1. Inhalt
  2. Navigation
  3. Weitere Inhalte
  4. Metanavigation
  5. Suche
  6. Choose from 30 Languages

جامعه

خشونت هاى نامرئى و خزنده زن ستيز در كلام و فرهنگ عامه

آيا خشونت هاى فرهنگى، تصويرى، كلامى يا ذهنى كه مبتنى بر تقسيم بندى جنيستى و طبقه بندى فرودست و فرادست اند و در ضرب المثلها، اشعار كلاسيك، ادبيات عامه، لطيفه ها و پندهاى غالب جوامع حضور دارند، از مصاديق بارز خشونت درقبال زن نيستند؟

default

خشونت در قبال زنان امرى است جهانى و عمومى و به پهنه خاصى محدود نميشود اما در پرداخت به اين واقعيت معمولا محدوده هاى جسمى يا جنسى، آزارهاى مرئى و مستقيم مورد بررسى قرار ميگيرند . اما آيا تحقير و تخريب چهره و شخصيت زن به وسيله كلام و القاى مفهوم رايج ترين نوع خشونت در حوامع سنتى نيست؟

از روزى كه ۲۵ نوامبر را روز جهانى خشونت عليه زنان ناميده اند پنج سال ميگذرد. هر سال دبير كل سازمان ملل كوفى عنان پيامى در اين زمينه ميفرستد و جهانيان را به مقابله با نمودهاى مختلف خشونت با زنان فراميخواند. نقطه عطف اين بحث خشونت جنسى است كه هم ميتواند در رابطه زناشويى اعمال شود و هم در جنگ ها زن را هم زمان ابزار انتقام جويى و لذت جويى نمايد.

اما يكى از مهمترين نمود هاى تحقير و تخريب چهره زن، كلام است. كلامى كه به ويژه در جوامع سنتى اساس رابطه و نقش زن و مرد را بررسى ميكند. عقل و زور بازو به مرد نسبت داده مبشود و مكر، ظرافت و طنازى به زن. از آنجا هم كه در جوامع سنتـى اقتدار و امنيت، احترام و عزت مى آورد، مرد برتر و فرادست ميشود.

خانم مرضيه لنگرودى از جمله فعالان حقوق زن در ايران كه صاحب تاليفاتى در مورد خشونت با زنان نيز هست پيرامون اين مقوله ميگويد:

”در جوامع سنتى مردان با تحقير زنان به نوعى از ناتوانى هاى خود انتقام ميگيرند. آنها كه در قبال قدرت و زورگويى مردان قويتر از خود، امنيت مالى و روانى خويش را در مخاطره مى بينند، با كلام مستهجن و ركيك كه آغشته به سكسواليته است ازخود دفاع ميكنند. هتاكى، دشنام هاى مستهجن كه در طبفات فرودست رايج است عموما حول مطرح كردن روابط جنسى نامتعارف دور ميزند و حريم عاطفى زن را زير ضربه ميگيرد.”

اما آيا ميراث تحقير و تخريب كلامى را تنها مردان براى زنان گذاشته اند؟ يا هر دو جنس اين فرهنگ را بازتوليد كرده اند؟ اساسا چه كسى يا چه عواملـى مسئول توليد اين ميراث است؟

خانم لنگرودى درپاسخ به اين پرسش مى پذيرد كه خود زنان سهم قابل توجهى در بقاى اين تخريب هاى كلامى و فرهنگى دارند و مى افزايد به دليل نفوذ فرهنگ پدر سالارانه و مرد سرورانه، بسيار زنان قدرت خود را باور ندارند.

” مردان به خاطر بيم و ترس شگفت انگيزى كه از زنان بخاطر زايندگى و باروريشان دارند و ترسى كه از قدرت وفريبندگى و اغواگرى زن دارند كه آن را درقالب حوا تعريف ميكند، با قدرت نمايى و اتوريته كلامى سعى ميكنند ازابتدا طورى رفتار كنند كه زن قدرت خود را باور نكند و همواره از دريچه چشم مرد خود را ببيند. اين بيم و هراس مردانه البته جهانـى است و سنتى و مدرن ندارد. مثال هايى ميزنند و ميگويند سايه يك مرد بهتر از سايه يك ديوار است. هنگام ملاقات با زن، شلاق را فراموش نكنيد”.

مرضيه لنگرودى ميگويد تنها راهى كه زنان ميتوانند نگرش تحقير آميز به خود را تخفيف دهند، توانمند شدن و كسب مهارت است.

” وقتى زنان ۶۸ درصد صندلى هاى دانشگهاهها را بخود اختصاص ميدهند، در عمل چنين ادبيات عامه اى را زير سوال ميبرند. امروز يكى از ترس هاى جوانان ما در كنكور اينست كه رشته هايى را انتخاب كنند كه دختران آنها را كمتر ميزنند زيرا پسران يقين دارند كه دخترها در آن درس ها موفق ترند.

وقتى جوانان ما ايمان بياورند كه زنان به كمك آموزش موفق ترند، كلامهاى زشت و تحقيرآميز عاميانه را فراموش ميكنند، ولو اين كه شبانه روز از طريق رسانه ها يا صدا و سيما اينها به خوردشان داده شود. اين عمل است كه موجوديت واقعى زن را ثابت ميكند.”

در جوامع سنتى، رسانه ها و راديو تلويزيون نقش معينى در در گسترش فرهنگ تحقير آميز نسبت به زن ايفا ميكنند. فريبا داوودى مهاجر، روزنامه نگار و موسس اولين حزب زنان در ايران در اين زمينه چنين نظر ميدهد:

” صدا و سيما در واقع نشانه اى است از تفكر حاكمى كه در جامعه وجود دارد و برنامه هاى آن پرده از اين نگاه حاكم برميدارد كه از بالا به پايين است. نگاه جنس چندمى است نه جنس دومى. مرد را رييس خانواده ميبيند و رابطه بين زنان و مردان را رابطه بين فرمانبرداران و كسانى كه فرمان ميدهند مى بيند. اين ناشى از همان نگاه نابرابرى است كه حاكميت به زنان دارد و درصدا و سيما، آموزش و پرورش و متون درسى متجلى است.”

دكتر رويا طلوعى از فعالان حقوق زنان در سنندج هم با اشاره به اينكه زبان موجود در غالب فرهنگ ها زبانى مردانه و زن ستيز است ميگويد:

در كردستان هم متاسفانه از الفاظ ناشايستى عليه زنان استفاده ميشود ز درفرهنگ كرد هم ذليل ديدن زن و تحقير او وجود دارد اما چيزى كه الان معضلى سراسرى است، توليدات و سريال هاى صدا و سيماست كه به عنوان سوژه هاى سرگرم كننده زن را مسخره و تحقير ميكنند.

صدا و سيما اين خيانت بزرگ را انجام ميدهد و متاسفانه در ترجمه فيلمها و كارتون ها هم اينكار صورت ميگيرد. مثلا يك كارتون عصر يخبندان هست كه دوبله شده و لهجه اى لاتى هم روى آن گذاشته اندگ جايى تصاوي عده اى كركس را نشان ميدهند و بعد به آنها ميگويد: ضعيفه ها!!! به اين ترتيب به ذهن پسر من كه كارتون را مى بيند القا ميشود كه ضعيفه يعنـى كسى ك مثل كركس است...“

باز خانم لنگرودى در پايان سخن ميافزايد كه رسانه ها چه اندازه در تعيين مفهوم فرادستى و فرودستى نقش دارند.

”در كشور ما ايران راديو و تلويزيون و رسانه ها دايم در صدد توجيه و تبليغ نظامى هستند كه مبتنى بر تقسيم بندى جنسيتى است. دايم آموزش ميدهند كه مرد بخاطر نفقه اى كه مياورد، بخاطر كارى كه ميكند، رييس خانواده است. مرد ميتواند چند همسر داشته باشد. همه اين تلاش ها مصاديق بارز خشونت با زنان هستند”.

  • تاریخ 03.12.2004
  • نویسنده مهيندخت مصباح
  • چاپ چاپ مطلب
  • لینک کوتاه شده http://p.dw.com/p/A7SJ
  • تاریخ 03.12.2004
  • نویسنده مهيندخت مصباح
  • چاپ چاپ مطلب
  • لینک کوتاه شده http://p.dw.com/p/A7SJ