1. Inhalt
  2. Navigation
  3. Weitere Inhalte
  4. Metanavigation
  5. Suche
  6. Choose from 30 Languages

آلمان

درباب علاقه‌ی قلبی آنگلا مرکل به آفریقا

در ورای علاقه‌ی قلبی آنگلا مرکل برای "قاره‌ی سیاه"، علاوه بر نیت خیر، چه فاکتور دیگری عمل می‌کند؟

مرکل در کنفرانس سران ۸ کشور صنعتی. نمایندگان آفریقا نیز در عکس دیده می‌شودند

مرکل در کنفرانس سران ۸ کشور صنعتی. نمایندگان آفریقا نیز در عکس دیده می‌شودند

آنگلا مرکل، صدراعظم آلمان از آغاز سال جاری، ناگهان "علاقه‌ای قلبی" به قاره‌ی آفریقا پیدا کرده است. هنوز نمی‌توان در مورد کیفیت و انگیزه این علاقه، سخنی گفت. واقعیت ولی این است که مرکل در جریان دیدار سران هشت کشور صنعتی جهان در ژوئن امسال در هایلیگن‌دام آلمان، به این علاقه با صراحت اعتراف کرد و دیگر همتاها و همکاران خود را هم در این نشست با این استدلال که در آفریقا "امکانات بالقوه‌ی تکاملی باورنکردنی"‌ای وجود دارد، به وجد آورد.

حالا آنگلا مرکل در آفریقاست و برای نشان دادن "علاقه‌ی قلبی"‌اش و بکار گرفتن آن امکانات بالقوه‌ی آفریقایی‌، می‌خواهد میزان کمک‌های مالی آلمان به این "قاره" را که یک‌ ‌باره حق همسایگی‌اش با اروپا نیز به رسمیت شناخته شده، تا سال ۲۰۰۸ به ۷۵۰ میلیون یورو برساند!

تپش قلب برای "قاره‌ی سیاه"

آیا حاتم طایی شدن مرکل، واقعا نشان واقعی بودن "علاقه‌ی قلبی" او است؟ آیا شرایط دهشتناک آفریقا از جمله فقر و ایدز و خشکسالی و سیل و گرسنگی و مرگ ومیر بیش‌از حد کودکان و از بین‌رفتن و سوختن "امکانات بالقوه‌ی آفریقایی‌"...، سرانجام قلب صدراعظم آلمان را به درد نیاورده است و او را به این اقدام مهم راهبر نشده است؟ چرا نباید باور کرد که در ورای تپش قلب مرکل برای "قاره‌ی سیاه"، علاوه بر نیت خیر، فاکتور دیگری هم عمل می‌کند؟

البته بحثی نیست که حاتم طایی شدن آنگلا مرکل چندان سخت نیست، چون از جیب مالیات ‌دهندگان آلمانی خرج می‌کند. ولی آیا او نمی‌توانست چنین بلندطبعی‌ای را پیش از این‌ها هم نشان دهد؛ مثلا وقتی سال پیش خشکسالی در شاخ آفریقا بیداد می‌کرد یا....

حضور چین و پی‌آمدهای عاطفی آن

زیاد مثال نزنیم! وینریش کونه،(Winrich Kühne)، رئیس بخش آفریقایی بنیان علم و سیاست، (SWP) پاسخ معمای ما را در یک جمله می‌دهد: آن‌وقت چین در آفریقا حضور نداشت! کونه در مصاحبه‌ای با فرانکفورتر روندشاو می‌گوید: «چین، آفریقا را به عنوان صادرکننده‌ی مواد خام، و هم‌چنین به مثابه طرف بالقوه برای سرمایه‌گزاری و معامله‌ کشف کرد. در حال حاضر آفریقا به عنوان صادرکننده‌ی نفت برای دولت‌های غربی مثل آمریکا، بریتانیا و فرانسه هم، اهمیت بیشتری پیدا کرده است.»

دموکراسی از خارج

طبیعی ‌است که در جهان حکومت سرمایه و در زمانه‌ی جهانی شدن، تضادی بین داشتن"علاقه‌ی قلبی" و دنبال کردن علایق اقتصادی وجود ندارد. ولی آیا آلمان، چه امکانات بالقوه‌ای برای دستیابی به منافع خاص خود در این قاره دارد؟

وینریش کونه در مصاحبه با فرانکفورتر روندشاو می‌گوید: "اگر بخواهیم واقعی نگاه کنیم، امکانات آلمانی‌ها خیلی محدودند... . به طور کلی ولی ما با یک مرحله‌ی بحرانی روبروییم. چینی ها با قدرت وارد این قاره شده‌اند. و این را نه به پروسه‌های پرزحمت بوروکراتیک، مثل مال ما، مربوط می‌کنند و نه همکاریشان را منوط به پیاده‌کردن شرایطی می‌سازند مثل رعایت حقوق بشر، دموکراسی و رهبری درست. این تلاش که از خارج برای آفریقا دموکراسی به ارمغان بیاوریم، در آینده خیلی سخت تر می‌شود.»

علایق اقتصادی و بازی کردن نقش حاتم طایی به هر عنوانی به کنار، اگر آنگلا مرکل در سفر خود بر رعایت حقوق بشر و دموکراسی در کشورهای این قاره پافشاری کند، بدون تردید نشانه‌ی "علاقه‌ی قلبی" واقعی او به قاره‌ی آفریقاست.

ب.الف

در همین زمینه: