1. Inhalt
  2. Navigation
  3. Weitere Inhalte
  4. Metanavigation
  5. Suche
  6. Choose from 30 Languages

جامعه

حرف مرد آلمانی یکی است: سنت

بر اساس نتایج یک پژوهش اجتماعی درباره‌‌ی روحیه و برخورد مردان آلمانی، تنها ۱۳ درصد از جوانان شاخص‌های یک جامعه‌ی مدرن را می‌پذیرند، در حالی‌که ۴۱ درصد زنان جوان آلمانی خواهان زندگی در جامعه‌ای غیرسنتی هستند.

default

بیشتر مردان آلمانی خود را سنتی/ مدرن، یا در حال جستجو می‌خوانند

اگر پوسترها و تابلوهای تبلیغاتی در خیابان‌های شهرهای آلمان را مبنا قرار دهیم، مردان آلمانی بسیار مدرن، مستقل، آزادی‌خواه و مداراجو جلوه می‌کنند. این تصویر را می‌توان کمابیش، در زندگی روزمره و در کوچه و بازار هم دید: مردانی که با کالسکه‌ی بچه در سوپرمارکت‌ها مشغول انتخاب نرم‌ترین پوشک برای فرزندان دلبند خود هستند؛ پدرانی که با صبر و حوصله در این و آن پارک با بچه‌ی سرکش خود بحث می‌کنند که چرا باید سر ساعت به خانه برگردند، یا دوست پسرهای جوانی که با بچه‌های دوست دختر خود فوتبال بازی می‌کنند و .... این تصویر در جامعه‌ی آلمان چنان پررنگ است که جامعه‌شناسان حتی از نسل مدرن "پدران جدید" سخن می‌گویند.

این، ولی ظاهر قضیه است. آخرین آمار نشان می‌دهند که مرد آلمانی سنتی‌تر از آن است که تصور می‌رود. طبق نتایج یک پژوهش که از سوی کلیسای آلمان و به سفارش "وزارت خانه و خانواده" انجام شده، تنها ۱۹ درصد از مردان آلمانی، طرفدار روابط و مناسبات مدرن هستند. این رقم در میان زنان به ۳۲ درصد هم می‌رسد.

برخورد نسل جوان مردان آلمانی با مسئله‌ی "مدرنیت" حتی محافظه‌کارانه‌تر است: تنها ۱۳ درصد آنان شاخص‌های یک جامعه‌ی مدرن را می‌پذیرند، در حالی‌که ۴۱ درصد زنان جوان آلمانی خواهان زندگی در جامعه‌ای غیرسنتی هستند. همین امر سبب کاهش نرخ ازدواج در آلمان شده است: مردان کمتر به خواست‌های زنان مدرن که مثلاً خواهان مشارکت همسران آینده‌شان در کارهای روزمره هستند، تن در می‌دهند. از این‌رو شمار مردان آلمانی‌ای که در حال حاضر ناچار به زندگی در تنهایی روآورده‌اند، رو به افزایش است.

تفکر سنتی غالب

بر اساس نتایج پژوهشی که روز اول آوریل در برلین منتشر شد، مردان و زنان آلمانی را می‌توان به چهار گروه تقسیم کرد: سنتی یا تاحدودی سنتی، سنتی/ مدرن، در حال جستجو و به‌کلی مدرن. این آمار نشان می‌دهند که یک سوم از مردان آلمانی، تفکری سنتی یا تا حدودی سنتی دارند. یعنی هنوز فکر می‌کنند که نان‌آور خانواده‌اند، معنای زندگی کار است و زن باید در خانه بماند و به امور خانه و بچه‌ها برسد. تفاوت این تفکر سنتی با نتایج پژوهشی که ده سال پیش انجام شده بود، در این است که امروزه مردان سنتی پذیرفته‌اند که همسرانشان بعضاً کار کنند و به "درآمد خانواده" بیفزایند. این امر تنها در موردی قابل قبول است که حقوق مردان، کفاف خرج زندگی خانوده را ندهد. مردان هنوز هم، مثل ده سال پیش، حاضر به تن دادن به کار خانه نیستند. اما این گروه از مردان پذیرفته‌اند که شاغل ‌بودن همسرانشان تأثیری منفی بر "زندگی مشترک و تربیت بچه‌ها" نگذاشته است.

مردان مدرن

بیشتر مردان در آلمان خود را سنتی/ مدرن، یا در حال جستجو می‌دانند. تنها یک ‌چهارم آنان عنوان مدرن به خود می‌دهند. اینان دست‌کم از نظر تئوری معتقدند که زن و مرد، هر دو و به‌طور مساوی باید به کار خانه و امور بچه‌ها بپردازند. این که زنان نیز باید با کار و فعالیت‌های اجتماعی خود را به ثبوت برسانند، از دیدگاه مردان مدرن آلمانی، امری "بسیار مهم" است. اینان بااین‌حال معتقدند که «خانواده هم از اهمیت فوق‌العاده‌ای برخورد است».

مرد مدرن آلمانی، از سوی دیگر مایل است ساعات بیشتری را در خانه و با بچه‌ها، یا دوستان خود بگذراند. "آرزوهای" این قشر تاحدودی هم بر‌آورده شده است: بر اساس آمار، حدود ۱۰۳ هزار پدر در سال ۲۰۰۷، تقاضا کرده‌اند که "به دلیل رسیدگی به امور بچه‌ها" از انجام کار اداری معاف شوند و به مرخصی بروند. این پدران خانواده دوست که حقوقشان را دولت براساس قانون تأمین می‌کند، تنها حداکثر دو ماه در خانه مانده‌اند. چون شمار مردان مدرنی که معنای زندگی را در کار می‌بینند، حتی از ده سال پیش هم بیشتر شده است: در سال ۱۹۹۸ تقریباً تمام مردان مدرن از تأئید این جمله سرباز زدند: «کار، زندگی مرد را می‌سازد.» در سال ۲۰۰۹ ، تنها نیمی از مردان با مفهوم این جمله موافق بودند.

مفاد نظرخواهی

در این نظرخواهی که از سوی دو جامعه‌شناس آلمانی و اتریشی انجام شده، ۱۴۷۰ مرد و ۹۷۰ زن، از سنین و قشرهای مختلف شرکت داشته‌اند و در باره‌ی دیدگاه‌ها و برخوردهای خود نسبت به کار، اوقات بیکاری، خانواده و مذهب نظر داده‌اند. این که پرسش‌شوندگان چه اهداف و آرزوهایی را دنبال می‌کنند و چه تصویری از زن‌و مردبودن در ذهن دارند، نیز از دیگر بخش‌های این پژوهش را تشکیل می‌دادند. ده سال پیش‌، در سال ۱۹۹۸ نظرخواهی مشابهی در همین زمینه صورت گرفته بود.

نویسنده: فهیمه فرسایی

تحریریه: داود خدابخش

در همین زمینه:

مطالب مرتبط