1. Inhalt
  2. Navigation
  3. Weitere Inhalte
  4. Metanavigation
  5. Suche
  6. Choose from 30 Languages

جامعه

ساخت مجتمع آموزشى، فرهنگى و تفريحى براى زنان بم زير نظر تشكل هاى زنان

بلافاصله پس از وقوع زلزله بم چند تشكل غير دولتى و نهاد مدنى زنان به دور هم جمع شدند تا كمك به آسيب ديدگان زمين لرزه را هماهنگ سازند . تعداد اين تشكل ها به مرور به ۴۴ مورد افزايش يافت و نام اين گروه ”كميته هماهنگى تشكل هاى غير دولتى و نهاد هاى مدنى زنان براى بازسازى بم” شد.

بم رفته رفته با زندگى آشتى ميكند.

بم رفته رفته با زندگى آشتى ميكند.

نخستين كمك هاى اين كميته پيش از گسترش و شكل گيرى كنونى آن، به زنان به ويژه زنان باردار و شيرده و كودكان اختصاص يافته بود. با گذشت زمان به تدريج اين كميته با يارى و نظر سنجى مردم بم برنامه هاى خود را تنظيم ميكرد. از جمله برنامه هاى انجام شده در اين يكسال، ايجاد مهد كودك، درمانگاه، كتابخانه، آرايشگاه و خياط خانه براى اشتغال و برگرداندن شور زندگى به بازماندگان بم بوده است.

خانم خديجه مقدم سخنگوى” كميته هماهنگى” ضمن توضيح اقدام هاى ياد شده به يك پروژه اساسى براى زنان بم اشاره ميكند كه همان ساخت مجتمع آموزشى، هنرى، ورزشى، فرهنگىبراى زنان بم است.

” بطور مثال حاميان نگاه سبز كه من از آن تشكل در كميته هماهنگى هستم با موسسه رشديه، آب اردوگاه سينا را كه به شدت آلوده بود، با خريد دستگاه تصفيه آب قابل آشاميدن كرديم. جمعيت مبارزه با آلودگى محيط زيست و حاميان نگاه سبز،دو خياطخانه در بم باز كرديم. كمك هاى ميان مدت شامل فعاليت هاى اشتغال زايى، كمك هاى اموزش محيط زيست و آموزش براى كودكان ارائه كرديم. اما كميته هماهنگى كار اصلى اش براى باز سازى بم است و ما با توجه به نظر سنجـى و ملاحظه كليه نقظه نظرهاى اعضاى عضو اين تشكل نتيجه گرفتيم با پولى كه از كمك هاى مردمى جمع شده، يك مجتمع آموزشى، فرهنگى، هنرى، ورزشى و نفريحى ويژه زنان در بم بسازيم.”

كميته هماهنگى براى گرفتن زمين ساخت اين مجتمع تلاش بسيار كرده است. آنها موفق شدند زمين را از شهردارى بگيرند و پروژه را به تصويب شوراي شهر بم برسانند. اين زمين مساحتى بالغ بر ده هزار متر مربع دارد.

” زمين در جايى قرار گرفته كه خدمات آب و برق ندارد و ما دنبال مجوز خدمات شهرى هستيم. زمين را تسطيح كرديم. تابلويى برايش نصب كرديم. البته علت طول كشيدن انجام اين پروژه بخاطر اين است كه تازه چندى قبل طرح جامع بم تصويب شد. مشخص نبود كه شهر كجا قرار خواهد گرفت. البته مردم از اول ميگفتند ما از جايمان تكان نميخوريم.

بمى ها در خانه باغ زندگى ميكنند. خانه هايشان كنار نخلستان هايشان است. مردم ميگفتند ما همين جا زندگى خواهيم كرد و اردوگاههايى هم كه ساخته شد نمى رفتند و حاضر نبودند همان يك نخلستان كوچك خود را رها كنند. در واقع هزينه هاى زيادى مصرف اردوگاهها شد و زمان زيادى هم صرف تهيه طرح جامع بم شدكه كار ساخت و ساز در بم را عقب انداخت.”

نكته مهم اينست كه در يكسال گذشته زنان بم به توانمدى هاى خود آگاه شده اند و فهميده اند كه چقدر مدير هستند.

” يكى از تشكل هايى كه با ما كار ميكند تشكل چكاوك است كه با كمك ”ان جى او” هاى خارجى الان يك كارگاه صنعتى توليدى خياطى با ۳۰ چرخ را راه اندازى كرده و هفتاد نفر از خانم هايى كه شب زلزله شوهرانشان را از دست دادند، آنجا مشغول بكار خواهند شد. شوهران اين خانمها كار نميكرده اند، در نتيجه اينها حقوقى دريافت نميكنند. ملك هم ندارند . براى همين ثبت نام كرده اند براى كار در اين كارگاه و بعد از اشتغال بيمه هم خواهند شد. تمام تلاش اين خانمها و ما اين بود كه تا سالگرد زلزله بتوانيم اين كارگاه را افتتاح كنيم و هفتاد نفر بتوانند بطور جدى و نه براى سرگرمى مشغول به كار شوند.”

عمومى ترين سوال در اين ميانه اين است كه الان مردم بم بطور عمده در چادر زندگى ميكنند و اصولا اوضاعشان چگونه است؟

” تعدادى خانوار در چادر زندگى ميكنند كه حاضر نشدند از زمين هاى خود بيرون بروند و در اردوگاه زندگـى كنند. آخرين سفرى كه من به بم داشتم، ديدم كه خانه هاى پيش ساخته زيادى خالى اند اما تعداد قابل توجهى ازمردم هنوز در چادر زندگى ميكنند. به نقل از روزنامه ها بين سه تا چهار هزار خانوار هنوز در چادر زندگى ميكنند و اميدوارم بخاطر سالگرد زلزله تسريع در كار اينها شده باشد و خانه هاى پيش ساخته گرفته باشند. متاسفانه برنامه ريزى ها مثل هميشه از بالا به پايين بوده و مردم به بازى گرفته نشده اند. رفع يا كاهش مشكلات مردم خيلى طولاني مدت شده و ديگر اين كه مردم در ساخت خانه هاى خود نقش ندارند. مسئولان ميخواهند پروژه هاى بزرگ خانه هاى پيش ساخته براى مردم اجرا كنند، در حاليكه اگر اين پولى را كه ميخواهند صرف ساخت و ساز اين خانه ها براي مردم كنند، به خودشان بدهند، اينها به زندگى برميگردند. بايد به آنها آموزش داد كه خانه هاى مقاوم چگونه ساخته ميشود. چندى قبل يك ”ان جى او”ى ژاپني آمده بود به مردم بم آموزش ميداد كه با ۵ درصد افزايش هزينه ساختماى ميتوان خانه ها را مقاوم ساخت و اين كارگاهها خيلى براي مردم مفيد هستند.”

پرسش ديگر اينست كه وضعيت امنيتى در بم، با توجه به دزدى ها و آدم ربايى هاى هفته هاى اول چگونه است؟ موقعيت امنيتى خانمها به ويژه چطور است؟ آيا شهر عجالتا دست نيروهاى انتظامى است؟

” هر اردوگاهى براي خودش يك شورا دارد و نيروهاى انتظامي هم هستند اما شهر دست آنها نيست. عدم امنيت به صورت روزهاى اول كه خيلـي وحشتناك بود، نيست اما بهر حال امنيت هنوز كامل نيست. ضمنا بزرگترين نگرانى زنان و مادران مسئله اعتياد است. با هر مادرى كه صحبت ميكنيد، ميگويند بايد كارى براى جوانان كرد. اينها بيكارند و روز به روز به تعداد معتادان افزوده ميشود. قيمت مواد مخدر ارزان شده است. مادرها نگران آينده خانواده ها هستند. الان زندگى مادران در بم از همه مشكل تراست.”

بايد يادآور شد كه كميته هماهنگى سايتي دارد به نام بم. زنان. حسابى به نام خانم شيرين عبادى متعلق به اين كميته است. آنها دفترى با آدرس و تلفن و فاكس دارند كه هر كس قصد كمك داشته باشد ميتواند با تماس با اين دفتر از چگونگى طرح ساخت مجتمع زنان در بم مطلع شود و در صورت علاقمندى كمك خود را به اين حساب واريز كند. خانم مقدم ميگويد يك ريال از اين پول را آنها از زمان تشكيل كميته براى هزينه هاى معمول برداشت نكرده اند و الان در اين حساب سيصد و خورده اى ميليون تومان پول موجود است. خانم مقدم از كندى كارها گله مند است و مى افزايد كه بر عكس، هر كارى به خود مردم سپرده شده، به خوبى پيش ميرود.

” شوراى ياران كه تشكيل شده در محلات مختلف خيلى خوب كار ميكند. شما اگر روزنامه هاى محلى بم را بخوانيد باور نميكنيد كه چقدر قشنگ كار ميكنند و مردم چقدر خوب حرفشان را ميزنند. اميدوارم كه برنامه ريزى از پايين به بالا بشود. مسئولان بايد مردم را باور كنند و قبول كنند كه خود مردم بايد بگويند چكار بايد كرد. مردم از اول اردوگاه نميخواستند و اين همه هزينه براى آن شد.”

از روحيه زنان بم مى پرسم. خانم مقدم ميگويد آنها بخاطر مادر بودن لحظه اى از پا نيفتادند و حتى روز اول زلزله ننشستند.

” اگر شما يكروز بياييد به همين انجمن بانوان اردوگاه سينا ميبينيد چقدر اينها قوى هستند و از انرژى خود استفاده ميكنند. از همان اول زلزله زنها ننشستند و روحيه شان از مردها خيلى بهتر بود. خيلي طول كشيد تا مردها از شوك بيرون بيايند اما زنها مجبور بودند منتظر تانكر هاى آب بمانند. بايد زندگى را اداره ميكردند. بايد بچه هايشان را تميز ميكردند و غذا ميدادند. وقت نداشتند و نمى توانستند بنشينند. الان هم ديگر ميتوان نشانه هاى آشتى مردم با زندگى را ديد. چند وقت پيش رفته بوديم بم، نامزدى يكى از همين دخترهايى بود كه در خياط خانه ما كار ميكرد. داشت براى خودش لباس ميدوخت. از اين صحنه ها ديگر زياد ميبينيم.”

  • تاریخ 27.12.2004
  • نویسنده مهيندخت مصباح
  • چاپ چاپ مطلب
  • لینک کوتاه شده http://p.dw.com/p/A7SC
  • تاریخ 27.12.2004
  • نویسنده مهيندخت مصباح
  • چاپ چاپ مطلب
  • لینک کوتاه شده http://p.dw.com/p/A7SC