1. Inhalt
  2. Navigation
  3. Weitere Inhalte
  4. Metanavigation
  5. Suche
  6. Choose from 30 Languages

فرهنگ و هنر

دی جی‌ نگار؛ دخترکان به جای زنان؟

ضرب‌المثلى هست كه مى‌گويد كمبود و وضعيت اضطرارى آدمها را مخترع مى‌سازد. در ايران هم ممنوعيت تك‌خوانى زنان باعث شده كه راههاى ديگرى براى عرضه صداى زنان در جامعه يافت شود، از جمله استفاده از صداى دختربچگان براى خواندن تصنيف‌هاى عاشقانه. نمونه‌اى از اين پديده را در مورد دى جى ‌نگار مى‌توان ديد.

default

از در نشد از پنجره؛ حالا که زنان حق ورود به ورزشگاه را ندارند با لباس پسرانه می‌رویم تو، صدایمان را اگر نمی‌گذارند پخش شود پشت سر گروه کر قایم می‌شویم، مانتو اگر اجباری باشد هی کوتاهترش می‌کنیم! اینها می‌توانند حرف بعضی از خانم‌ها و دختران جوان ایرانی باشند؛ حرف آنها هم نباشند گویای عمل آنهاست. اما این که زنان هر روز راه تازه‌ای برای حضور در جامعه می‌یابند یا موانع را دور می‌زنند یک طرف ماجراست.

طرف دیگر قضیه این است که دیگران هم برای جبران کمبود حضور زنان، یا برای استفاده از میل مردان به حضور زنان، راههایی پیدا کرده‌اند. هر هفته خیلی از مجله‌ها، به خصوص مجله‌های خانوادگی، مجله‌های سرگرمی و جدول و مجله‌هایی که به مد و سلامتی و این جور مسائل می‌پردازند پشت جلدشان را به عکس بزرگی از چهره‌ی یک دختربچه مزین می‌کنند که گاهی آرایش محسوسی هم کرده. ظاهرا چون این دختربچه‌ها هنوز ۹ سالشون نشده انتشار تصویر بدون حجابشون منع شرعی نداره و مشکلی برای مردان ایجاد نمی‌کند.

تا اینجای ماجرا تقریبا دیگر عادی شده. بی‌حجاب بودن دختربچه‌ها، چه روی جلد مجله و چه توی خیابان و پارکها نه منعی دارد و نه حساسیت ایجاد می‌کند. حالا انگار عده‌ای به فکر افتادند که وقتی عکس دختربچه‌ها مشکل آفرین نیست پس صداشان هم نمی‌تواند دردسر درست کند یا اشکال داشته باشد. و چه بسا با همین حساب و کتابها بوده که دخترکی به جمع خوانندگان پیوسته که با همین سه چهارتا تصنیفی که خونده کلی طرفدار پیدا کرده و این روزها صداش از توی ماشین اغلب جوانها به گوش می‌رسد:

«یه کمی یه کمی یه کمی
یه کمی منو دوسم داشته باش
جونمی عمرمی قلبمی
یه کمی منو دوسم داشته باش
نگو نمیای آخه دیر میشه
میشکنه این قلب شیشه
...»

این دختربچه که دی جی نگار نام دارد و پایش به تلویزیون‌های ماهواره‌ای هم باز شده، گرچه هشت، نه ساله به نظر می‌آید عده‌ای سنش را تا پنج شش سال هم پایین می‌آورند. شاید می‌خواهند اینطور بتواند سه چهار سال دیگر هم بدون دردسر در ایران بخواند. نگار یکی دو آهنگ دو صدایی هم با پسرکی هم سن و سال خودش اجرا کرده که یکی از آنها «قایم‌موشک» است

«موهای دمب موشی حرفای درگوشی
اون اتاق پولکی، دنیای عروسکی
همه رو رفتی و بردی عزیزم
منو دست کی سپردی عزیزم
...»

نگار خانوم توی ویدئو کلیپ این آهنگ کلاه گذاشته سرش اما اون قسمتی از موها که از زیر کلاه بیرون زده بیشتر «دمب اسبی» است تا دمب موشی. نگار در یک مصاحبه تلویزیونی درباره نسبتش با این پسربچه که آرمین نام دارد گفته که اون همکارش است! به هر حال، خواننده کوچولوی این روزها، برای این که نشون بده پرورده‌ی جمهوری اسلامیه از ماه رمضان و اذان و دعا هم غافل نیست:

«ای خدای مهربون، خدای رنگین کمون
ماه رمضون موقع اذون
دعا مونو تا آسمون فرشته‌ها مثل کبوتر بالا میبرن، بالا بالاتر
...»

اما از همه‌ی اینها گذشته اغلب ترانه‌هایی که نگار خوانده حرفهای عاشقانه است و نمی‌تواند حرف دل یک دختربچه باشه:

«نمیشنوی صدامو نمیبینی نگامو
دلم هواتو کرده، چرا نداری هوامو
مگه دوسم نداری چرا تنهام میذاری
چرا نمیشنوی تو صدای گریه‌هامو
اگه منو دوسم داری همین حالا، حالا بگو
مگه دوسم نداری، چرا تنهام میذاری
مگر نمیشنوی تو، صدای گریه‌هامو
...»

و شاید به همین دلیل است که هوادارهای نگار و شنوندهاش، نه بچه‌های هم سن و سال خودش، که بیشتر جوانها هستند. همانطور که خواننده مجله‌هایی که عکس دختربچه‌ها را روی جلدشان چاپ می‌کنند به ندرت بچه‌های هشت نه ساله‌اند.

بهزاد کشمیری‌پور، گزارشگر صدای آلمان در تهران
  • تاریخ 11.06.2006
  • چاپ چاپ مطلب
  • لینک کوتاه شده http://p.dw.com/p/A6CT
  • تاریخ 11.06.2006
  • چاپ چاپ مطلب
  • لینک کوتاه شده http://p.dw.com/p/A6CT