1. Inhalt
  2. Navigation
  3. Weitere Inhalte
  4. Metanavigation
  5. Suche
  6. Choose from 30 Languages

فرهنگ و هنر

خوانندگان و گروه هاى سرشناس آمريكا در تلاش بسيج مردم عليه بوش

حدود سه هفته ديگر در آمريكا انتخابات رياست جمهورى برگزار خواهد شد و طبيعيست كه در طى ماه ها و هفته هاى اخير تب مبارزات انتخاباتى نيز ميان پرزيدنت بوش و جان كرى رقيب سرسختش روز بروز داغتر شده است. دوشنبه شب گذشته، دسته اى متشكل از ۱۷ خواننده و گروه سرشناس آمريكايى، از جمله Bruce Springsteen، R.E.M. ، James Taylor، Pearl Jam و Dixie Chicks تور ده روزه كنسرتهايشان را كه براى پشتيبانى از جان كرى و در اعتراض به بوش و سياستهايش به راه انداخته بود

default

ند، به پايان بردند.

هنرمندان و گروه هاى شركت كننده در اين كنسرتها يا به عبارتى پروژه اى كه تحت شعار ”تحول را انتخاب كن" (Vote for Change) برگزار شد، در ۳۰ شهر مختلف در ۱۱ ايالت آمريكا در روزهاى اول تا يازدهم اكتبر روى صحنه رفتند.

در حاليكه تا چند سال پيش صحنه فرهنگى هنرى آمريكا از مسايل سياسى كم و بيش بدور بود، حادثه يازدهم سپتامبر و به ويژه جنگ و اشغال عراق و طبيعتا عملكرد بحث انگيز دولت آمريكا به رهبرى بوش در اين مسئله، باعث شد كه هنرمندان عرصه هاى مختلف از موسيقى گرفته تا نقاشى و تتاتر و سينما فعال شوند. پروژه Vote for Change هم در اين راستا به راه افتاد.

البته به گفته عبدى كلانترى همكار صداى آلمان درنيويورك كه صحنه و رويدادهاى فرهنگى سياسى آمريكا را به دقت دنبال ميكند، اعتراض و انتقاد هنرمندان فقط از معضل عراق نيست، بكله مسايل مخلتفى را دربرميگيرد.

وى ميگويد: ”انتقادات هم به سياستهای خارجی است و هم به سياستهای داخلی، چون اينها در ارتباط با هم هستند. اين هنرمندان مجموعه ای هستند که نه تنها به خاطر اين انتخابات، بلکه اصولا در سالهای قبل هم نوع کارشان و محتوای کارشان صدايی اعتراضی برعلیه تمام بی عدالتی هايی موجود در جامعه امريکا است. خود بروس اسپرينگستين‌ حدود يکماه و نیم پيش مقاله ای در روزنامه نيويورک تايمز نوشت که يکی از مهمترين و با نفوذترين روزنامه در کنار واشنگتن پست در آمريکا است. در آن مقاله او اشاره می کند که بعد از واقعه ی ۱۱ سپتامبر به خاطر آن اندوهی که تمام جامعه را در برگرفت، يک حالت اتحادی در جامعه به وجود آمد و يک حالت نظر به خود. اينکه بهرحال امريکا هم به خود بنگرد و هم به بقيه دنيا و روحيه ی خود را بسنجد. همين موضوع انعکاسی در کار خود او پيدا کرد، در همان آهنگ معروفش به اسم The Rising به معنای »به پا خاستن يا دوباره به پا خاستن«. در همان مقاله می گويد که بعد از فاجعه يازدهم سپتامبر، دستگاه حاکم بدون اينکه هيچ ضرورتی داشته باشد، آمريکا را درگير جنگ بی مورد در عراق کرد، آنهم با اين همه هزينه و تلفات و مشکلات. بعد انتقاد می کند از کسری بودجه امريکا، از سياست مالياتی دولت بوش که ماليات ثروتمندان را کم و کمتر کرد که اين موضوع انعکاس پيدا می کند روی خدمات اجتماعی، بيمه های اجتماعی، و روی وضع افراد کم بضاعت يا بيمه ی سالمندان و همه ی اين مسايل مورد اعتراض اين هنرمندان است”.

آخرين كنسرت از ۴۰ كنسرتى كه در چارچوب اين پروژه، بر اساس تقسيم كار بين گروه ها و خواننده هاى شركت كننده برنامه ريزى شده بود، دوشنبه شب گذشته در مركز ام سى آى در واشنگتن برگزار شد. اسپرينگستين كه با آهنگ معروف Born in the USA ۱۵ هزار تماشاگر حاضر در اين كنسرت ۵ ساعته را به وجد آورده بود، دوباره از مردم آمريكا خواست كه با اين عتراضات همصدا شوند به تحول راى دهند.

بد نيست به اين نكته هم اشاره كنيم كه درآمدهاى حاصله در اين كنسرتها در اختيار گروه America Coming Together قرار گرفته كه كه در تلاش بسيج راى دهندگان آمريكا براى شكست بوش و پيروزى كرى در انتخابات رياست جمهوريست.

يكى از نكات مهمى كه در چارچوب پروژه ”تحول را انتخاب كن” به آن توجه شد و ميتواند براى فعاليتهايى مشابه در همه كشورها الگويى باشد، اين بود كه هنرمندان تنها كنسرتهايى خشك و خالى برگزار نكرند، بلكه براى پيشبرد اهداف و تقويت تلاششان دست به دست سازمانها و گروه هاى سياسى دادند.

عبدى كلانترى در اين مورد ميگويد: ”نحوه ای که اين هنرمندان برای حرکت اعتراضی خود سازمان دادند، فقط شامل اين نمی شد که دور هم جمع شوند و کنسرت بگذارند. در واقع اينها ائتلافی با سازمانهای سياسی يی کردند که به قول امريکايی ها روی مردم کار می کنند. اين هنرمندان با ۲ يا ۳ سازمان ائتلاف کردند، که عمده ترينشان سازمانی ست به اسم MoveOnAct. اين سازمان حدود ۲ تا ۲ و نيم ميليون عضو دارد و از طريق پرداخت حق عضويت اين اعضا و کمکهای ديگر توانسته اند حدود چهل پنجاه هزار نفر را استخدام کنند، برای همين کارزار انتخاباتی. جوانهايی که يا تلفن به خانه های مردم می زنند و يا می روند به خانه های آنها و به آنان اعلاميه می دهند، حرف می زنند، اطلاعيه های چاپی دستشان می دهند و سعی می کنند آنها را ترغيب کنند که به ميدان بيايند و رای بدهند و رای خود را به نفع آقای کری بدهند. اين قضيه بسيار موثر است در نقشی که اينها می توانند داشته باشند. مثلا اگر شما بخواهيد با ايران مقايسه کنيد، اگر اين گروهها بتوانند همکاری نزديکی با سازمانهای دانشجويی داشته باشند، که عضويت وسيعی دارند در اتحاديه ها، اتحاديه های کارگری يا سازمانهای زنان، اگر در شهرهای مختلف تور بگذارند، قاعدتا موفق خواهند شد که رابطه ی شان را با مردم ريشه ای تر کنند. اين حالت در فعاليتی که اين هنرمندان داشتند بسيار مثبت بوده است”.

ناگفته نماند كه از اين كنسرتها سى دى تهيه نشده، اما رابرت ردفورد يكى از هنرپيشه ها و كارگردانهاى بسيار معروف دست به ابتكار عمل جالبى زد: ” هنرمندان آخرين کنسرتی را که در واشنگتن برگزار شد، با کمک رابرت ردفورد، تبديل به فيلمی مستند کردند که اولا همانموقع به طور مستقيم از شبکه تلويزيونی ”ساندن” پخش شد که متعلق به ردفورد است، کانال تلويزيونی ۲۴ ساعته است و فيلمهای مستقل پخش می کند و همينطور فيلمهای اروپايی. علاوه بر آن كنسرت همزمان از شبکه اينترنت پخش شد و کسانی هم که اين فيلم را ساختند ۲ نفر از مستندسازان بسيار برجسته هستند. يكى رابرت ميزل و ديگرى D.A. Pennebaker که سالها پيش فيلم بسيار معروفی راجع به باب دیلن ساخته بود به اسم Don't Look Back (به پشت سر نگاه نکن). هر اين دو فيلمسازهاى بسيار برجسته ای هستند و کنسرت زنده را ضبط کردند و به اضافه ی مصاحبه ی زيادی که با هنرمندان در پشت صحنه صورت گرفته بود، که ممکن است اين فيلم بعدها در سينماها نمايش داده شود و يا حتى به صورت CD يا DVD منتشر گردد.

شهرام احدى

  • تاریخ 14.10.2004
  • چاپ چاپ مطلب
  • لینک کوتاه شده http://p.dw.com/p/A6Dy
  • تاریخ 14.10.2004
  • چاپ چاپ مطلب
  • لینک کوتاه شده http://p.dw.com/p/A6Dy