1. Inhalt
  2. Navigation
  3. Weitere Inhalte
  4. Metanavigation
  5. Suche
  6. Choose from 30 Languages

ایران

سابقه تصمیم اینترپل و پیامد آن برای حکومت اسلامی • مصاحبه

پلیس بین‌المللی تصمیم پربازتابی گرفته است: صدور قرار بازداشت برای پنج تن از مقامات سابق جمهوری اسلامی به اتهام دست داشتن در عملیات تروریستی ۱۹۹۴ در کانون همیاری یهودیان بوینس آیرس • مصاحبه‌ای در این مورد با محسن سازگارا

آرم اینترپل (پلیس بین‌ المللی)

آرم اینترپل (پلیس بین‌ المللی)

دویچه‌وله: آقای سازگارا جمهوری اسلامی در اعتراض به تصمیم اینترپل گفته است که ایران هیچ دخالتی در انفجار کانون یهودیان در سال ۱۹۹۴ نداشته است و اینترپل را متهم به قرار گرفتن در بازیهای سیاسی کرده است. این ادعا تا چه اندازه می‌تواند نزدیک باشد؟

محسن سازگارا: به هرحال این پرونده کشمکش‌های زیادی را طی کرده، پایین و بالاهای فراوانی داشته، تا امروز که دیگرکار به پلیس بین‌المللی رسیده است. آنهایی که مدعی هستند لابد اسناد محکمی دارند که پلیس بین‌الملل را قانع کرده‌اند به اینکه این ۵ نفری که محکوم شده‌اند در آن انفجار دست داشتند. البته متقابلا ایران مدعی شده است که پلیس بین‌الملل هم ابزار بازیهای سیاسی دارد قرار می‌گیرد. به نظرم این حرف درستی نیست و حرفی هم هست که سنگین می‌شود برای پلیس بین‌الملل، برای اینکه به هرحال یک سازمانی‌ست که ایران هم عضوش است و در سرتاسر دنیا کار می‌کند.

دویچه‌وله: به نظر شما تصمیم اینترپل چرا حالا اتخاذ می‌شود، منظورم کشمکش‌هایی که بر سر رشوه دادن به دولت آرژانتین در آن زمان بود و موانع قضایی که به وجود آمد نیست، منظورم به لحاظ سیاسی هست. این تصمیم چرا الان اتخاذ می‌شود و چه پیامدهایی برای دولت ایران دارد؟

محسن سازگارا: سؤال خوبی است. یعنی الان که همه در همه جای دنیا دارند فشار به ایران می‌آورند از زوایای مختلف، مسایل سیاسی، مسایل نظامی، مسایل پولی و بانکی و قطعنامه‌های شورای امنیت در این زمان هم یکی از پرونده‌های دخالت ایران در امور تروریستی اینطور روی میز قرار می‌گیرد. چون همانطور که می‌دانید ایران در چندین و چند پرونده‌ی اعمال تروریستی اسمش در میان است و ممکن است که آنهای دیگر هم بیاید و روی میز قرار بگیرد. به هرحال این از یکطرف می‌تواند خیلی گویا باشد که اگر قرار باشد به ایران فشار بیاورند این قبیل مسایل هم هست که از مسئله‌ی دادگاه میکونوس، آن ترور در رستوران میکونوس، پای رجال درجه اول ایران امثال آقای خامنه‌ای و هاشمی و ولایتی و فلاحیان در میان هست، تا انفجار در خاور عربستان، لبنان و جاهای دیگر دنیا. از طرف دیگر البته باید گفت که پرونده یک سیری هم داشته است. شاید هم اتفاقی بوده که بعد از آنکه سیر خودش را طی کرده از قضا همزمان شده است.

مرکز منفجرشده یهودیان بوینس آیرس (۱۹۹۴)

مرکز منفجرشده یهودیان در شهر بوینس آیرس (۱۹۹۴)

دویچه‌وله: ولی این پرونده نوک تیز حمله‌اش متوجه آقای رفسنجانی هست. آیا این یک عنصر قوی در میان منتقدان دولت فعلی را اتفاقا تضعیف نمی‌کند؟

محسن سازگارا: نه، به هرحال آقای رفسنجانی در دوره‌ای که رییس جمهوری ایران بوده بیشترین تعداد ترور در آن دوره اتفاق افتاده است. به هرصورت هرکدام از این پرونده‌ها بخواهد مطرح بشود، پای آقای رفسنجانی هم به میان می‌آید. ضمن آنکه فراموش نکنید به هرصورت آقای رفسنجانی سالهای سال، چه در زمان آقای خمینی و چه در زمان آقای خامنه‌ای، تقریبا نفر دوم کشور بوده است. اگرچه گروهها و جناحهای مختلف سیاسی با ایشان ممکن است درگیری و کشمکش پیدا کرده باشند، ولی به هرصورت ایشان هر اتفاقی که برای جمهوری اسلامی افتاده یا هرجایی که دخالت داشته، درهر صورت یک پای معرکه باید باشد.

دویچه‌وله: فکر می‌کنید این مسئله در رقابتهای سیاسی داخل ایران چه تاثیری می‌گذارد؟ آیا شما با این تحلیل که این می‌تواند حتا به حمایت تندروها و یا جلب حمایت آنها از آقای رفسنجانی منجر بشود اعتقادی دارید، به نظرتان درست می‌آید چنین تحلیلی؟

محسن سازگارا: تجربه نشان داده است که اینجور فشارهای بیرونی که می‌آید، گاهی منجر به متحدشدن جناحهای مختلف حکومت می‌شود، اما در کشوری مثل ایران که نظام دموکراتیک ندارد و رای واقعی مردم با مکانیزم‌هایی مثل شورای نگهبان دخالت واقعی ندارد در انتخاب حاکمان، این نظام به شکل افسارگسیخته‌ای در درون جناحهای حاکمیت درمی‌گیرد و از همان فردای پیروزی انقلاب در شورای انقلاب این کشمکش‌ها شروع شد تا زمان حاضر و همین امروز دائما این دعواهای برسرقدرت هست و بدون اینکه صاحب اصلی خانه و ملک ملت باشند، دخالت واقعی در آن داشته باشند و گاهی اوقات حتا مردم بفهمند که دعوا بر سر چه هست. تجربه نشان داده است که نه، این دعواها اگرچه ممکن است در یک مدت کوتاهی متوقف بشود، اما همچنان ادامه پیدا می‌کند. مثلا فرض کنید در موضوع بزرگی مثل جنگ ایران و عراق هم این دعواها در درون حاکمیت متوقف نشده بود و به راه خودش ادامه می‌داد.

دویچه‌وله: به جنگ ایران و عراق اشاره کردید. شما در مقاله ای سه انحراف را در سپاه پاسداران نام بردید، انحرافاتی که به گفته‌ی شما از دوران آقای رفسنجانی و جنگ ایران وعراق شروع شد. با اینحال سؤال من این است چرا بایستی چنین عملیات تروریستی در دوره‌ی زمامداری ایشان رخ داده باشد و شروع شده باشد؟ دولت آن زمان ایران چه هدفی را دنبال می‌کرد؟

محسن سازگارا: سؤال خیلی خوبی‌ست که واقعا دستگاه اطلاعاتی و امنیتی حکومت وزارت اطلاعات آقای رفسنجانی چرا اینطور گسترده دست به کارهای تروریستی زده است؟ واقعیت‌اش من دقیق نمی‌دانم که چه اتفاقاتی در وزارت اطلاعات و بخش‌هایی از سپاه پاسداران، بخصوص نیروی قدس سپاه که در عملیات برون‌مرزی دخالت داشته است افتاده و چه جوری فکری ازکله‌ی این آقایان گذشته که در دهه‌ی هشتاد و تا نیمه‌های دهه‌ی نود میلادی این طور دست به عملیات تروریستی زدند. اما به هرحال به نظرم یکمقداری تمام‌شدن جنگ و فعالیت مخالفین حکومت در خارج و یکمقدار هم پروبال‌ بازکردن وزارت اطلاعات و خلاص‌‌شدنش از مشکلات اولیه و مخالفین در داخل ایران و احتمالا هم بودن آدمهایی مثل سعید امامی و دیگران هم در اینجور تحرکات موثر بوده است. ضمن آنکه یادمان باشد، ضمن ریاست جمهوری آقای هاشمی رفسنجانی که قطعا در جریان اینجور کارها بودند، همواره آقای خامنه‌ای رهبر انقلاب هم شخصا در مسایل اطلاعاتی هم دخالت داشته و هم ایشان علاقه به اینکارها دارد و همین الان هم شاید بیشترین نظارت و هدایت دستگاه اطلاعات کشور را شخص رهبری دنبال می‌کند. به نظرم روحیه آقای خامنه‌ای هم برای این قبیل اعمال خوب، مناسب و مشتاق است. لذا در مجموع آنچه نمود بیرونی‌اش است این که در یک دوره‌ای که دوره‌ی ریاست جمهوری آقای هاشمی است، بیشترین تعداد ترور بخصوص از مخالفین جمهوری اسلامی در خارج از ایران اتفاق افتاده است. پاره‌ای آن را ۸۹ فقره ذکر کرده‌اند در خارج از ایران، باضافه‌ی اینکه مجموعا تا به امروز بیش از ۳۰۰ فقره ذکر شده از شهروندهای خود ایران، باضافه‌ی عملیات تروریستی که علیه شهروندان کشورهای دیگر بوده مثل همین ماجرای آرژانتین که هشتاد و چند نفر کشته شدند و بیش از دویست نفر زخمی شدند.

مصاحبه‌گر: مریم انصاری

در همین زمینه:

مطالب مرتبط