1. Inhalt
  2. Navigation
  3. Weitere Inhalte
  4. Metanavigation
  5. Suche
  6. Choose from 30 Languages

فرهنگ و هنر

دیکتاتوری حزبی و زندگی روزمره • گزارشی از یک نمایشگاه

در برلین نمایشگاهی برقرار است به نام " دیکتاتوری حزبی و زندگی روزمره" که در بازمی‌نمایاند شهروندان "جمهوری دموکراتیک آلمان" چگونه زندگی روزمره‌ی خود را پیش می‌بردند. بازید‌کننده‌ای نمایشگاه را برای ما توصیف می‌کند.

آرم حزب سوسیالیست متحده، حزب حاکم در جمهوری دموکراتیک آلمان

آرم حزب سوسیالیست متحده، حزب حاکم در جمهوری دموکراتیک آلمان

موضوع مرکزی طبقه‌ی اول "کار" است و موضوع مرکزی طبقه‌ی دوم "حوزه‌ی خصوصی". ترکیب موضوع‌ها چنان است که بیننده بتواند تصوری به دست آورد از نحوه‌ی کار و زندگی در دیکتاتوری حزبی.

صادق سعیدی از گزارشگران ما برداشتهای شخصی خود را از این نمایشگاه ، به شرحی که در پی می‌آید، نگاشته است. او تجربه‌ی آلمان شرقی را با آنچه خود تجربه کرده تفسیر نموده و برعکس.

پوستر تبلیغاتی در جمهوری دموکراتیک آلمان

پوستر تبلیغاتی در جمهوری دموکراتیک آلمان

در روز جمعه، سی­ام مارس 2007، یک روز بهاری زیبا و آفتابی، در موزۀ تاریخ آلمان در برلین نمایشگاهی گشایش یافت که هدف آن آشنا ساختن نسل جوان آلمان با یکی از دوران­های تاریک تاریخ معاصر این کشور است. نمایشگاه "دیکتاتوری حزبی و زندگی روزمره در جمهوری دموکراتیک آلمان". این نمایشگاه درساختمانی برگزار شده که در سال 2004 به بنای قدیمی موزه افزوده شده است. طراح این بنا یکی از سرشناس­ترین معماران معاصر جهان، معمار چینی تبار امریکایی، "ای. ام. پی" است که قبل از این با طرح­هایش برای نشنال گالری در واشنگتن و بنای جدید در مجموعه­ی موزه­ی لوور پاریس جهانیان را به­تحسین واداشته بود. او این­بار با تلفیقی سحرآمیز از نور وفضا و در زیربنایی سه­ضلعی، بازدیدکننده را با یکی نمونه­های عالی معماری مدرن در سال­های پایانی قرن بیستم و آغاز هزاره­ی سوم روبرو می­سازد.

من که برای اولین بار این بنا را می­دیدم، قبل از ورود به­موزه مدتی طولانی به تماشای آن ایستادم و با سرخوشی از این­همه زیبایی و هنر پا به نمایشگاه گذاشتم. هنوز دقایق زیادی از گردشم در موزه سپری نشده بود که فشار شدید جو سنگین حاکم بر نمایشگاه و یادآوری تلخی­ها و صدماتی که بر میلیون­ها قربانی آن رژیم تحمیل شده بود، گلویم را فشرد و تاب ماندن در آن فضا را از من گرفت. بی اختیار از نمایشگاه بیرون آمدم تا از آن فضا رها شوم و با دیدن واقعیت اطرافم باور کنم که که از فروپاشی آن نظام دیکتاتوری نزدیک به دو دهه سپری شده است. ولی کنجکاوی کار خود را کرد. به ­دنبال یافتن تشابه­ها و تفاوت­های آن جامعه با شرایطی بودم که خود قریب سه دهه در میهنم آن ­را از نزدیک تجربه کرده بودم.

ترتیب­دهندگان نمایشگاه سعی کرده­اند در کنار نمایش نقش حزب حاکم و حکومت ناشی از آن در آلمان شرقی سابق در بخش­های مختلف حیات سیاسی، اجتماعی و اقتصادی، اختناق سیستماتیک و به دقت برنامه­ریزی شده و کنترل اکثریت قریب به­اتفاق شهروندان، تبلیغات حزبی یک­سویه و فرمان­برداری از اتحاد جماهیر شوروی از طریق سند، عکس، مجسمه و نمونه­ها و شواهد متعدد، به زندگی روزمره مردم نیز بپردازند. آنچه این مردم تولید می­کرده­اند، جایی که می­زیسته­ یا کار می­کرده­اند، آن­چه می­خورده و می­نوشیده­اند و چگونگی گذران ساعات فراغت­شان. بخش کوچکی از نمایشگاه نیز به اعتراضات روشنفکران آن دوران و فعالیت­هایشان اشاره دارد.

کسی مانند من که نزدیک به سه­دهه­ی گذشته را در ایران به­سر ­برده و موقعیت­های گوناگون در یک رژیم دیکتاتوری مبتنی بر ایدئولوژی را درک کرده، در هر بخش از نمایشگاه ناخودآگاه به دنبال یافتن شباهت­ها و نقاط افتراق است. تاریخ گذشته­ی دو کشور را به­سرعت در ذهن مرور می­کند و گاه با لبخندی از این­که در کشوری "جهان سومی" پا به­جهان گذاشته اظهار رضایت می­کند. از این­که در کشورش از آن نظم آهنین نه در حکومت و کارگزارانش خبری هست و نه در مردم. از این­که عدم دقت و پای­بندی کارگزاران رژیم به دستورات و فرامین سران نظام و بی­توجهی مردم به اطاعت از این فرامین تا چه اندازه می­تواند زندگی روزمره را برای توده­ی مردم تحمل­پذیرتر کند.

با وجود این شباهت­ها انکار ناپذیر است. روش­های کم و بیش مشابه برای اعلام صوری وفاداری مردم و نمایش قدرت نظام حاکم، تبلیغات یک­سویه و سرکوب و ترور و اختناق به بهانه­ی وجود دشمنان فراوان خارجی و ...

در همه­ی این چنین نظام­هایی مردم خیلی زود راه­هایی را برای رهایی از تور سرکوب و خفقان می­یابند. می­آموزند با اعلام وفاداری ظاهری و نمایشی در محیط کاردولتی امکان درگیری با نظام را به حداقل برسانند و در پنهان و خلوت خانه­ها زندگی دیگری را برای خود سامان دهند. در چاردیواری خانه است که عطش برای آزادی و رهایی از قیدوبندهای ایدئولوژیک به تمام رخ می­نماید.

در این نمایشگاه با ارایه­ی نمونه­های بی­شمار از فعالیت حزب سوسیالیست متحده در آن دوران، وضعیت مدارس، سازمانهای توده­ای، سازمان امنیت، جایگاه زنان و جوانان در محیط کار، برنامه­های اقتصادی دولت و... معرفی می‌شوند و بازدید کننده­ای را که تصوری از زندگی در چنین جوامعی ندارد با واقعیات یک جامعه­ی توتالیتر آشنا می­کنند.

این نمایشگاه نشان می­دهد که حزب حاکم به ­رغم تلاش بی­وقفه­ی عناصر وفادارش طی چهار دهه و نظمی آهنین و خدشه ناپذیر که خصوصیت ذاتی مردم این سرزمین است، در رام کردن توده­ها موفقیتی نیافت و طی مدت کوتاهی شیرازه­ی حکومت خودکامه­اش درهم پیچیده شد. سرنوشتی که به گواه تاریخ در انتظار همه­ی نظام­های سرکوب­گر است.

همین پایان است که نور امید را در دلت زنده می­کند و وامیدارت با سرخوشی و امید نمایشگاه را ترک کنی و با نگاهی دوباره به بنای زیبای معمار برجسته "پی" به این بیندیشی که آیا بهتر نبود این نمایشگاه در فضایی برگزار می­شد که به حال و هوای آن دوران نزدیک­تر باشد؟ و در بخش شرقی برلین هنوز به کفایت از این گونه فضاها می­توان یافت.

WWW links

  • تاریخ 11.04.2007
  • نویسنده ص. سعیدی
  • چاپ چاپ مطلب
  • لینک کوتاه شده http://p.dw.com/p/AEeL
  • تاریخ 11.04.2007
  • نویسنده ص. سعیدی
  • چاپ چاپ مطلب
  • لینک کوتاه شده http://p.dw.com/p/AEeL