1. Inhalt
  2. Navigation
  3. Weitere Inhalte
  4. Metanavigation
  5. Suche
  6. Choose from 30 Languages

دانش و فناوری

خاطره آدمى در مورد گذشته زندگى خود چگونه كار ميكند؟

آخرين بارى كه شما كليد خانه خود را در جائى فراموش كرديد، يا آخرين دفعه اى كه يك قرار ملاقات تعيين شده را از خاطر برديد، كى بود؟ آيا اصلآ بخاطر داريد يا اينرا نيز فراموش كرده ايد؟ اين گونه اختلالها در خاطره ما چيز ويژه اى نيستند. مسئله وقتيست كه، شما اتفاقات گذشته زندگى خود را بخاطر نياوريد. يا از آن بدتر اين كه، اتفاقاتى را در ياد داشته باشيد، كه اصلا رخ نداده اند. مايه تعجب است كه، چنين مواردى، هر چه بيشتر گزارش

default

ميشوند و به همين دليل، يك گروه پژوهشى در دانشگاه Essen آلمان در اين زمينه به تحقيق مشغول است. اينبار شما را با تحقيقات اين گروه آشنا ميكنيم.

هر انسانى يادهاى زندگى خود را به دنبال هم رديف ميكند. طبق تعريفهاى علمى، گفته ميشود كه:"خاطره ما در واقع، يك بناى خودساخته است." هانس يوآخيم ماركوويچ متخصص رشته اعصاب و روان، سالهاى مديد است كه به اين تعريف اعتقاد دارد. او در طى تحقيقات خود، بخشهاى متفاوتى از يك فيلم را به افراد مورد آزمون نشان داده و به اين نتيجه رسيد كه:"تحت موقعيتهاى آزمايشى كنترل شده، بيش از ۴۰ درصد از تعبيرهاى افراد غلط بودند. يعنى اين افراد، چيزى را توصيف ميكردند كه، به اين صورت نميتوانستند در فيلم، ديده باشند. اين بدان معناست كه، خاطره ما ساخته خود ماست و كمتر از آنچه كه ما فكر ميكنيم، مورد اعتماد است."

آيا اين خاطره غير قابل اعتماد و تاثير پذير، ميتواند تضمينى باشد، براى يك موفقيت شخصى؟ بزحمت، زيرا اينكه ما چه كسى و چه چيزى را بياد ميسپاريم، اغلب توسط احساسات ما، تعيين ميگردد و همانطور كه ميدانيم، احساسات را به دشوارى ميتوان هدايت كرد. اما اگر چه با چنين داستانهاى غير حقيقى، يك هويت جديد و جادوئى نمىتواند براى افراد بوجود آيد ولى، در برخى موارد مشخص، اينگونه خاطرات مفيدند. زيرا خاطرات ما، براى خود عملكردى دارند. آنها به انسانها كمك ميكنند، طرحهاى عملى را بازشناسند، متناسب با آنها رفتار كنند و از تجارب خود بياموزند و اين قاعده، در مورد خاطرات اشتباه نيز صدق ميكند.

هارالد ولتزلر متخصص روانشناسى اجتماعى در اين زمينه توضيح ميدهد:"ما آن چيزى را در خاطر نگاه ميداريم كه، ميتوانيم از آن استفاده كنيم. مسئله دشوارى كه در اينجا وجود دارد، اين است كه، بسيارى از آنچه كه ما فكر ميكنيم، بايد در ياد خود نگاه داريم، شايد اصلآ چيزهائى نيستند كه، ما با تجربه خود به آنها رسيده ايم بلكه، آنچه كه از منابع ديگر منشا ميگيرند. اما اينگونه خاطرات نيز ميتوانند، براى مقابله با مشكلات روزمره مفيد باشند."

اما اگر فردى تمامى داستان زندگى خود را بصورت ديگرى بسازد يا در برابر دادگاه به دروغ ادعا نمايد، مثلآ در زمان وقوع جنايتى، در محلى ديگر بوده است، بايد بسيار محتاط باشد. زيرا پژوهشگران مغز و اعصاب ميتوانند، با كمك برخى روشهاى عكسبردارى از مغز، دقيقآ شناسائى كنند كه، در كدام بخش از مغز اين فرد، خاطرات باز فراخوانده ميشوند. در حاليكه در مورد داستانهاى ساختگى، بخش پسين مغز فعاليت ميكند، در مورد خاطرات حقيقى، بخش پيشين مغز فعال ميگردد. اينگونه روش تشخيص حقيقت از دروغ، همانند بهشتيست براى ارگانهاى قضائى و حقوقى. با استفاده از اين روش، ديگر نيازى به بازپرسيهاى طولانى مدت و معماهاى روانشناسانه نيست و تجزيه دروغ و راست، كاملا ممكن ميباشد. اما مسئله اصلى زمانى رخ مينمايد كه، خاطرات اشتباه، حقيقى تلقى ميشوند. ماركوويچ توضيح ميدهد:"بنابراين زمانيكه افراد راسخانه، به اين اعتقاد دارند كه، واقعه مزبور به اين صورت بوده، فعاليت مغزى نيز، عملآ اين امر را واقعيت نشان ميدهد."

به اين ترتيب، فعاليت مغزى نيز به راه غلط كشيده ميشود و روياى ديرين ماشينهاى حقيقت ياب، نقش بر آب ميگردد. زيرا دست كم، دروغهاى ناخود آگاه، خود را از پژوهشگران فعاليتهاى مغز و بازپرسان و قضات مخفى ميسازند. به اين صورت است كه، هنوز هم افراد، اختيار اين را دارند كه، براى خود، خاطرات و داستان زندگى دلخواه خويش را بسازند.

  • تاریخ 07.04.2005
  • چاپ چاپ مطلب
  • لینک کوتاه شده http://p.dw.com/p/A6Wq
  • تاریخ 07.04.2005
  • چاپ چاپ مطلب
  • لینک کوتاه شده http://p.dw.com/p/A6Wq