1. Inhalt
  2. Navigation
  3. Weitere Inhalte
  4. Metanavigation
  5. Suche
  6. Choose from 30 Languages

زنان

سکسوالیته و هویت زنانه

آيا تناسبی برقرار است میان رابطه‌ى قدرت بين زن و مرد در آميزش جنسى و رابطه‌ى قدرت آنان در اجتماع؟ و در این رابطه آيا قائل ‌شدن یا نشدن حق لذت جنسى براى زن جلوه‌اى‌ست از ساير حقوق او در جامعه؟ • گفت‌وگو با رضا کاظم‌زاده

default

پرسمان حق و هویت جنسی

این پرسش یا بهتربگوییم پرسمان (آمیزه‌ای از پرسشها) را با رضا كاظم‌زاده، روانشناس، در میان می‌گذاریم. کاظم‌زاده، مقیم بروکسل است و یکی از موضوع‌های پژوهشی او هویت و جنسیت است. نفس موضوعی که با وی در میان می‌گذاریم باعث می‌شود که در صحبت به عاملهای مختلفی پرداخته شود و پای مفاهیم مختلفی به میان آید: مفاهیمی چون مردانگی و زنانگی، و عاملهایی چون ترس مردان از زنان.

کاظم‌زاده میان قدرت در رابطه‌ی دو جنس و قدرت آنان در جامعه هم‌پیوندی می‌بیند. او در مورد حق زن در رابطه‌ی جنسی و پیوستگی حقوق اجتماعی وی با این حق چنین می‌گوید:

«مسئله‌ى حقی كه زن در ارتباط با رابطه‌ى جنسى دارد، در حقيقت برمی‌گردد به حقى كه در رابطه با بدنش دارد و اينكه كلاً ارتباط خود با بدنش را، مخصوصاً در دوره‌ى كودكى و نوجوانى، به چه شكلى تجربه كرده است. مسلماً اگر بدنش تحت تملك خودش دربيايد، يعنى به نوعى اين اجازه را داشته باشد كه از آن لذت ببرد، بعداً امکان را دارد که بتواند اين "لذت" را در مناسبات اجتماعى، و مشخصا رابطه‌اش با جنس مخالف، منعكس كند.»

لذت تملک بر بدن خود لذت خودباشی است. برخورداری از آن حق است. اما حق تملك زن بر بدن خود بدون داشتن آزاديهاى ديگر، مثل آزادى كار، شركت در امور اجتماعى و سياسى قابل تصور نیست.
رضا کاظم زاده یادآوری می‌کند که در اروپا نیز این آزادی شايد يكى از آخرين مؤلفه‌ها يا مسائلى بوده است كه زنان به خاطر آن مبارزه كردند و توانستند آن را به‌ دست آورند:

این مسئله چنین دیر پاسخ گرفته است، «بخاطر اينكه موضوع قبل از هرچیز تربيتی اىست، به مسئله‌ى هويت جنسى برمی‌گردد و ریشه‌ی عمیق آن در تصويرى است كه فرد از خودش و از ديگرى دارد. در نتيجه بخش عميقى از آن همزمان به ناخودآگاه فرد، به فرهنگش، به نوع برخورد والدين‌اش با او و نگاهى كه ديگران به او دارند، برمی‌گردد و توسط آنها تعيين می‌شود.»

ادراک هویت جنسی

ادراک هویت جنسی − به این معنا که چگونه زن زنانگی را تجربه می‌کند و مرد مردانگی را − موضوعی است که از اواخر قرن نوزدهم بدان توجه شد. اهمیتش را به تدریج دریافتند.
تا پيش از آن تصور می‌شد که احساس مردانگى یا زنانگى امری طبيعى ا‌ست كه خود‌به‌خود شكل می‌گيرد. رضا کاظم زاده در این مورد چنین توضیح می‌دهد:
«الان روانشناسان می‌دانند كه حس مردانگى حاصل يك روند همزمان روانى-فرهنگى‌ است. این حس به‌مرور در نوزاد پسر يا نوزاد دختر شكل می‌گيرد و برمی‌گردد به ۲ يا ۳سالگى. تا قبل از آن، در نوزاد و در کودک، آگاهى به تفاوت جنسى و آگاهى به جنسى كه خود شخص دارد، موجود نیست. فرهنگهاى مختلف شیوه‌های مختلفی دارند براى ساختن اين هويت؛ مسلم است كه همه فرهنگها به‌طور مساوى و برابر و يك شكل به اين مسئله برخورد نمی‌كنند."

ترس از هویت زنانه در فرهنگ ایرانی

یکی از معضل های بزرگ زنان در فرهنگ ايرانى غلبه درک مردانه از هویت بر این فرهنگ است. این معضل به این برمی‌گردد که مرد خودش را بعنوان مرد چگونه تجربه كرده و شناخته و از هویت جنسی زن چه تعریفی به دست داده است. "جنس ضعیف" تا جایی ضعیف است که ابراز هویت نمی‌کند. آنجایی که ابراز هویت می‌کند، ترس عمیق مرد را برمی‌انگزاند. "مردانگی" در برخورد با "زنانگی" ترس درونی عمیق خود را بروز می‌هد. این جبن در الفاظی جلوه می‌کند که با آنها از زن باهویت یاد می‌شود. کاظم‌زاده در این رابطه توجه ما را به فرهنگ گذشته و نیز ادبيات مدرن ایرانی جلب می‌کند:
«در گذشته، وقتی از کسی به عنوان «فتنه» اسم برده‌اند، و شما نگاه می‌كنيد چه تصويرى از زن به دست داده‌اند، می‌بينيد در حقيقت زنى‌ست كه به‌نوعى صاحب اميال و بدن خودش است. عين اين را شما در ادبيات مدرن ما در بوف‌كور داريد. تصويرى كه راوى بوف‌كور از "لكاته" می‌دهد، دقيقا تصوير زنى ا‌ست كه از بدنش لذت می‌برد و اين را در عرصه‌ى اجتماعى پنهان نمی‌كند."

هراس از زن توانا

از رضا کاظم زاده می‌پرسیم چرا مردها از اين ميل جنسى زن هراس دارند؟ آنان ظاهراً بايد از اين تمایل استقبال كنند!

رضا كاظم‌زاده در پاسخ به این سؤال توضیح می‌دهد که بهره‌ورى‌ زن از بدن خودش يا مسئله‌ى ارضاى جنسى يا مسئله‌ى لذت‌بردن، بطور مستقيم با تصوير يا می‌شود گفت با تعريفى كه مرد از هويت خودش به‌عنوان يك مرد دارد، گره خورده است، آن هم به این معنا که زنى كه تواناست، قادر است و به لحاظ جنسى هم قوى است و اين را نشان می‌دهد، به‌ نوعى مردانگى مرد را به خطر می‌اندازد. کاظم‌زاده می‌گوید:

«مرد درحقیقت با این کار تمامی‌ استراتژی‌ها و تاكتيك‌هاى فرهنگى یا فردى‌ای كه براى مهار زن به‌كار می‌برد − که در يكى از معناهايش می‌شود گفت كه حمايت از مردانگى خودش است - به خطر می‌افکند. اين را ما در فرهنگ خودمان هم می‌بينيم كه تا چه حد آزادى جنسى زن با مسئله‌ى غيرت مرد پيوند خورده است، و ببينيد، همين مفهوم غيرت تا چه حد پيوند دارد با مفهوم هويت مردانه."