1. Inhalt
  2. Navigation
  3. Weitere Inhalte
  4. Metanavigation
  5. Suche
  6. Choose from 30 Languages

جهان

داشتن نيروى هسته اى مهم تر است يا دموکراسى؟

هفتهء گذشته پس از آنکه رژيم ايران اعلام کرد قصد دارد غني سازيِ اورانيوم را از سر بگيرد، بار ديگر تحليل گران در آمريکا توجه شان را متوجه ايران کردند و توصيه هاي خود را در مقابل کابينهء جورج بوش گذاشتند.

تاسيسات اتمى اصفهان

تاسيسات اتمى اصفهان

از يک سو ليبرال ها و چپ ها هستند که مي گويند نيروي هسته اي و حتا سلاح اتمي هم حق ايران است و هم نياز ايران؛ و مخالفت آمريکا با آن به احساسات وطن پرستانهء ايرانيان دامن مي زند و آنها را پشت سر رژيم شان عليه منافع آمريکا مي شوراند. از سوي ديگر محافظه کاران استدلال مي کنند مردم ايران خواهان دموکراسي اند و اگر رژيم ايران صاحب سلاح هسته اي شود ديگر در برابر هر فشار خارجي و داخلي مصون خواهد بود و نه تنها شانسي براي دموکراسي در ايران باقي نخواهد ماند بلکه عراق و افغانستان را هم خطر دين سالاري تهديد خواهد کرد.

روز چهارشنبه ۲۴ اوت، به دنبال متوقف شدن مذاکرات هسته اي ميان اروپا و ايران، سخنگوي وزارت خارجهء فرانسه به خبرنگاران گفت «گام بعدي گزارشي است که سوم سپتامبر سازمان بين المللي انرژي اتمي خواهد داد» تا بر اساس آن تصميم گرفته شود که آيا پروندهء ايران بايد به شوراي امنيت سازمان ملل ارجاع داده شود يا نه. کابينهء بوش نيز بايد تصميم بگيرد آيا مي خواهد در قبال ايران از راه ديپلماسيِ ملايم جلو برود يا روش هاي ناملايم تري را در پيش بگيرد. روزنامهء پرنفوذ «وال ستريت جورنال» دو روز پيش در سرمقاله اش نوشت بعد از دوسال مماشات، حالا ديگر وقت آن رسيده است که استراتژي متفاوتي در قبال ايران در پيش گرفته شود. حتا ارجاع به سازمان ملل هم جلوي ايران را نخواهد گرفت.

اين روزنامه چند روز پيش تر به شدت و با لحن تحقير آميزي از صدراعظم آلمان انتقاد کرده بود که چرا در پاسخ جورج بوش، آقای گرهارد شرودر راه حل نظامي را ناديده گرفته است. وال ستريت جورنال مي نويسد بايد توصيه هاي ستاد فکري «انستيتوي واشنگتن براي سياست خاور نزديک» را به کار گرفت که عبارت باشد از فشار به دولت ايران و مهمتر از آن حمايت فعال از نيروهاي مدافع دموکراسي در ايران که در جهت تغيير رژيم عمل مي کنند.( وال ستريت جورنال - ۲۲ آگست) همين توصيه، به نحو محکم تري از سوي تاريخ نويسِ انگليسي ـ آمريکايي نيال فرگوسن (Niall Ferguson) مطرح شد. آقاي فرگوسن که استاد دانشگاه هاروارد است و دو کتاب پرفروش اش در بارهء امپراتوري هاي انگليس و آمريکا به او اعتبار زياد داده، هفته ء پيش در «لوس آنجلس تايمز» نوشت:«بريتانيا و آمريکا، با تصور اين که دولت ايران به تدريج و آرام و از درون به سمت دمکراسي سير خواهد کرد، دارند وقت خودشان را تلف مي کنند.» آقاي فرگوسن معتقد است تحريم اقتصادي در شرايطي که نفت بشکه اي ۶۶ دلار شده موثر نخواهد بود و به احتمال زياد اعضاي شوراي امنيت سازمان ملل نيز با رأي آمريکا مخالفت خواهند کرد. پيروزي احمدي نژاد در انتخابات رياست جمهوري نشان مي دهد در خاورميانه حتا دموکراسيِ انتخاباتي به ليبراليزم نوع غربي منجر نخواهد شد بلکه برعکس بنيادگرايي و ناسيوناليزم افراطي را روي کار مي آورد. بنابراين برنامهء شمارهء يک (راه حل اروپايي ها) باشکست روبروشد؛ برنامهء شمارهء دو (ارجاع به سازمان ملل) بي اثر است؛ مي ماند برنامهء شمارهء سه که حملهء هوايي براي نابود کردن تسهيلات هسته اي ايران باشد. (نيوزدي - ۱۷ آگست - به نقل از لوس آنجلس تايمز).

در سوي مقابل، تحليل گران ليبرال و چپ هستند که از سياست عدم مداخلهء آمريکا دفاع مي کنند. براي نمونه، فيلسوف پرآوازهء اروپايی «سلاوج ژيژک» (Slavoj Zizek) که چند ماه در سال را در آمريکا تدريس مي کند، دوهفته پيش در يکي از نشريات چپ آمريکا به صراحت نوشت: «ايران بايد صاحب سلاح هسته اي بشود تا جلوي جهانگستريِ آمريکا را بگيرد.» استدلال او اين است که کشوري چون ايران با داشتن سلاحهاي هسته اي نمي تواند تهديدي براي صلح و امنيت بين المللي باشد و تنها مصرفِ نيروي اتمي براي رهبران ايران، ايجاد توازن امنيتي به شيوهء جنگ سرد است که دو طرف متخاصم تنها به تهديد اکتفا مي کنند اما براي حفظ موجوديت شان دست به عمل نمي زنند. او مي نويسد «چرا تنش ميان هند و پاکستان به جنگ تمام عيار نينجاميده؟ چون هردو نيروي اتمي اند. چرا کشورهاي عرب به اسراييل حمله نکرده اند؟ براي آنکه اسراييل نيروي اتمي است. » ژيژک اعتقاد دارد همان نويسندگاني که به طور معمول از حقوق بشر دفاع مي کنند و محاکمهء ميلوسويچ ديکتاتور يوگوسلاوي را در دادگاه لاهه ستايش مي کنند، حاضر نيستند صدام حسين يا ژنرال نوريگا را تحويل دادگاه لاهه بدهند، چرا؟ چون از افشاي نقش آمريکا هراس دارند. آنها مدام به همهء جنايات صدام حسين اشاره مي کنند به جز يک مورد: تجاوز او به خاک ايران. چرا؟ چون اروپا و آمريکا در اين تجاوز بي طرف نبودند.(هفته نامهء «اين ديز تايمز - ۱۱ آگست)

يک استاد ايراني به نام فريبرز مختاري که در «دانشگاه دفاع ملي» در واشنگتن تدريس مي کند، دو روز پيش در روزنامهء «لوس آنجلس تايمز» به دولت آمريکا چنين توصيه کرد که «ديپلماسي ملايم» (soft diplomacy) در قبال اتمي شدن ايران، تنها راهي است که حس غرور ملي ايراني ها را تحريک نخواهد کرد. آقاي مختاري مي نويسد: «ملاحظات امنيتي ايران واقعي و مشروع است. پايگاههاي نظامي آمريکا و سربازان آمريکايي دور ايران را گرفته اند. ناامني در قفقاز، آسياي ميانه، افغانستان و عراق، مشکل ايران هم هست. زماني که موشک هاي سکاد و بمب هاي شيميايي صدام حسين بر سر ايراني ها مي باريد، پاکستان و همسايه هاي عرب ايران نه تنها کمکي نکردند بلکه در مواردي جانب صدام را گرفتند. در برابر چنين تهديداتي، ايران نمي تواند فقط به سلاحهاي وارداتيِ نوع معمولي متکي باشد.» (لوس آنجلس تايمز - ۲۲ آگست)

پرسشي که اکنون جلوي کابينهء بوش قرار دارد اين است: آيا مردم ايران ترجيح مي دهند دولتي داشته باشند مجهز به نيروي هسته اي که در برابر کشورهاي همسايه و نفوذ آمريکا مستقل بماند، يا آنکه رژيمي دموکراتيک داشته باشند که آمريکا حامي آن باشد؟ آيا دولت بوش بايد مثل اروپايي ها سياست ديپلماسيِ دوستانه را در پيش بگيرد تا افکار عمومي در ايران ضدِآمريکايي نشود، يا با تقويت دموکراسي خواهان در ايران نقشه هايش را براي «تغيير رژيم» به اجرا بگذارد؟

عبدی کلانتری - نيويورک

  • تاریخ 24.08.2005
  • چاپ چاپ مطلب
  • لینک کوتاه شده http://p.dw.com/p/A47v
  • تاریخ 24.08.2005
  • چاپ چاپ مطلب
  • لینک کوتاه شده http://p.dw.com/p/A47v