سال اول مدرسه، سال اول حجاب | جامعه | DW | 15.10.2005
  1. Inhalt
  2. Navigation
  3. Weitere Inhalte
  4. Metanavigation
  5. Suche
  6. Choose from 30 Languages

جامعه

سال اول مدرسه، سال اول حجاب

همه دختربچه ها در ايران از زمان فراگير شدن مدرسه نوين به همت ميرزا حسن خان رشديه، با روپوش وارد دبستان شده اند. روپوشى طوسى كه پارچه اش ارمك بود و معمولا يقه اى سفيد بر آن خودنمايى ميكرد.

default

فلسفه اين يقه روشن صرفنظر از زيبايى و تزيين، اين بود كه بهداشت سرو مو و صورت را كنترل كند و هرنوع آلودگى را نشان دهد. حتى در آلبوم هاى زنانى كه ديگر سالخورده اند، اين اونيفورم ها را ميتوان به اشكال مختلف ديد. آن دوران، فكلى سفيد نيز زينت مو و سر دختر بچه هاى دبستانى بود.

پس از انقلاب، نخستين سال تحصيلى جديد براى دخترهاى دبستانى با الزام سر كردن روسرى همراه بود. با اين حساب اينك ۲۵ سال است كه به روپوش سنتى مدارس، سرپوش نيز اضافه شده است. البته روپوش به تدريج مبدل به مانتوهايى ويژه با برش گشاد به همراه شلوار و روسرى هم به مقنعه تغيير شكل يافت. دهه شصت را كه در وقايع نگارى دوران پس از انقلاب ويژگى منحصر به فردى دارد، ميتوان ضمنا اوج سختگيرى هاى آموزش و پرورش در قبال حجاب در مدارس دانست. رعايت حجاب براى دختر هاى شش ساله كه آغاز به مدرسه رفتن ميكنند، اجبارى بود. البته تنها در مدرسه. ضمنا در برخى شهرستان ها يا برخى مناطق جنوب شهر تهران، حجاب، تنها با چادر معنا پيدا ميكرد.

براى سالها تنها مانتو هايى به سه رنگ قهوه اى، سورمه اى يا سياه و طوسى تيره بر تن دختران دانش آموز رفت. به تدريج دامنه بحث در باره اينكه اين رنگها براى ذات پر نشاط كودكان مناسبت نيستند، اينكه استفاده مستمر از مقنعه موجب خارش سر و ريزش مو ميشود، اين كه بچه ها دچار دوگانگى ميشوند كه در خانه و اماكن ديگر چنين نيستند، بالا گرفت. اينك چند سالى است كه ديگر پوشيدن رنگ هاى شاد كه زمانى تابو بودند، مجازند. بچه ها اجازه دارند در كلاس مقنعه ها را بردارند و حتـى در برخي مدارس استتار شده، مجازند بدون مانتو و روسرى در حياط بدوند و بازى كنند.

اما بيشتربچه هايى كه در آن دوران وارد مدرسه شده اند، بيشترين حرمان خود از ضوابط آن زمان را ممنوعيت رنگ هاى شاد يا بطور كلى حق انتخاب رنگ ميدانند. علاوه برا ين آيا شش سالگى زمان مناسبى براى مقنعه سر كردن يا رعايت حجاب يك دختر بچه است؟

گلشن كه اينك ۲۰ ساله و دانشجوى سال دوم است ميگويد:

” اصلا عادت نداشتم. يك چيز اضافه بود كه براى سن من مناسب نبود. معمولا بطور عادى از ده سالگى شايد دخترها روسرى سر ميكنند اما ما را در شش سالگى مجبور كردند. يكهو از لباس بازى و لباسى كه در خانه مى پوشيديم، به زير مانتو و مقنعه رفتيم. خجالت ميكشيدم و يادمه كه ميرفتم پشت مامانم قايم ميشدم. وقتى ميامد دنبالم مدرسه، من چون روپوش و مقنعه داشتم، دلم نميخواست كسـى مرا آنطورى ببيند و فكر ميكردم خيلى زشت شده ام“.

گو اينكه ديگر مدتهاست رنگ هاى شاد براى مانتو و مقنعه رايج و آزاد شده اند، اما در عين حال،مانتو شلوار و مقنعه مدارس بايد به رنگى باشند كه آموزش و پرورش ناحيه يا منطقه دستور داده. علاوه براين ديگر از ممنوعيت استفاده از جوراب، كفش يا كيف و كوله رنگى خبرى نيست. زمانى بود كه حتى گشادى و تنگى پاچه شلوار اندازه داشت.

” خيلى سخت بود. به ما در مدرسه ميگفتند جوراب رنگى نبايد پاتون باشه. ديگه اين كه كفش و شلوار و مانتو همه ضابطه داشتن. جوراب رو كه اصلا معلوم نيس و جزو لباس زيره ، دقت ميكردن كه رنگى نباشه و ميگفتن توجه ميكنه. خوب من كه توى خونه يا مهمونى اين قوانين رو نداشتم! براى همين برام سخت بود.“

آيين نامه اجرايى مدارس براى نخستين بار در سال ۷۹ به جريان افتاد كه پس از بررسى هاى شوراى عالى آموزش و پرورش از سال ۷۶ به تصويب رسيد. عجالتا تعريف و مرزهاى پوشش در مدارس را اين آيين نامه از نظرقانونى تعريف ميكند. مثلا ماده ۶۵ كليه دانش آموزان را موظف ميكند كه پوشش مناسبى فاقد تصوير و نوشته داشته باشند. ماده ۶۷ در مورد پوشش دختران است كه شامل چادر و مانتو و شلوار و مقنعه است. تبصره يك اين ماده چادر را بهترين پوشش خوانده و مديران مدارس را به تشويق دانش آموزان به استفاده از اين حجاب بدون اجبارى كردن آن فراخوانده است. در فصل ششم اين آيين نامه مقررات انضباطى قيد شده كه بند نه ماده ۶۸ اش دختران را به خوددارى از لوازم آرايشـى و تجملى موظف ميسازد. اما آيا چنين است؟

” وقتى اين قانون ها كمتر ميشوند يا جامعه عوض ميشود، يكدفعه آدم احساس سرخوردگى ميكنه كه چرا اونموقع ما اين همه محدوديت داشتيم. همه سعى ميكنن خودشون رو بيشتر نشون بدن. الان وقتى از دبيرستان به دانشگاه وارد ميشيم كه آزادى اش بيشتره، يكدفعه آرايش هاى زيادى مى بينيم. درسته كه مقنعه هست، اما آرايش مو و صورت و لباس هاى رنگى تند مى بينيم كه اغراق آميزه و به دليل فشارهاى قبلى است.“

گلشن ميگويد حجاب مرسوم درمدارس باعث شد روحيه افراط در دخترها شكل بگيرد و آنها از هر فرصتى براى آزاد كردن نيازهاى انباشته و پاسخ نداده، استفاده كنند. او ميگويد بارها شده كه همكلاسى يا معلمى را خارج از مدرسه بدون مقنعه و مانتو ديده و نشناخته چون اين پوشش به شدت قيافه و شخصيت انسان ها را تغيير ميدهد. عليرضا عراقى نيا، معاون آموزش و پرورش عمومى آموزش و پرورش نيز در گفتگويى عملكرد خشونت آميز در برخوردهاى مسئولان مدارس را به نقد كشيده و گفته الان رعايت حجاب نتيجه عكس داده، دخترها در مدرسه حجاب شان را رعايت ميكنند و وقتـى بيرون ميايند، رعايت نمى كنند”.

امروزدر مهر ماه ۸۴ ميبينيم كه ديگر وضع تغيير يافته، از سختگيرى هاى دهه شصت خبرى نيست. حتى در مدارس موزيك شاد پخش ميكنند و داشتن نوار موسيقى جرم يا دليل اخراج محسوب نميشود. آن روزها دانش آموزى كه مرزهاى قرمز را رعايت نميكرد، بفوريت انگ ميخورد يا اخراج ميشد. موارد خطوط قرمز شامل چيزهايى در حد داشتن عكس، نوار موسيقى، لوازم آرايش يا امثال اينها بود. سارا دانشجوى سال دوم در اين زمينه ميگويد:

”بيشترين تاثير منفى اين بود كه رنگ نمى ديديم و حق انتخاب رنگ نداشتيم. در حاليكه رنگ از جمله مهمترين چيزهايى است كه روى آدم تاثير ميذاره. وقتى كوچيك بوديم جلوى ما رو ميگرفتن، در حاليكه رنگ از نظر عرفى و شرعى اصلا مانعى نداره. ما الان در دانشگاه همه جور رنگ ميبينيم و اين خيلى تضاد داره با فشارهايى كه در بچگى داشتيم“.

گلشن اضافه ميكند كه با وجود محدوديت ها كسي اعتراض اش را در محدوده مدرسه نميكرد بلكه برعكس وقتى بيرون ميرفت، به طور مبالغه آميز و عجيب غريب خودش را درست ميكرد.

” همه ترجيح ميدادن كه چون اول و آخرش بايد دبيرستان را بگذرونى، مشكلى براى خودشون درست نكنن.“

گلشن با مانتو مقنعه اجبارى مخالف است و ميگويد:

” احساس ميكنم از نظر شكل و قيافه همه دخترها را داره شبيه هم ميكنه. خوب اين اصلا احساس خوبى براى آدم نيست كه دو هزار نفر از يك قيافه ببينى و خودت معلوم نباشى. اينطورى فرديت آدم گم ميشه. تفاوت هاى فرهنگى و تفاوت هاى اينكه در چه اجتماعى بزرگ شده اى، خودش را در لباس آدم ها نشان ميده در صورتيكه وقتى لباس آدما همه عين همه، ديگه فرقى با هم نميكنن. اجبار همه رو شكل هم ميكنه“.

  • تاریخ 15.10.2005
  • نویسنده مهيندخت مصباح
  • چاپ چاپ مطلب
  • لینک کوتاه شده http://p.dw.com/p/A7R8
  • تاریخ 15.10.2005
  • نویسنده مهيندخت مصباح
  • چاپ چاپ مطلب
  • لینک کوتاه شده http://p.dw.com/p/A7R8