1. Inhalt
  2. Navigation
  3. Weitere Inhalte
  4. Metanavigation
  5. Suche
  6. Choose from 30 Languages

فرهنگ و هنر

دمکراسی (گفتار اول): شاخص‌هاى نظام دمكراتيك

صداى آلمان از اين پس در سلسله گفتارهايی منظم که هفته ای يکبار پخش خواهد شد، در زمينه‌ی نظری به تبيين برخی از مفاهيم اساسی انديشه‌ی سياسی مدرن، مانند مردمسالاری، جامعه‌ی مدنی، حکومت قانون، حقوق بشر، مشارکت سياسی و غيره خواهد پرداخت و فراتر از آن، رگه‌های اصلی تلاش فکری انديشمندان معاصر ايران را در يافتن پاسخ‌هايی برای پرسش‌های بنيادين فکری و فرهنگی جامعه ی ايران، از طريق معرفی و نقد آراء و ديدگاه های آنان د

default

نبال خواهد كرد. اين گفتارها توسط همکار صداى آلمان بهرام محيی ارائه می‌گردد.

تلاش برای دستيابی به يک نظام سياسی آرمانی، از ديرباز مشغله ی فکری انسانها بوده است. يونانيان باستان نخستين کسانی بودند که ضرورت دستيابی به يک نظام سياسی مطلوب برای زندگی انسانها را مستدل ساختند. پرسشی که برای آنان مطرح بود، اين بود که کدام نظام سياسی و کدام نوع حکومت، بهترين و مناسب ترين است؟ اين پرسش به ظاهر ساده، به کليدی ترين پرسش همه ی فلسفه های سياسی در پويه ی تاريخ تبديل شد.

آيا می توان گفت که امروزه يعنی در آغاز سده ی بيست و يکم ميلادی، جستجوی دشوار و پر کنکاش بشريت برای يافتن پاسخی درخور برای پرسش ياد شده، قرين موفقيت بوده است؟ برای شکافتن بيشتر موضوع، بايد خاطر نشان ساخت که در هر کجا که انسانها در مورد انسانهای ديگر اعمال قدرت می کنند ـ يعنی عملا" در همه ی نظامهای سياسی ـ پرسش مشروعيت اين قدرت، به پرسشی کانونی تبديل می گردد.

به يقين می توان گفت که دمکراسی و يا آنگونه که در زبان فارسی رايج شده «مردمسالاری»، تنها نظام سياسی موجود در جهان است که به پرسش مربوط به مشروعيت قدرت، پاسخی درخور می دهد. و از همين رو، اگر چه اين شکل حکومتی، تنها در کشورهای محدودی از جهان تثبيت و نهادينه شده، اما به مثابه الگويی مطلوب برای آيين کشورداری، بطور فزاينده جای خود را در افکار عمومی جهان می گشايد. کم نيستند کشورهايی در جهان که امروزه عليرغم دشواريها و موانعی در همه ی گستره های سياسی، اقتصادی و اجتماعی، در راستای نيل به دمکراسی تلاش می کنند. از طرف ديگر، هيچ نظام سياسی و حتا سياه ترين حکومتهای استبدادی و ديکتاتوری را در جهان نمی توان يافت که خود را نظامی غيردمکراتيک بدانند. آيا اين امر خود بيانگر حقانيت دمکراسی نيست؟

البته اين موضوع به اين معنا نيست که دمکراسی نظامی بی و عيب و نقص است. بديهی است که تا به امروز حتا نظامهای سياسی دمکراتيک نيز قادر نشده اند به همه ی معضلات جوامع بشری و بويژه در آنچه که به عدالت اجتماعی مربوط می شود، پاسخی کامل بدهند. اما بايد فرق گذاشت ميان يک نظام سياسی آرمانی و ايده آل و بهترين نظام سياسی موجود، يعنی آنچه که بايد باشد و آنچه که واقعا" به بهترين نحوی هست. افزون بر معضلات مربوط به تقسيم نعمات مادی، امکان سوء استفاده از قدرت در همه ی نظامهای سياسی و از جمله در دمکراسی نيز وجود دارد. اما بايد در نظر داشت که دمکراسی تنها نظامی است که از راه تعبيه ی سازوکارهای معينی در اداره ی امور کشور، برای جلوگيری از چنين سوء استفاده ای، به جدی ترين اقدامات احتياطی دست يازيده است. اين سازوکارهای کدامند؟

قدرت، بنابر طبيعت خود، گرايش مستمری به سوی ازدياد و تمرکز دارد. بنابراين، سرشت و غايت فی نفسه ی هر دولتی، گسترش قلمروی سيطره ی آن در درون و بيرون است. درست به همين دليل، قدرت همواره نيازمند کنترل و حد و مرز است. مرزهای همه ی دولتها و حکومتها، در آنجاست که با منزلت و حرمت انسان برخورد می کند. چنين چيزی به ناگزير رابطه ای پرتنش ميان حقوق انسانها و نوع سازماندهی دولت، برقرار می کند. بنابراين نادرست نيست اگر بگوييم که محوری ترين معضل يک نظام سياسی دمکراتيک، تنظيم خردگرايانه ی رابطه ی پرتنش ميان آزادی فرد با جامعه و دولت است. سازوکارهايی که دمکراسی برای چنين هدفی اتخاذ می کند، گوناگون است و به مثابه عناصر و شاخصهای سازنده ی آن فهميده می شود. مهمترين شاخص های دمکراسی را می توان در اصلهای زير خلاصه کرد:

ـ رعايت حرمت انسان و حقوق بشر به مثابه ارزشی بنيادين؛

ـ پذيرش کثرت گرايی يا پلوراليسم و شفافيت به مثابه پايه ای ضرور برای جامعه؛

ـ حاکميت مردم از راه مشارکت سياسی آنان درامور و گزينش و مشروعيت بخشيدن به نهادهای قدرت؛

ـ پاسخگويی نهادهای قدرت در مقابل مردم؛

ـ آزادی احزاب و سازمانها و انجمنها به مثابه اهرمهای اعمال اراده ی سياسی مردم و امکان ايجاد بديل برای حکومت؛

ـ آزادی انديشه، بيان و قلم به مثابه تبلور حيات دمکراتيک جامعه؛

ـ تقسيم قوای دولتی به منزله ی اهرمی برای تضمين آزادی و کنترل قدرت؛

ـ حکومت قانون، يعنی برابری همگان در مقابل قانون و رعايت آن توسط همه اعم از نهادهای حکومتی و شهروندان؛

ـ شفافيت در عرصه ی سياست خارجی برای تنظيم رابطه ای عقلانی با ساير دولتهای جهان در گستره ی بين المللی.

می توان گفت که اين اصول به مثابه آجرهايی هستند که ساختمان دمکراسی را می سازند.

در گفتارهای آتی، اين اصول را از نزديکتر مورد بررسی قرار خواهيم داد.

بهرام محيى

  • تاریخ 05.11.2004
  • چاپ چاپ مطلب
  • لینک کوتاه شده http://p.dw.com/p/A7Ue

مطالب مرتبط

  • تاریخ 05.11.2004
  • چاپ چاپ مطلب
  • لینک کوتاه شده http://p.dw.com/p/A7Ue