1. Inhalt
  2. Navigation
  3. Weitere Inhalte
  4. Metanavigation
  5. Suche
  6. Choose from 30 Languages

ورزش

دخالت و اعمال سليقه بازيكن هميشه صدمه زده است / گفتگويى با محمد مايلى‌كهن

محمد مایلی‌کهن بدون شک يكى از چهره‌هاى جنجالی در صحنه فوتبال ایران پس از انقلاب محسوب می‌شود. او پس برکناری از سمت سرمربیگری تیم ملی فوتبال ایران در سال ١٩٩٧، مسئولیتهای مختلف مربیگری در سطح باشگاهی و تیم ملی امید را در ایران را بر عهده داشت. مایلی کهن در گفتگویی با صداى آلمان وضعیت کنونی فوتبال در ایران را مورد بررسی قرار داده و همچنین از گذشته خود و مبارزه با بازیکن سالاری در ایران سخن گفته است.

default

مصاحبه گر: فرید اشرفیان

دویچه وله: هفت ماه پس از اتمام مسابقات جام جهانی ۲۰۰۶ آلمان، شما فوتبال ملی ایران را فعلا در چه مقطعی می‌بینید؟

محمد مایلی کهن: بطور کلی باید بگویم، با توجه به اینکه مسابقاتی که ما در جام جهانی برگزار کردیم و به نظر من این نتایج تیم ملی ما در جام جهانی بد نبود، اما نوع بازی در واقع مورد قبول آنهایی که فوتبال را می‌شناسند و کارشناس فوتبال هستند نبود. بهرحال تغییر و تحولاتی که بوجود آمد، من روند فعلی تیم ملی را مثبت ارزیابی می‌کنم و علیرغم اینکه به آن انتقادهایی هم دارم، اما بطور کلی می‌شود گفت روند روند مثبتی است.

دویچه وله: شما اشاره کردید که یک مقدار انتقادات نیز دارید. لطفا به این مسئله یک مقدار شفاف تر اشاره کنید.

محمد مایلی کهن: ما استعداد و پتانسیل فوتبالمان در کلیه رده‌ها بسیار مناسب است و می‌توانیم در رده‌های مختلف و با یک سری برنامه ریزی‌های بهتر جایگاهمان از این که در دنیا هست ترقی بدهیم. اما در زمینه خصوصا باشگاهی خوب عمل نمی‌کنیم، مسابقات باشگاهیمان تحت تاثیر سایر مسایل قرار می‌گیرد و شما هم بهتر از من می‌دانید که مخصوصا مثلا در خود کشور آلمان اگر آلمان همیشه تیم ملی فوتبالش جزو بهترین‌های دنیا بوده و توانسته سه دوره قهرمان جام جهانی بشود و چند دوره هم سوم یا نایب قهرمان بشود، به دلیل این است که به مسابقات باشگاهی‌اش اهمیت بسیاری داده میشود و این مسابقات به صورت منظم برگزار میشود و در واقع تیم ملی متاثر از بوندس لیگا و رده‌های دیگر مسابقاتی آلمان هست. اما ما درکشورمان یک مقداری به مسابقات باشگاهی کمتر توجه داریم و به انحای مختلف این باشگاهها هستند و مسابقات باشگاهی ما است که متاثر از تیم ملی است. یعنی در واقع در هر زمانی مسابقات باشگاهی ما به دلیل وجود تیم ملی در مسابقات رسمی و غیررسمی تعطیل می‌شود و اثراتش را هم ما در تیم ملی می بینیم. من به نظرم یکی از مشکلات اساسی ما این هست، اما بطور کلی گفتم، حدودا بعد از فعل و انفعالاتی که در فوتبال ما اتفاق افتاد یک مقداری روند بهتر شده، نه اینکه صددرصد بهتر شده باشد، اما یک مقدار بهتر شده. امیدوارم که این روند ادامه پیدا بکند و بهتر و بهتر بشود.

دویچه وله: آقای مایلی کهن بسیاری از کارشناسان معتقدند که سبک تاکتیکی امیر قلعه نویی (سرمربی فعلی تیم ملی فوتبال ایران) مطابق با استانداردها و فهم روز فوتبال بین‌المللی نیست. آقای قلعه نویی برگشته‌اند به سیستم قدیمی ۲ـ ۵ـ ۳ سنتی ایرانی و مجددا فاصله گرفته‌اند از آن روند جدیدی که آقای ایوانکویچ (سرمربی پیشین تیم ملی ایران) در کارهای تاکتیکی تیم بنیان گذاری کرده بود. یعنی سبک مدرن تاکتیکی ۲ـ۴ـ۴ یا ۱ـ۳ـ۲ـ۴ با حالتهای دفاع از فضا و نه یارگیری و یارکوبی.

محمد مایلی کهن: البته سبک ۲ـ ۵ـ ۳ ایرانی که شما فرمودید به نظر من سبک ۲ـ ۵ـ ۳ را در واقع خود آلمانی‌ها به یک نوعی بوجود آوردند. ما نمی‌توانیم هیچ سبکی را مدرن یا سنت بنامیم. هر کشوری، هر فوتبالی و هر تیم ملی یا باشگاهی با توجه به بازیکن‌هایی که در اختیار دارد می‌تواند از سیستم‌های مختلف استفاده بکند و اینکه استنباط این باشد که در زمان آقای برانکو ما سیستم های، نمی دانم، ۱ـ۳ـ۲ـ۴ بازی میکردیم یا ۲ـ۴ـ۴ بازی می کردیم و در واقع آن یک سبک مدرنی بود و فوتبال مدرنی را ارائه می‌دادیم، اینگونه نبود. شما به هر سبکی می توانید با وظایفی که به بازیکن هایت میدهی، آن را مدرن کنی یا اینکه نه! آن را به صورت سنتی انجام بدهی. بطور کلی من نظرم این است که هیچ سیستمی را نمی شود نه اسمش را مدرن گذاشت و نه می شود سنتی نامید. کمااینکه الان هم در دنیا دیده میشود که خود آلمان در جام جهانی اخیر فکر می کنم یک یا دوتا بازیش را با همین سیستم ۲ـ ۵ـ ۳ یا ۱ـ۶ـ۳ کار کرد. اینها مسئله مهمی نیست. مسئله مهم این است که شما چه وظیفه ای را به بازیکن هایت میدهی، چه تاکتیک هایی اتخاذ میکنی تا از آنها راه ها بتوانی مثلا به دروازه حریف راه پیدا کنی و یا اینکه مانع از فروپاشی دروازه خودت بشوی. مشکلی ما در زمان آقای برانکو داشتیم این بود که ما تیممان علیرغم داشتن مهره های فوق العاده کلیدی، اما فوتبال کم جاذبه ای را از خودش نشان میداد و فوتبالی بود که مورد پسند تماشاچی نبود. البته الان هم تیم ملی ما هنوز نتوانسته بطور صددرصد فوتبال زیبایی ارائه بدهد. گفتم، یک مقدار بهتر شده و باید بپذیریم که تیم ما به مدت ۵ـ۴ سال در اختیار آقای برانکو بود و من فکر نمی کنم هیچ کجای دنیا یک مربی تا این حد یک تیم ملی را در اختیار داشته باشد و اجازه بدهیم روند حرکتی آینده را ببینیم تا بتوانیم پیرامونش بیشتر نظر بدهیم. ما هنوز مشکلاتی داریم و ایرادی که به آقای برانکو می گرفتیم، الان در تیم هنوز باقیست و از کارهای مدرن و ترکیبی و تاکتیک های مختلف چیزی نمی بینیم و این هم دلیل اصلی اش، گفتم، هنوز زمان زیادی نگذشته و بچه ها در واقع درصد زیادیشان تغییر کرده اند واینها نیاز دارند که بیشتر در کنار هم قرار بگیرند و در مسابقات زیادتری حضور پیدا بکنند، تا ببینیم وضعیت تیم چگونه خواهد شد.

دویچه وله: آقای مایلی کهن در فوتبال ایران چیزی بنام «بازیکن سالاری» خیلی وقت است که رشد پیدا کرده. در زمان مربیگری شما ما شاهد این مسئله نبودیم و همه مطیع گفته های شما بودند و هیچ بازیکنی دارای حق و حقوق و اختیارات خاصی نبود. شما این روند «بازیکن سالاری» را در بین فوتبالیست های ایرانی چگونه می بینید؟

محمد مایلی کهن: اینکه زمان من چگونه بود و الان چگونه است، بعضا این جوری در واقع قلمداد می شود که مثلا ما باشگاهها را محدود می کردیم. اما کار من منبعث از همان کارهایی بود که کشورهایی که صاحب سبک در فوتبال هستند، از آنجا سرچشمه گرفته بود و نه از محدود کردن آزادی بازیکن ها. الان شما نمونه های بارزش را در کشورهایی که شما حضور دارید می بینید، و باید هم همین گونه باشد. ما با اینکه با بچه ها دوست و صمیمی بودیم، اما آنها به طبع باید در زمین بازی تحت فرامین مربی هایشان می بودند و در واقع آن خواسته های ما را در زمین پیاده می کردند. اما به تدریج هر مربی سبک و سیاق خودش را دارد و این به نوعی شاید کم رنگ شد و به نظر من برای یک تیم باشگاهی یا تیم ملی بزرگترین آفتی که می تواند به آن تیم باشگاهی یا ملی صدمه برساند، همین دخالت بازیکن در نوع آرایش تیمی و یا اعمال سلیقه اش در تیم است. زمان من خوشبختانه این جریان وجود نداشت و اگر قراربود بوجود بیاید با آن مقابله می شد، حالا میخواهد از سوی هر بازیکنی باشد. بعد هم شما ملاحظه کردید یک مقدار این جریانات شکل تازه تری به خودش گرفت و بازیکن ها توانستند در خیلی مسایلی که مربوط به آنها نبود دخالت کنند.

دویچه وله: آقای مایلی کهن همان طور که خودتان در جریان هستید، کار کمیته انتقالی فوتبال ایران که از سوی «فیفا» تشکیل شده مرتب دچار مشکل می شود و از سوی «سازمان تربیت بدنی ایران» به کار این کمیته مستقل دخالت می شود و همچنین اعضای فدراسیون فوتبال ایران که طبق گفته «فیفا» الان هیچ کاره هستند، بازهم دخالت می کنند، مانند انتخاب مربی جدید تیم ملی فوتبال «امید ایران»، «بوگوویچ» که بدون هماهنگی با آقای «محسن صفایی فراهانی»، رییس «کمیته انتقالی فدراسیون فوتبال ایران» صورت گرفت و ایشان می خواستند استعفا بدهند. شما کار «کمیته انتقالی فدراسیون فوتبال ایران» را در معرض خطر نمی بینید؟ چرا در داخل ایران این مزاحمت ها وجود دارند و این کمیته نمی تواند کار خودش را آنطور که از سوی «فیفا» موظف هست، انجام بدهد؟

محمد مایلی کهن: من که اسم این کمیته را «کمیته انتقالی» نمی گذارم و نمی‌بینم و درواقع «کمیته اختلافی» میبینم. اولا باید بگویم که من تا حالا در هیچ جای دنیا ندیده‌ام یک کمیته وقتی که تشکیل می‌شود، اعضایش زوج باشند، یعنی ۶ نفر باشند. اولا ما وظایف این کمیته را بطور کامل نداشتیم، بعد هم از کمیته ای که ۶نفر هست طبعا می بایستی در خیلی از تصمیمات رای گیری بشود. وقتی رای گیری بشود، وقتی تعداد زوج باشد، خیلی جاها ممکن است سه تا رای مثبت باشد و سه تا رای منفی. و در واقع این رای آن وقت تابع اکثریت آرا نمی شود. و حالا من نمی دانم چرا اینجوری شده. بطور کلی، من فکر می کنم اگر «کمیته انتقالی» این بود که اساسنامه کشورمان را، فوتبال کشورمان را با «فیفا» هماهنگ بکند، دیگر در این فاصله ۱۰۰روزی فکر نمی کنم کار اجرایی فدراسیون هم به این کمیته داده بشود. حالا می بایستی ابتدا شرح وظایف «کمیته انتقالی» را داشته باشید، به آن آشنا باشید، تا بتوانید پیرامونش صحبت کنید. اما من هیچ شرح وظایفی ندیدم، فقط شنیدم این کمیته می بایستی کار منطبق کردن اساسنامه فوتبال کشورمان را با درخواستهای «فیفا» تنظیم کند. این هم به نظرم کار سختی نیست، مگر اینکه یک جایی جنگ قدرتی بین آقایان بوجود آمده باشد که یک سری موانع را برای فوتبالمان در پی داشته باشد.

دویچه وله: آقای مایلی کهن آیا شما علاقمند به برعهده گرفتن ریاست فدراسیون فوتبال ایران هستید و تمایل برای شرکت در مراسم انتخابات رییس فدراسیون ایران را دارید؟

محمد مایلی کهن: من قبلا گفتم که نه. یعنی حدودا از ۶ماه پیش گفته‌ام نه و تا حالا هم بر روی حرف قدیمی ام هستم. خیلی از دوستان که به من محبت دارند، تمایل دارند که به نوعی من خودم را کاندید کنم، اما تا این لحظه که در خدمت شما هستم تصمیم جدیدی اتخاذ نکرده‌ام.

  • تاریخ 23.02.2007
  • چاپ چاپ مطلب
  • لینک کوتاه شده http://p.dw.com/p/A6cI
  • تاریخ 23.02.2007
  • چاپ چاپ مطلب
  • لینک کوتاه شده http://p.dw.com/p/A6cI