1. Inhalt
  2. Navigation
  3. Weitere Inhalte
  4. Metanavigation
  5. Suche
  6. Choose from 30 Languages

فرهنگ و هنر

خالق "چه کسی از ویرجینیا ولف می‌ترسد؟" درگذشت

ادوارد آلبی، نمایشنامه‌نویس آمریکایی، در آثار خود نسلی ناامید را نمایندگی می‌کرد که پشت زرق و برق زندگی مدرن با ترس‌ها و تردیدهای خود دست به گریبان بود و راه به‌جایی نمی‌برد. او سه بار برنده‌ی جایزه‌ی ادبی پولیتزر شد.

تاریخ معاصر آمریکا با نام ادوارد آلبی، نمایشنامه‌نویس بزرگ این کشور گره خورده است. این جوان نیویورکی که تازه در ۲۰ سالگی به هویت واقعی خود به عنوان "فرزندخوانده" خانواده‌ای ثروتمند پی برد، آثارش را به مکانی برای کشف هویت نسلی در آمریکا بدل کرد که در سال‌های دهه‌ی ۱۹۶۰ به نوعی "خودآگاهی عصیان‌گرانه" رسیده بود. او با بازتاباندن روح سرکش و مردد این نسل نه تنها به روند هویت‌یابی آن یاری رساند، بلکه هنر تئاتر و نمایشنامه‌نویسی آمریکا را که رو به افول داشت، نجات داد.
آلبی تنها نویسنده‌ی آمریکایی است که سه بار به افتخار دریافت جایزه‌ی ادبی پولیتزر نایل آمد. هر چند که نمایشنامه‌ی "چه کسی از ویرجینیا ولف می‌ترسد؟" یکی از مهم‌ترین و شناخته‌شده‌ترین آثار آلبی است، ولی کارهای تحسین‌شده‌ی او عنوان‌های دیگری دارند: "تعادل حساس" (۱۹۶۶) و "سه زن قدبلند" (۱۹۹۱).
زندگی پربار
نمایشنامه‌ی "چه کسی از ویرجینیا ولف می‌ترسد؟" که در سال ۱۹۶۲ به اجرا درآمد، شهرت آلبی را یک‌شبه جهان گیر کرد. می‌گویند که چند تن از اعضای هیات داوران به عنوان اعتراض به دلیل آن که نمایشنامه‌ی یادشده با وجود کسب چند رای معتبر، نتوانست به اکثریت آرا دست یابد از سمت خود استعفا کردند.
"رویای آمریکایی" و "داستان باغ وحش" نیز، پس از "چه کسی از ویرجینیا ولف می‌ترسد؟" از نوشته‌های آلبی است که بارها در صحنه‌های تئاتر جهان اجرا شده‌اند. آلبی به گفته‌ی خود نویسندگی را از ۶ سالگی آغاز کرد و پس از آن‌که با شعر و رمان موفقیتی کسب نکرد، به نمایشنامه‌نویسی رو آورد.
ادوارد آلبی که پدر و مادر خوانده‌ی متمول خود را پس از کشف هویت واقعی‌اش ترک کرد و تا رسیدن به شهرت با اشتغال به کارهای کم‌درآمد به زندگی ادامه داد، در سن ۸۸ سالگی در اثر پیامدهای عمل جراحی قلب در سال ۲۰۱۳، روز جمعه در خانه‌ی خود در "لانگ ایسلند" ایالت نیویورک درگذشت. او پس از این جراحی یادداشتی به این مضمون نوشت: «عشق و سپاس من برای همه‌ی شما که زندگی‌ام را چنین زیبا، هیجان‌انگیز و کامل کردید.»

در همین زمینه: