1. Inhalt
  2. Navigation
  3. Weitere Inhalte
  4. Metanavigation
  5. Suche
  6. Choose from 30 Languages

جهان

سالروز اشغال سفارت آمريكا در تهران

چهارم نوامبر سال ۷۹ سفارت آمريكا در تهران به اشغال دانشجويان پيرو خط امام درآمد و كليه كاركنان و ديپلماتهاى حاضر در آن كه ۹۰ نفر بودند به اسارت درآمدند. از اين عده ۶۵نفرشان آمريكايى بودند. چندى بعد زنان، كودكان وسياهپوستان آزاد شدند، اما ۵۲ نفر باقيمانده مجبور به تحمل ۴۴۴ روز شدند كه دوران گروگانگيرى بود.

default

سخنگوى دانشجويان اشغالگر در آن زمان معصومه ابتكار بود كه تنها ۱۹ سال سن داشت و اينك معاون رييس جمهور و مدير اداره حفاظت از محيط زيست است. اوميگويد:

”اين رويداد بخاطر آن بود كه مبادا تاريخ تكرار شود. ما در تاريخ خودمان نقش آمريكا در سال ۳۲ را داريم و در آبان سال ۵۸ دانشجويان كه به پيامدهاى سياسى اجتماعى دخالت آمريكا در امور ايران واقف بودند احساس اين را داشتند كه ممكن است دوباره جمهوري نوپاى ايران تحت فشار ازخارج قرارگيرد و براى همين دست به اشغال سفارت زدند”.

در حاليكه موضوع گروگانگيرى موجى از اعتراض را در محافل جهانى دامن زده بود و دولت آمريكا فكر ميكرد دولت ايران تسليم اين فشار ها خواهد شد، در ايران همواره از اشغال سفارت بعنوان عملي افتخار آفرين ياد ميشد. دولت كارتر درآوريل سال ۸۰ اعلام تحريم ايران را كرد. كارتر حتى براى آزادى گروگانها متوسل به اقدام نظامى شد كه با سقوط دو هلى كوپتر آمريكايى در بيابانهاى طبس ناكام ماند. در اقدام هاى بعدى دارايى هاى ايران در آمريكا بلوكه شدند. بالاخره در قرار داد الجزاير دولت آمريكا متعهد شد كه در قبال آزادى گروگانها، دارايى هاى ايران را آزاد كنند و به تحريم اقتصادى پايان دهد. گروگانها در ۲۱ ژانويه سال ۸۱ زمانى كه ريگان بعنوان رييس جمهور انتخاب شده بود، پس از ۴۴۴ روز با يك هواپيماى نظامى وارد آلمان شدند و ازطرف كارتر مورد استقبال قرار گرفتند.

بروس لينگن كاردار سفارت آمريكا در زمان اشغال آن بود كه خود نيز به گروگان گرفته شد. او در مورد اينكه احساسش از مرور گروگانگيري چيست ميگويد:

”اين خاطرات از ياد ها نرفته اند و همه ما هنوز تحت تاثير مجموعه اى از احساسات هستيم كه مانع از آن ميشوند تا بتوانيم به دوردست نگاه كنيم. اما بالاخره بايست روزى برسد كه ما به پرسش هائي كه مانع عادى شدن مناسباتمان هستند پاسخ دهيم.”

خانم ابتكار در پاسخ به اين پرسش كه نظر امروزش در مورد اين اقدام چيست ميگويد:

”بنظر من ما بايست همه چيز را در قالب زمانى خودش بررسى كنيم. آن روز ما دولتى موقت داشتيم و جمهورى ما نوپا بود. اما امروز يك سيستم سياستى مشخص در نظام ما وجود دارد. الان برخوردهاى ماناشى ازيك سياست محكم و يك ديپلماسى روشن است. آن زمان ما چنين موقعيتى نداشتيم.براى همين بود كه دانشجويان چنين تصميمى گرفتند و رهبرى و مردم هم از آن حمايت كردند”.

اما بروس لينگن گروگان سابق كه اينك مديردانشكده علوم ديپلماسى آمريكاست در اين مورد نظر ديگرى دارد و ميگويد:

چه خطاى بزرگى بود اشغال سفارت و از ما در پيچ و خم هاى سياسى اين انقلاب به مثابه گرويى استفاده كردن!

اين كار هم از نظر حقوقى و هم از نظر سياسى فرهنگي نادرست بود و ايران هنوز هم دارد هزينه اين اقدام را ميپردازد. من از مردم ايران گله اى ندارم و به آنها احترام ميگذارم اما احترام كمترى براى دانشجويان اشغالگر دارم و از همه كمتر براى دولت انقلاب احترام قائلم كه ازكاربرخى شهروندانش كه مبانى حقوق بشر و موازين تاريخ ديپلماسى را زير پا گذاشتند، حمايت كرد.

  • تاریخ 04.11.2004
  • چاپ چاپ مطلب
  • لینک کوتاه شده http://p.dw.com/p/A4Da
  • تاریخ 04.11.2004
  • چاپ چاپ مطلب
  • لینک کوتاه شده http://p.dw.com/p/A4Da