1. Inhalt
  2. Navigation
  3. Weitere Inhalte
  4. Metanavigation
  5. Suche
  6. Choose from 30 Languages

فرهنگ و هنر

دمکراسی (گفتار هفتم): آزادی احزاب و سازمان‌ها

نگاهی به حيات سياسی نظامهای دمکراتيک نشان می دهد که رابطه ی ميان گزينشگران و برگزيدگان را نمی توان به انتخابات عمومی و ادواری فروکاست. اگر به نقش احزاب و سازمانهای سياسی، اتحاديه ها و انجمنهای مردمی، جنبشهای اجتماعی و در يک کلام زندگی پر تپش و پر تنش جامعه ی مدنی در جوامع دمکراتيک نگاهی بيندازيم، بغرنجی اين مناسبات آشکارتر می گردد.

تظاهرات اعضاى اتحاديه سراسرى آلمان

تظاهرات اعضاى اتحاديه سراسرى آلمان

شهروند جامعه ی دمکراتيک، از طريق تشکلهای ياد شده قادر است در زندگی سياسی دخالت کند و بر تصميم گيريهای آن تأثير گذارد. به عبارت ديگر، سازماندهی سياسی، اهرمی در اختيار فرد قرار می دهد تا به واسطه ی آن و در تلاش مشترک با همفکران خود بتواند بر ناتوانی فردی خويش در صحنه ی اجتماعی چيره گردد. بنابراين، احزاب و سازمانهای سياسی را می توان ابزار اعمال اراده ی سياسی شهروندان جامعه دانست. اين تشکلها نماينده ی گروههای مختلف اجتماعی هستند که از طريق تأثيرگذاری بر گستره ی عمومی و اعمال فشار بر حکومتها و پارلمانها، خواسته ها و نيازهای افراد را به بيان در می آورند. لذا بايد آزادی فعاليت احزاب و سازمانهای سياسی را يکی ديگر از پيش شرطها و شاخص های نظام دمکراتيک قلمداد کرد.

يافتن سازش و مصالحه ميان علايق گوناگون مردم، بدون شرکت گروههای متشکل سياسی در حيات اجتماعی قابل تحقق نيست. نظامی که زمينه ی شرکت مردم در تشکيل دولت دمکراتيک را از طريق انتخابات آزاد فراهم می کند، نمی تواند بطور همزمان آنان را از دستيابی به ابزار مؤثر برای مشارکت در امور جاری سياسی محروم سازد. چنين امری به غايت متناقض می بود. بنابراين انتخابات آزاد و آزادی فعاليت احزاب، لازم و ملزوم يکديگرند.

کانونها، انجمنها و ابتکارات شهروندی، نمايندگان مردم در پيگيری اهداف ويژه هستند و می توان آنها را بازوی توانای شهروند در تأکيد بر مطالبات خود و توان بخشيدن به فرد در مقابل قدر قدرتی دولت ارزيابی کرد. به موازات آنها، احزاب سياسی قرار دارند که همايش داوطلبانه ای از افراد به شمار می آيند که جهت شرکت در زندگی سياسی و ارائه ی راه حل هايی برای مسايل و مشکلات اجتماعی، حول برنامه ای مشترک گرد آمده اند. امروزه هيچ دمکراسی مدرنی را نمی توان يافت که در آن آزادی فعاليت احزاب سياسی به مثابه ابزار اعمال اراده ی سياسی گروههای مختلف اجتماعی، تضمين نشده باشد.

هدف حزب سياسی، دستيابی به قدرت، برای تحقق برنامه ی خود و از قوه به فعل در آوردن اهداف معين سياسی است. بدينسان می توان احزاب سياسی را سخنگويان گروههای مختلف مردم دانست. آنها از يکسو تصورات و نگرشهای سياسی و از ديگرسو آرزوها و نيازهای مردم را در خود گرد می آورند تا سپس از راه رقابتهای سياسی و مآلا" کسب قدرت، آنها را در نهادهای دولتی تحقق بخشند.

بدون فعاليت آزاد احزاب، سخن از مشارکت مردم در امور سياسی بی معنی است. جامعه ی متکثر تنها می تواند در وجود احزاب سياسی، قابليت کنش سياسی بيابد. تنها از طريق احزاب سياسی است که انتخاب کنندگان يعنی مردم می توانند اراده ی سياسی خود را بطور واقعی به کرسی بنشانند. بنابراين، احزاب سياسی نمودار اهرمهايی هستند که مردم توسط آنها جايگاه های قدرت را اشغال می کنند تا از آن طريق تصميمات سياسی و برنامه ای خود را جامعه ی عمل بپوشانند.

همانگونه که گفتيم، در مسايل تعيين کننده ی امور سياسی، کنشها همواره در راستای آينده جريان می يابند، آينده ای که محاسبه ی دقيق همه ی قواعد آن امکان پذير نيست. همچنين بايد افزود که در سياست به ندرت می توان تنها يک پاسخ روشن و ساده به پرسشهای بغرنج و دشوار داد. اين واقعيت ها ضرورت آزادی احزاب و رقابت سياسی ميان آنها را بر جسته می سازند. جدال احزاب بر اساس اصلهای تعريف شده ی رقابت مسالمت آميز، نه تنها برای نظام دمکراتيک امری موجه و مشروع، بلکه همچنين ضروری و اجتناب ناپذير است.

دمکراسی تنها در جايی جريان می يابد و پايدار می ماند که جامعه ی متکثر بتواند از طريق منافع و علايق سازمان يافته، از منظر سياسی کنشگر و فعال بماند و حاکميت مردم را به ياری اهرم احزاب سياسی و گزينش دولتمردان خود متحقق سازد، احزابی که خود آزادانه تأسيس شده اند و با آغازه های نظام دمکراتيک همخوانی دارند.

بهرام محيی

  • تاریخ 13.12.2004
  • چاپ چاپ مطلب
  • لینک کوتاه شده http://p.dw.com/p/A7UP
  • تاریخ 13.12.2004
  • چاپ چاپ مطلب
  • لینک کوتاه شده http://p.dw.com/p/A7UP