1. Inhalt
  2. Navigation
  3. Weitere Inhalte
  4. Metanavigation
  5. Suche
  6. Choose from 30 Languages

زنان

جمهوری اسلامی و هدف‌های هشت‌گانه‌ی هزاره‌ی سوم (۵) ‌
راه دشوار تامین سلامت زنان

دست یافتن به پنجمین هدف توسعه‌ی هزاره، کاهش مرگ و میران مادران، ارتباطی مستقیم و تنگاتنگ با هدف‌های دیگر دارد. فقر، بیسوادی، نابرابری‌های اقتصادی، اجتماعی و جنسی از عوامل اصلی مرگ مادران هنگام زایمان به شمار می‌رود.

default

تازه‌ترین گزارش یونیسف در این مورد که شهریور ماه ۱۳۸۷ منتشر شد، نشان می‌دهد، «بیش از ۹۹ درصد مرگ مادران در کشورهای در حال توسعه بوده که ۸۴ درصد از این آمار متعلق به کشورهای صحرای آفریقا و جنوب آسیا است.» بنابر این گزارش «روزانه بیش از نیم میلیون زن بر اثر عوارض مربوط به دوران بارداری و یا زایمان جان خود را از دست می‌دهند.» کشورهای عضو سازمان ملل متعهد شده‌اند که این میزان را تا سال ۲۰۱۵ سه چهارم کاهش دهند.

هدفی دور از دسترس؟

کارشناسان مسائل بهداشتی معتقدند که تنها ۲۵ درصد از بهبود وضعیت مادران به اجرای طرح‌های بهداشتی مربوط است و بخش مهم آن در گرو توجه به مسائلی چون فقر، بیکاری، سوء تغذیه و شرایط زیست محیطی. آمار بسیار متفاوت مرگ مادران در کشورهای مختلف نشان می‌دهد از اکثریت قریب به اتفاق این مرگ‌ها می‌توان پیشگیری کرد.

یونیسف در گزارش اخیر خود تاکید دارد: «در کشورهای در حال توسعه خطر مرگ مادران در اثر مشکلات و بیماری‌های مربوط به بارداری و زایمان در طول زندگی هر زن یک نفر از هر ۷۶ زن است؛ در حالی که این آمار در کشورهای صنعتی یک نفر از هر ۸ هزار زن می‌باشد.»

بر اساس گزارش سازمان جهانی بهداشت، رسیدن به این هدف نیازمند کاهش سالیانه ۵ / ۵ درصدی نسبت مرگ و میر مادران تا سال ۲۰۱۵ میلادی است. اما ارقام منتشر شده از سوی نهادهای بین‌المللی تنها کاهش سالیانه کمتر از یک درصد را نشان می‌دهد.

مرتبط بودن کاهش مرگ مادران با مسائل مختلفی چون کنترل جمعیت، افزایش مراقبت‌های پزشکی در حین زایمان یا تغدیه‌ی مناسب رسیدن به هدف هزاره را محتاج بسیج همه‌ی دستگاه‌های دولتی و برنامه ریزی کشوری کرده که در مناطق بحرانی به سادگی امکان‌پذیر نیست.

کنترل جمعیت، گامی در جهت سلامت مادران

یکی از دلایل کاهش مرگ مادران به کاهش زایمان در برخی از کشورهای در حال توسعه، از جمله ایران، مربوط است. این تعداد از ۶ / ۵ تولد به ازای هر زن در دهه‌ی شصت به ۵ / ۲ تولد تنزل پیدا کرده. استان بلوچستان یکی از مناطقی است که بیشترین مرگ مادران هنگام زایمان در آن اتفاق می‌افتد.

Fötus

مطابق تحقیقاتی که مراد ماه ۸۶ در دانشگاه زاهدان انجام شد بالا بودن میزان مرگ مادران ارتباطی مستقیم با تعداد زایمان آنها دارد که دو برابر متوسط کشوری است. سوء تغذیه و ضعف جسمی مادران یکی از دلایل مرگ آنها و نوزادانشان محسوب می‌شود.

استان آذربایجان غربی نیز از مناطقی است که مرگ مادران در آن بالاتر از میانگین کشوری است. به گزارش خبرگزاری مهر محمدرضا ترجمان معاون امور بهداشتی دانشگاه علوم پزشکی این استان «سن پایین باروری، بالا بودن تعداد زایمان‌ها، فاصله اندک میان دو بارداری و توجه نکردن به تغذیه مادران و دختران» را از عوامل مهم این وضعیت اعلام کرده است.

به رغم این، در مواردی کمبود نیروی متخصص تاثیری بیشتر از فقر در از میان رفتن مادران داشته است. به گفته‌ی مدیر کل سلامت خانواده و جمعیت وزارت بهداشت «از ۲۹۵ مرگ مادرانی که در سال ۱۳۸۴ گزارش شده ۶ / ۸۷ درصد در بیمارستان اتفاق افتاده و ۶۰ درصد آن‌ها به علت خطاهای پزشکی، مامایی و پرستاری به‌وقوع پیوسته است.»

نقش آمارصحیح در شناخت میزان واقعی موفقیت‌ها

دولت‌ها می‌کوشند با دستکاری آمار و ارقام، تعییر تعریف‌ها ومعیارها و در مواردی با اقدام‌های مقطعی وضعیت را بهتر از آنچه هست، جلوه دهند. یکی دیگر از شیوه‌های مرسوم مقایسه شاخص‌های سلامت با وضعیت چهار تا پنج دهه‌ی پیش است. در حالی که طبیعی است، ایران به عنوان کشوری «در حال توسعه» و با توجه به ثروت‌های عظیمی که دارد، در طول چند دهه وضعیتی بهتر داشته باشد.

کارشناسان معتقدند، سیاست‌هایی که به توسعه‌ی پایدار منجر می‌شود باید در سطح ملی تعریف شوند و تلاش دولت‌ها که در صددند خود را به هر قیمتی موفق نشان دهند، گاهی مانع اجرای طرح‌های بلند مدت است. یکی از جلوه‌های چنین رویکردی غیر قابل اعتماد بودن اطلاعات و آماری است که در زمینه‌ی مشکلات اجتماعی انتشار می‌یابد.

علیرضا مرندی، وزیر بهداشت سابق که یکی از معماران نظام سلامت در جمهوری اسلامی محسوب می‌شود، در نشست دو روزه‌ای که خرداد ۸۶ به منظور تدوین سند سلامت کودکان و نوجوانان برگزار شده بود، آمار و تحلیل را زیربنای اجرای عدالت در کشور ذکر کرد و گفت «در حالی که ما هنوز اطلاعات و آمار شاخص‌های سلامت را از شهرهای مختلف کشور نداریم، چگونه می‌خواهیم برای برقراری عدالت برنامه ریزی کنیم.»

گام‌های موثر، نتایج مبهم

در سال‌های گذشته اقدام‌های مثبتی در مورد کاهش مرگ مادران و نوزادان در ایران صورت گرفته است. با این همه بررسی میزان موفقیت‌ها در این زمینه کار دشواری است.

وزیر بهداشت جمهوری اسلامی در اجلاسی که مرداد ماه ۱۳۸۵ با شرکت وزیران بهداشت مناطق آفریقا، آسیا و آمریکای جنوبی در کشور غنا برگزار شد، از کاهش مرگ و میر مادران از ۹۰ در هر ۱۰۰ هزار تولد زنده به ۲۷ در ۱۰۰ هزار سخن گفت و آن را «از دستاوردهای تصویب پروژه ملی توسعه شبکه مراقبتهای اولیه بهداشتی» عنوان کرد.

نهادهای بین المللی این میزان را از ۷۶ مرگ به ازای هر ۱۰۰ هزار زایمان در سال ۲۰۰۰ تا ۳۵ مرگ در سال ۲۰۰۶ گزارش کرده‌اند. به گزارش خبرگزاری فارس وزیر بهداشت، ۱۳ بهمن ماه ۸۶ در مورد مرگ زنان به علت زایمان ادعا می‌کند: «امروز این میزان به حدود ۲۰ مرگ به ازای هر هزار تولد زنده کاهش یافته است.»

Deutschland Geburten Statistik Baby auf Geburtsstation

این ادعا نه تنها با آمار نهادهای بین‌المللی که با ارقام منتشر شده از سوی مسئولان جمهوری اسلامی نیز مطابقت ندارد. به رغم این تفاوت‌ها، در دو دهه‌ی گذشته مرگ مادران بر اثر بارداری کاهشی محسوس داشته و احتمال بسیار دارد تا سال ۲۰۱۵ این شاخص در ایران به ۱۸ تا ۲۲ مرگ در هر صد هزار تولد کاهش یابد. گرچه زنان باردار را خطرهای دیگری تهدید می‌کند که سزارین و سقط جنین غیربهداشتی در راس آنها قرار دارد.

سرازین، زایمان «ساده» و پر خطر

ناآگاهی برخی از خانواده‌ها که سزارین را عملی امروزی و دستاورد پیشرفت‌های علم پزشکی می‌دانند، ناکافی بودن اقدام‌های روشنگرانه‌ی مسئولان در این زمینه و سودجویی بخشی از بیمارستان‌های خصوصی سهم سزارین در تولد نوزادان ایرانی را به طرز نگران کننده‌ای افزایش داده است.

بعضی از منابع، تولد از طریق سزارین در بعضی از استان‌های ایران را بالاتر از ۶۰ درصد برآورد کرده‌اند. میانگین سزارین در جهان پانزده درصد است و سازمان بهداشت جهانی توصیه می‌کند به هشت تا ده درصد کاهش داده شود. به این ترتیب سزارین در ایران سه تا چهار برابر میانگین جهانی است.

گفته می‌شود هزینه‌ی بیشتر عمل سزارین باعث شده است که برخی از بیمارستان‌های خصوصی زنان باردار را به این عمل تشویق می‌کنند. بعضی از آمار موجود این گمان را تقویت می‌کند. اردیبهشت ۸۷ سایت سلامت نیوز به نقل از معاون درمان دانشگاه علوم پزشکی مشهد گزارش می‌دهد: «طبق بررسی‌ها، انجام سزارین در بیمارستهای دولتی ۳۴ درصد و در بیمارستان‌های خصوصی استان ۵۶ درصد گزارش شده است.»

برابر اطلاعاتی که نهادهای رسمی از جمله وزارت بهداشت و سازمان نظام پزشکی منتشر کرده‌اند، در سال ۱۳۷۹ حدود ۳۵ درصد از کل زایمان‌ها به روش سزارین بوده که در سال‌های بعد سیری صعودی یافته است. در سال ۸۲ آمار سزارین در بیمارستان‌های دولتی دانشگاهی ۲۰ درصد، در بیمارستان‌های دولتی غیردانشگاهی ۴۴ درصد و در بیمارستان‌های خصوصی ۸۸ درصد گزارش شد. به گزارش ایسنا نسرین چنگیزی، رییس اداره سلامت مادران وزارت بهداشت، ۲۷ خرداد ۸۷، خبر می‌دهد که برخی از استان‌ها «دارای بیشترین میزان زایمان سزارین در سطح کشور یعنی حدود ۵۰ تا ۶۴ درصد کل زایمان‌ها هستند.»

سزارین در نهایت یک عمل جراحی با بیهوشی است که می‌تواند مادران را با خطراتی چون عفونت و خونریزی روبرو کند. به جز این، تحقیقات نشان می‌دهند نوزادان زایمان طبیعی نسبت به سزارینی‌ها، مشکلات تنفسی کمتری دارند. میزان احتمال ابتلا به آسم در نوزادانی که از طریق سزارین متولد شده‌اند، ظاهرا چهل درصد بیشتر از نوزدان در تولدهای طبیعی است. با توجه به این واقعیت‌ها نهادهای دولتی و غیردولتی بسیاری برنامه‌های گسترده‌ای برای ترویج تولد طبیعی تدارک دیده‌اند که میزان توفیق آنها را در سال‌های آینده مشخص خواهد شد.

بارداری ناخواسته و سقط جنین غیرقانونی

حدود یک چهارم تا یک سوم بارداری‌ها در جهان به سقط جنین می‌انجامد که بخش بزرگی از آن غیرقانونی انجام می‌شود.

Schwangere Frau hält ihren Bauch

سقط جنین در شرایط غیر بهداشتی و توسط افراد عیر متخصص یکی از خطرهایی است که جان مادران را تهدید می‌کند. زنان قربانی سقط جنین در جهان را سالانه بین ۱۰۰ تا ۲۰۰ هزار نفر تخمین می‌زنند.

یکی از مهمترین دلیل‌های سقط جنین، بارداری ناخواسته در روابط قبل از ازدواج است که در کشورهایی مانند ایران جرم محسوب می‌شود. در کنگره‌ی بین المللی زنان و زایمان که هفدهم مهرماه ۸۷ در دانشگاه تهران برگزار شد، بارداری‌های ناخواسته در جهان سالانه ۷۵ میلیون و در ایران ۴۰۰ تا ۵۰۰ هزار مورد عنوان شده است.

سازمان بهداشت جهانی این تعداد را برای جهان حدود ۴۵ میلیون نفر برآورد می‌کند و می‌افزاید حدود ۴۰ درصد زنانی که در شرایط غیر بهداشتی جنین خود را سقط می‌کنند، ۱۵ تا ۲۴ ساله هستند. مرگ سی درصد از مادران هنگام زایمان بر اثر خونریزی شدید اتفاق می‌افتد که بخش بزرگی از آن به سقط جنین در شرایط غیر بهداشتی مربوط است.

در جمهوری اسلامی سقط جنین در شرایطی مجاز است که یا جنین دچار نقص عضو یا بیماری باشد یا جان مادر در خطر قرار بگیرد. آمار غیر رسمی از حدود هشتاد هزار سقط جنین غیرقانونی در سال خبر می‌دهد. به جز مراکز غیرمجازی که گه گاه تعدادی از آنها کشف می‌شود، آمپول و قرص سقط جنین نیز در بازار سیاه دارو به راحتی در دسترس است.

این داروها که نمونه‌های ارزان آن از هند و پاکستان وارد می‌شود، می‌تواند پیامدهای خطرناکی برای سلامت زنان داشته باشد. خبرگزاری ایلنا ۲۶ آبان ماه ۸۷ از قول ژانت مهجوری، جراح و متحصص زنان و زایمان، بخشی از زنانی را که مجبور به سقط جنین می‌شوند زنانی ذکر می‌کند «که به دلیل فقر مالی و از روی ناچاری به عقد موقت تن داده‌‏اند.»

مهجوری می‌افزاید: «این افراد وسایر کسانی‌‏که به سقط روی می‌‏آورند، به دلیل بارداری ناخواسته، فقر فرهنگی، عدم‌‏آگاهی ازروش‌‏های نوین جلوگیری از بارداری و ترس‌‏ از آبرو، حاضرمی‌‏شوند با جان خود بازی کنند.»

کارشناسان مسائل زنان معتقدند بارداری ناخواسته و روابط جنسی قبل از ازدواج در میان جوانان واقعیتی است که نمی‌توان منکر آن شد. با توجه به این واقعیت راه موثر جلوگیری از سقط جنین‌های غیرقانونی، آموزش راه‌های جلوگیری از بارداری به ویژه به دختران و زنان جوان و تسهیل شرایط قانونی سقط جنین در مراکز بهداشتی و زیر نظر پزشکان متخصص است.

نویسنده: بهزاد کشمیری‌پور

تحریریه: شهرام احدی

مطالب مرتبط