1. Inhalt
  2. Navigation
  3. Weitere Inhalte
  4. Metanavigation
  5. Suche
  6. Choose from 30 Languages

ایران

سند سیاست آینده امریکا در برابر پرونده هسته‌ای ایران

شماری از چهره‌های شاخص دو حزب عمده‌ی امریکا با امضای سندی ۱۱۶ صفحه‌ای پیشنهادهایی را در باره‌ی رویکردهای بعدی در برابر پرونده‌ی هسته‌ای ایران مطرح کرده‌اند.

default

مصاحبه در باره این سند با مهدی خلجی، پژوهشگر در انستیتوی واشنگتن برای خاور نزدیک:

دویچه‌وله: آقای خلجی، به‌تازگی در آمریکا از طرف Bipartisan Policy Center سندی منتشر شده است در مورد پیشنهادات برخی سیاست‌مداران دو حزب دموکرات و جمهوری‌خواه آمریکا برای اتخاذ سیاست در برابر ایران. می‌توانید اطلاعاتی راجع به محتوای این سند به ما بدهید؟

مهدی خلجی: این سند به‌طور کلی نشان‌دهنده‌ی تفکری‌ست که روزبه‌روز در واشنگتن دارد در مورد نوع برخورد با برنامه‌ی هسته‌ای جمهوری‌اسلامی‌ ایران غالب می‌شود و در حقیقت مبتنی بر این پیش فرض است که سیاست‌های کنونی دولت‌های آمریکا پس از گروگان‌گیری سفارت آمریکا در تهران موفق نبودند و به‌هرحال این سیاست‌ها باید تغییر پیدا کنند. یک بخش از این سیاست‌ها مبتنی بر این بوده که گفت‌وگوی بدون پیش‌شرط با جمهوری اسلامی انجام نشود، چون همه پیشنهادهای آمریکا برای گفت‌وگو پیش‌شرطی داشته است. الان طیف مهمی از سیاست‌مداران، چه در حزب دموکرات چه در حزب محافظه‌کار، به این نتیجه رسیده‌اند که این پیش‌شرط باید برداشته شود و آمریکا باید سعی کند با جمهوری اسلامی مذاکره کند، اما این مذاکرات باید درچارچوب تازه‌ای برنامه‌ریزی شود. از جمله این که ما باید مشوق‌های خیلی بیشتری به جمهوری اسلامی بدهیم و از آن طرف تهدیدهای خیلی جدی‌تری هم برای جمهوری اسلامی در نظر بگیریم، که اگر جمهوری اسلامی نپذیرفت بخش مشکوک برنامه‌ی اتمی‌اش را متوقف کند، آن تهدیدها عملی شوند. به‌هرحال، آنچه این سیاست‌مداران در نظر دارند، این است که سیاست‌های پیشین به نتیجه‌ای منجر نشده و باید تغییر پیدا کند و سیاست‌های تازه‌ای باید اتخاذ بشود. اما این که آیا این سیاست‌های تازه لزوما به نتیجه ‌می‌انجامند یا نه، جای پرسش دارد.

گفته می‌شود از این سیاست‌های تازه یا از تهدیدهایی که شما به آن اشاره کردید بوی جنگ به مشام می‌رسد. همین‌طور است؟

مهدی خلجی، پژوهشگر در انستیتوی واشنگتن برای خاور نزدیک

مهدی خلجی، پژوهشگر در انستیتوی واشنگتن برای خاور نزدیک

من چنین چیزی را احساس نمی‌کنم. آن چیزی که در همین سند هم به آن اشاره شده، این است که هنوز هم امکان پیشبرد مذاکره با ایران وجود دارد و هم امکان تحریم‌های تازه. باراک اوباما و مک کین در تبلیغات انتخاباتی هردو به این موضوع اشاره کرده‌اند که یکی از تحریم‌های موثر می‌تواند منع صادرات بنزین به جمهوری اسلامی باشد. می‌دانید که قبلا پانزده شرکت در دنیا به ایران بنزین صادر می‌کردند، الان چهار شرکت صادر می‌کنند. ممکن است خارج از چارچوب سازمان ملل و شورای امنیت، کشورهای اروپایی و آمریکا سعی کنند این چهار شرکت را متقاعد کنند به جمهوری اسلامی بنزین صادر نکنند. این نوع تحریمی‌ست که به طور جدی به اقتصاد ایران آسیب خواهد زد و تهدید بسیار مهمی‌ست. این اقدامی‌ست که می‌تواند قبل از هرگونه برخورد نظامی انجام شود. آنچه مسلم است این که هردو حزب به این نتیجه رسیده‌اند که پیش از هرگونه برخورد نظامی با برنامه‌ی هسته‌ای جمهوری اسلامی، باید راه‌های دیپلماتیک آزموده و هر نوع تحریمی که می‌تواند جمهوری اسلامی را به سمت متوقف کردن برنامه‌ی هسته‌ایش پیش ببرد، اعمال شود و بعد به‌عنوان آخرین راه‌حل گزینه‌ی نظامی در نظر گرفته بشود. در حقیقت آنچه نگران‌کننده است پیش از آن‌که برخورد نظامی آمریکا باشد، برخورد نظامی اسراییل است و ممکن است اسراییل منتظر نماند که آمریکا شیوه‌ی دیپلماتیک یا پروسه‌ی دیپلماتیک را تا پایان پیش ببرد. و پیش از آن که حتا تلاش‌های دیپلماتیک به نتیجه برسد، این امکان وجود دارد که اسراییل به تاسیسات اتمی ایران حمله کند.

از امضاکنندگان این سند دنیس راس است که مشاور انستیتوی واشنگتن برای خاور نزدیک است که شما هم در آن بعنوان پژوهشگر کار می‌کنید. تا چه حد این انستیتو در تنظیم این سند نقش داشته است؟

برخی از همکاران من ازجمله دنیس روس و مات لویت در این گروه حضور داشتند. مات لویت، به‌خاطر این که متخصص مبارزه با تروریسم و محدودکردن منابع مالی تروریسم است، اطلاعات خیلی گسترده‌یی دارد در زمینه‌ی تحریم‌های مالی که وزارت خزانه‌داری آمریکا بر ایران اعمال کرده است. طبیعتا این همکاران من، در تدوین این سند نقش داشته‌اند. اما آنها بعنوان شخص حقیقی، در این گروه کار می‌کردند و نه بعنوان شخص حقوقی یا وابستگان به انستیتو، انستیتو، خود نقشی در تدوین این سند نداشته است. همان‌طور که از (گروههای) دیگر هم، اشخاص با هویت حقیقی‌ خودشان در این مجموعه کارکرده‌اند و نه به‌عنوان شخصیت حقوقی.

آقای راس مشاور باراک اوباما در امور خاورمیانه است. می‌توانیم نتیجه بگیریم که اگر اوباما به ریاست جمهوری آمریکا برسد، این پیشنهادها و سیاست را دنبال خواهد کرد؟

بله. چه روز سه شنبه اوباما رییس‌جمهور شود و چه مک کین، هردوی این‌ها سیاست کنونی را تغییر خواهند داد. شاید تفاوت اصلی بین اوباما و مک کین بیشتر در زمان‌بندی مذاکرات باشد تا در اصل مذاکره. یعنی هردو به‌هرحال به سمت مذاکره پیش خواهند رفت. منتها ممکن است اوباما معتقد باشد که ما زمان کمتری داریم و مک کین معتقد باشد که زمان بیشتری وجود دارد و این‌ها باعث بشود که تغییراتی در نتایج مورد توافق به‌وجود بیاید. یعنی اگر شما زودتر اقدام کنید به مذاکره، ممکن است به این نتایج برسید. اگر دیرتر مذاکره کنید، ممکن است به نتایج دیگری برسید. ولی به نظر من در اصل سیاست‌هایشان تفاوت عمده‌ای وجود نخواهد داشت.

مصاحبه‌گر: کیواندخت قهاری