر چند كه بيرون از اين لباس و صورت سياه مردم مرا نمی‌‌شناسند.

سعدی افشار: وقتی مردم را می‌خندانم سبك می‌‌شوم، هر چند كه بيرون از اين لباس و صورت سياه مردم مرا نمی‌‌شناسند.

سعدی افشار را که متولد ۱۳۱۳ است و از ۱۳۳۰ به طور جدی به ایفای نقش سیاه پرداخته آخرین بازمانده‌ی نسل اساتید این رشته می‌خوانند. در این مراسم فیلم کوتاهی درباره‌ی سعدی افشار و تکه‌های کوتاهی از اجراهای او به نمایش درآمد. پس از آن، مراسم با سخنان محمود عزیزی ادامه یافت که در آن با یادآوری آغاز آشنایی و همکاری خود با سعدی افشارگفت: «برای اولين بار، به واسطه حضور «پيتر بروك» در ايران، «سعدالله زحمت‌كش»، را در صحنه‌ی تئاتر رسمی ديدم.»

سعدالله زحمت‌کش نام اصلی پیر سیاه‌بازان است که به دلیل طولانی بودن، از همان ابتدای فعالیت هنری با استفاده از نام خانوادگی مادرش خود را «سعدی افشار» نامید و به همین نام نیز مشهور شد. در مراسم بزرگداشت سعدی افشار بسیاری از بازیگران صاحب‌نام تاتر، از جمله اكبر عبدی، فهيمه راستكار، اكبر زنجانپور، محمد ساربان و مريم معترف نیز شرکت داشتند.

عزیزی با اشاره به اهمیت بخش‌های سنتی تاتر اظهار امیدواری کرد که «به زودی شاهد شكل‌گيری خانه‌های مستقلی برای گونه‌های مختلف آنها باشيم.» و این درخواست را «ناقابل‌ترين تقاضای هنرمندان تئاتر از صاحبان امور» عنوان کرد. سعدی افشار در چند نمایش محمود عزیزی که در کنار کارگردانی، کارشناس نمایش‌های آئینی ـ سنتی نیز هست، به نقش آفرینی پرداخته است.

سپس نوبت به خود «استاد» رسید که در نقش سیاه به اجرای نمایشی کوتاه پرداخت. بسیاری از صاحب‌نظران ازجمله علی نصیریان، بازیگر سرشناس تاتر و سینما، یکی از ویژگی‌های بازی سعدی افشار را حرکات موزون او عنوان کرده‌اند. و پیر تاتر روحوضی حالا فرصت داشت نشان دهد این گفته‌ها چقدر به واقعیت نزدیک است. افشار که یک سالی است هفتاد سالگی را پشت سر گذاشته چابک و آرام به ایفای نقش سیاه پرداخت و با آهنگ کمانچه و تنبک قطعاتی را برای حاضران اجرا کرد.

سعدی افشار، که خود مدعی است دیگر آن طراوت و شادابی گذشته را ندارد، سپس به بیان خاطره‌ای از آشنایی و همکاری با پیتر بروک در ایام برگزاری پنجمین جشن هنر شیراز پرداخت. او نقل کرد که «بروك، که باور نمی‌کرد کار ما با تمرین کم و فی‌البداهه شکل می‌گیرد، چند خط نوشت و ما آن را با همان شيوه اوستا و مبارك به صحنه برديم، و بعد فهميديم كه آنچه اجرا كرديم، نمايش «عروسی فيگارو» بوده است.»

علی نصیریان که سخنران دیگر این مراسم بود ضمن تجلیل از سعدی افشار خواستار اجرای نمایش‌های روحوضی به شیوه ی سنتی شد. او که دبیر جشنواره‌ی نمایش‌های سنتی ـ آئینی نیز هست به سعدی افشار پیشنهاد کرد سال آینده در این جشنواره شرکت و به اجرای نمایش بپردازد. نصیریان تاکید کرد که ضروری است در کنار کارهای پژوهشی در زمینه‌ی تاتر سنتی به اجرای این گونه نمایش‌ها نیز توجه شود.

نصیریان با اشاره به این که در دهه‌ی پنجاه برای نخستین بار مراسمی برای بزرگداشت هنرمندانی چون«ذبيح الله ماهری» و«مهدی مصری» در شیراز برگزار شد، گفت «خوشحالم كه برای بار دوم در مراسم بزرگداشت بازيگران خودجوش و كم ادعای نمايش‌های شاد مردمی شركت می‌كنم.» علی نصیریان در سخنان خود با تاکید بر قدرت این هنرپیشگان در اجرای نقش سیاه گفت: «سياه نمايش‌های تخت‌حوضی با شيرينی و شيطنت‌هايش، همه را دست مي‌اندازد و بيشتر كارهايش فی‌البداهه است. اين نمايشگران، بدون گذراندن دوره‌های آكادميك و آموزش‌های خاص، به چنين موقعيتی رسيده‌اند كه نشان می‌دهد جوهر وجودی آنها برای اين نمايش‌ها ساخته شده است.»

از ویژگیهای اجرای نقش سیاه یا «مبارک» پنهان بودن چهره‌ی واقعی هنرمند پشت رنگ سیاه و پوشش غیرمتعارف قرمز است. شاید به هیمن دلیل باشد که بسیاری در چهره‌ی سیاه‌های نمایش‌های سنتی شادی و اندوه را همزمان می‌بینند. این هنرمندان تقریبا هرگز به چهره‌ی خود شناخته نیستند. هنرمندانی که گرچه همیشه در میان مردم‌اند اغلب در گمنامی و تنگدستی فراموش می‌شوند. سعدی افشار پس از اجرای قطعه‌ای کوتاه که در آن به نقش همیشگی خود در آمده بود گفت: «وقتی مردم را می‌خندانم سبك می‌‌شوم، هر چند كه بيرون از اين لباس و صورت سياه مردم مرا نمی‌‌شناسند.»

در پایان این مراسم لوح تقدیر خانه‌ی تاتر ایران همراه با مجسمه‌ای از ساخته‌های یاسمین سینایی به سعدی افشار تقدیم شد؛ به هنرمندی که چندی پیش با شکایت از تنگدستی و تنهایی به خبرنگاری گفته بود: «اين همه تقدير نامه به چه كارم می‌‌آيد توی اين سن و سال؟»

بهزاد کشمیری‌پور، گزارشگر صدای آلمان در تهران

  • تاریخ 12.11.2005
  • چاپ چاپ مطلب
  • لینک کوتاه شده http://p.dw.com/p/A6A0
  • تاریخ 12.11.2005
  • چاپ چاپ مطلب
  • لینک کوتاه شده http://p.dw.com/p/A6A0